فصل ۶۰ از کتاب اشعیا، آکنده از نور است. در سایۀ دورۀ تاریک تبعید یهودیان و رنجهایی که این قوم در آن زمان متحمل شدند، این تضاد بیشتر جلب توجه میکند. بازگشت آنان به مناطق اطراف اورشلیم، نویدبخش سالهایی پر از امید بود. نجات قوم خدا نیز قریبالوقوع به نظر میرسید. با این حال، نقشۀ خدا برای نجات در این دوران شامل تمام اقوام؛ در آن جهانِ شناختهشده نیز میشد.
در این رؤیا یک ویژگی دیگر نیز جدید و تکاندهنده بود. ملتهای جهان با فتوحات و کشورگشایی بهسوی خدای یهودیان کشیده نخواهند شد، بلکه با مشاهدۀ زیبایی و جذبۀ پادشاهی او. نور خدا بر همگان خواهد تابید و ملتهای جهان با میل و رغبت بهسوی آن خواهند آمد. آنان صلح و آرامش در زندگی قوم خدا را دیده، آرزو خواهند کرد که در آن سهیم گردند. ایشان عدالت و راستی را در برخورد با آسیبپذیرترین افراد دیده، خواهند خواست که آن را برای خود نیز داشته باشند.
پس آنچه در نگاه نخست، رؤیایی برای حاکمیت قوم اسرائیل (یا حتی مسیحیان) بهعنوان گروهی با امتیازات خاص به نظر میرسد، در حقیقت تبدیل به چالشی برای بشارت میشود. زمانی که نور خدا زندگی افراد را متحول سازد، دیگران در برخورد با آنان، این امر را عمیقاً جذاب یافته، آن را برای خود نیز خواهند خواست.
هنوز تاریکی بر جهان حکمفرماست، اما نور نیز طلوع کرده است. قوم خدا در روزگاران گذشته و حال فراخوانده شدهاند تا شهادت دهند که این نور، حقیقتاً چقدر مقاومتناپذیر است.