Today's word: اشعیا ۶۰:‏۱۳ تا آخر | Bible Study: مزمور ۱۲۷مزمور ۱۲۸یوحنا ۱:‏۴۳ تا آخر

فصل ۶۰ از کتاب اشعیا، آکنده از نور است. در سایۀ دورۀ تاریک تبعید یهودیان و رنج‌هایی که این قوم در آن زمان متحمل شدند، این تضاد بیشتر جلب توجه می‌کند. بازگشت آنان به مناطق اطراف اورشلیم، نویدبخش سال‌هایی پر از امید بود. نجات قوم خدا نیز قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید. با این‌ حال، نقشۀ خدا برای نجات در این دوران شامل تمام اقوام؛ در آن جهانِ شناخته‌شده نیز می‌شد.
در این رؤیا یک ویژگی دیگر نیز جدید و تکان‌دهنده بود. ملت‌های جهان با فتوحات و کشورگشایی به‌سوی خدای یهودیان کشیده نخواهند شد، بلکه با مشاهدۀ زیبایی و جذبۀ پادشاهی او. نور خدا بر همگان خواهد ‌تابید و ملت‌های جهان با میل و رغبت به‌سوی آن خواهند آمد. آنان صلح و آرامش در زندگی قوم خدا را دیده، آرزو خواهند کرد که در آن سهیم گردند. ایشان عدالت و راستی را در برخورد با آسیب‌پذیرترین افراد دیده، خواهند خواست که آن را برای خود نیز داشته باشند.

پس آنچه در نگاه نخست، رؤیایی برای حاکمیت قوم ‌اسرائیل (یا حتی مسیحیان) به‌عنوان گروهی با امتیازات خاص به نظر می‌رسد، در حقیقت تبدیل به چالشی برای بشارت می‌شود. زمانی که نور خدا زندگی افراد را متحول سازد، دیگران در برخورد با آنان، این امر را عمیقاً جذاب یافته، آن را برای خود نیز خواهند خواست.
هنوز تاریکی بر جهان حکم‌فرماست، اما نور نیز طلوع کرده است. قوم خدا در روزگاران گذشته و حال فراخوانده شده‌اند تا شهادت دهند که این نور، حقیقتاً چقدر مقاومت‌ناپذیر است.

Today's Prayer

ای خدا در تثلیث،
ای وحدت ابدی از محبت در کمالش،
ملت‌ها را گردآور تا یک خانواده گردند،
و ما را به‌ حیات مقدس خود جذب کن
به‌واسطۀ ولادت عمانوئیل،
خداوندگار ما، عیسای مسیح.

Bible Study

اشعیا ۶۰:‏۱۳ تا آخر

جلال لبنان نزد تو آورده خواهد شد، درختان کاج و صنوبر و سرو، تا مکان قُدس مرا بیارایند، و من قدمگاه خود را جلال خواهم بخشید. فرزندان آنان که بر تو ستم روا می‌دارند آمده، در برابرت خم خواهند شد، و هر آن که تو را خوار می‌شمارد، به پاهایت خواهد افتاد؛ تو را شهر خداوند خواهند خواند، و صَهیونِ قدوس اسرائیل. تو را که متروک و منفور بودی، و کسی از میانت گذر نمی‌کرد، فخر جاودانی خواهم ساخت، و مایۀ شادمانی همۀ نسلها. شیر قومها را خواهی مَکید، و از پستانهای پادشاهان شیر خواهی خورد. آنگاه خواهی دانست که من یهوه نجات‌دهندۀ تو هستم، و قدیر یعقوب، ولیّ تو. به جای برنج برایت طلا خواهم آورد؛ به جای آهن، نقره؛ به جای چوبْ برنج خواهم آورد؛ و به جای سنگ، آهن. صلح را فرماندار تو خواهم ساخت، و عدالت را حاکم تو. در سرزمین تو دیگر خبری از خشونت نخواهد بود، و نه در حدود تو خبری از خرابی و ویرانی؛ بلکه حصارهایت را ’نجات‘ خواهی نامید، و دروازه‌هایت را ’ستایش‘. دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود، و درخشش ماه بر تو نخواهد تابید؛ زیرا خداوند نور جاودان تو، و خدایت جلال تو خواهد بود. آفتابِ تو دیگر هرگز غروب نخواهد کرد، و ماهِ تو زوال نخواهد پذیرفت؛ زیرا خداوند نور جاودان تو خواهد بود، و روزهای ماتم تو به پایان خواهد رسید. آنگاه تمامی قوم تو پارسا خواهند بود، و زمین را تا به ابد در تصرف خویش خواهند داشت. آنان نهال مَغروس منند، و ثمرۀ دستانم، تا جلال بیابم. کمترین، هزار تن خواهد شد، و کوچکترین، قومی نیرومند. من یهوه هستم، و این را در وقتش خواهم شتابانید.

مزمور ۱۲۷

اگر خداوند خانه را بنا نکند، بنّایانش زحمتِ بیهوده می‌کشند؛ اگر خداوند شهر را نگاهبانی نکند، نگهبانان بیهوده به پاسداری می‌ایستند! بیهوده است که زود برمی‌خیزید و تا دیر وقت بیدار می‌مانید، و نان مشقت می‌خورید؛ زیرا او محبوبان خویش را خواب می‌بخشد. فرزندان، میراثی‌از جانب خداوندند، و ثمرۀ رَحِم، پاداشی‌از سوی او. بسان تیرها در دست مرد دلاور، همچنانند فرزندان ایام جوانی. خوشا به حال آن که تَرکِش خویش از آنها پر سازد! چنین کسان هرگز شرمسار نخواهند شد، آنگاه که در دروازه با دشمنان سخن بگویند.

مزمور ۱۲۸

خوشا به حال هر آن که از خداوند می‌ترسد، و در راههای او گام می‌زند. تو از دسترنجِ خود خواهی خورد، و مبارک و سعادتمند خواهی بود! زن تو چون تاکی بارآور در اندرون خانه‌ات خواهد بود، و پسرانت چون نهالهای زیتون گِرداگرد سفره‌ات. آری، این چنین مبارک خواهد بود مردی که از خداوند می‌ترسد. باشد که خداوند تو را از صَهیون برکت دهد. باشد که در همۀ روزهای زندگی، سعادت اورشلیم را شاهد باشی. باشد که فرزندانِ فرزندانت را به چشم ببینی! صلح و سلامت باد بر اسرائیل!

یوحنا ۱:‏۴۳ تا آخر

روز بعد، عیسی بر آن شد که به جلیل برود. او فیلیپُس را یافت و به او گفت: «از پی من بیا!» فیلیپُس اهل بِیت‌صِیْدا، شهر آندریاس و پطرس بود. او نَتَنائیل را یافت و به او گفت: «آن کس را که موسی در تورات بدو اشاره کرده، و پیامبران نیز درباره‌اش نوشته‌اند، یافته‌ایم! او عیسی، پسر یوسف، از شهر ناصره است!» نَتَنائیل به او گفت: «مگر می‌شود از ناصره هم چیزی خوب بیرون بیاید؟» فیلیپُس پاسخ داد: «بیا و ببین.» چون عیسی دید نَتَنائیل به سویش می‌آید، درباره‌اش گفت: «براستی که این مردی اسرائیلی است که در او هیچ فریب نیست!» نَتَنائیل به او گفت: «مرا از کجا می‌شناسی؟» عیسی پاسخ داد: «پیش از آنکه فیلیپُس تو را بخواند، هنگامی که هنوز زیر آن درخت انجیر بودی، تو را دیدم.» نَتَنائیل پاسخ داد: «استاد، تو پسر خدایی! تو پادشاه اسرائیلی!» عیسی در جواب گفت: «آیا به‌خاطر همین که گفتم زیر آن درخت انجیر تو را دیدم، ایمان می‌آوری؟ از این پس، چیزهای بزرگتر خواهی دید.» سپس گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم که آسمان را گشوده و فرشتگان خدا را در حال صعود و نزول بر پسر انسان خواهید دید.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *