دو تصویر در تار و پود این بخش از کلام خدا بافته شده‌اند که هر دو، در تعمید ریشه دارند. نخستین تصویر، با موضوع مرگ و قیام ارتباط دارد. هنگام تعمید، شاگرد به نشانۀ مرگ، درون آب فرو رفته و در حیاتی نو در مسیح برمی‌خیزد. این مرگ، تنها یک بار برای همیشه اتفاق می‌افتد («زیرا مُردید»)، اما دعوتی برای قدوسیت نیز هست («پس، هر آنچه را در وجود شما زمینی است، بکُشید»).
به طریقی مشابه، قیام و حیات جدید، هم‌اکنون نیز آغاز شده‌اند. این انسان جدید «در معرفتِ حقیقیْ هر آن نو می‌شود تا به‌صورت آفرینندۀ خویش در‌آید». ما به روزی چشم می‌دوزیم که «همراه او با جلال» ظاهر خواهیم شد.

تصویر دوم از تعمید نیز به‌صورت درآوردن جامه (انسان قدیم) و بر تن کردن جامه‌ای جدید (انسان جدید) توصیف شده است. هنگام تعمید، شاگرد از آب بیرون آمده، لباس‌ خود را از تن به در کرده و ردایی سفید و نو بر تن می‌کند. سپس این تصویر ژرف، عمیق‌تر نیز می‌شود. بر اساس کولسیان، «آن انسانِ قدیم را با کارهایش از تن به در آورده‌اید و انسانِ جدید را در بر کرده‌اید». از تن به در کردن جامه‌های کثیف و قدیمی، یک بخش از این فرایند است. سپس محبت مسیح وارد کار شده و حتی لایه‌های بیشتری از خویشتن حقیقی‌مان را برمی‌دارد تا شفا یافته و تازه شویم.

هر مسیحی تنها یک بار تعمید داده می‌شود، اما قدرت و معانی نمادین تعمید، هر روزه بر ما تأثیر می‌گذارد؛ یعنی هر زمان که به دنبال زندگی در مسیح باشیم. ما هر روز در انسان قدیمی خویش، می‌میریم و در حیات تازۀ خویشتن بیدار می‌شویم. هر روز، به این معناست که جامه‌های کثیف و قدیمی را از وجود خود به در کرده و خویشتن جدیدی را در بر می‌کنیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *