ادامهیابنده
این «عیسای مهربان، نرمخو و آرام» را تا چه حد میشناسیم؟ آنطور که انجیل مرقس او را معرفی میکند، او را چندان خوب نمیشناسیم. چرا که اینجا، در این روایت نسبتاً نفـَسبُر، به عیسایی تندرو، عیسایی قانونشکن، عیسایی چالشگر و برهمزنندۀ سنتها برمیخوریم. این همان عیسایی است که اگر به جمع ایمانداران کلیسای شما بیاید، عضوی آرام و منفعل نخواهد بود، بلکه عضوی دردسرساز! او از همان آغاز خدمت خود، همین طور بود. مسیح خودش میدانست ماجرا چگونه پایان خواهد یافت- اما ما نیز میتوانیم از همین آغاز، کمکم ببینیم که چرا بسیاری از مردم در انتها با او به مخالفت برخاستند.
در قرائت امروز، میبینیم که عیسی پیش از هر چیز، تعبیری متداول و مرسوم از شبّات را با حالتی تقریباً غیرمنتظره زیر پا میگذارد. درست مانند گاندی که در سال ۱۹۳۰، از آب دریا نمک تهیه کرد و قانون امپراتوری بریتانیا در مورد مالیات بر نمک را به چالش گرفت، عیسی نیز بسیار صریح، قانون را شکست تا پوچی آن را برملا سازد. اما ماجرا به همین ختم نشد. زیرا بعد از این رویداد، در روز شبّات به کنیسه رفت و با شفای مردی که دستش خشک شده بود، بار دیگر قانون را شکست.
این کارها و حرکات چه پیامی دربارۀ عیسی و قانون و مقررات برای ما دارند؟ اینکه عیسی مصمم بود تعریف تازهای از رابطه میان بشر و قانون و شریعت به دست دهد. و همچنین اینکه در پادشاهی نوین، شریعت و مقررات مذهبی باید همسو با محبت خدا و دلسوزی و شفقتی که خدا برای کل بشریت دارد، باشند و عمل کنند. سنتهای مذهبیای که بخاطر پیروی از ضوابط اخلاقی که ظاهراً الهامیافته از خدا هستند، نتوانند نیازهای انسان را برآورده سازند و باعث شفای دردهایش گردند، دیگر سودی برای بشر ندارند.