ایام عید پاک
چهارمین یکشنبهٔ عید پاک
تصویرکردن عیسی همچون یک «در»، شاید به دلایل روشن هنری به اندازهٔ تصاویر دیگر خیالانگیز نباشد. هرچند که شاید این امر در قرون گذشته متفاوت بوده است. این که عیسی خود را همچون دری معرفی میکند، برای خوانندگان یونانی این انجیل آشنا بود که در ادبیات بعد از هومر خوانده بودند، بهشتی بر فراز زمین است که از چنین دری بدان وارد میشوند. در کتب مقدس یهودی نیز ارجاعاتی به دروازههای آسمانی مییابیم، از جمله در مزمور ۱۱۸:
«دروازههای پارسایی را بر من بگشایید،
تا بدانها داخل شوم و خداوند را سپاس گویم.
این است دروازهٔ خداوند
که پارسایان بدان داخل میشوند.» (مزامیر ۱۱۸:۱۹-۲۰)
امروزه بسیاری از ما احساس میکنیم که گویی در آستانهٔ ایمان بهسر میبریم و دربارهٔ این تعهد دودلیم، زیرا بیش از اندازه سؤال داریم و از این که با گذشتن از این در چه ممکن است برایمان پیش آید، نگرانیم. در این متن، عیسی از تنگنایی سخن نمیگوید که بهسوی مکانی میرود که در آن باید کاملیت خود را از دست بدهیم، بلکه میگوید که پیروی از او به معنی «به درونآمدن و بیرونرفتن و چراگاهیافتن» است (آیهٔ ۹). او راهی بهسوی مکانی امن و آرام میگشاید، جایی که در میان سردرگمی تمام تقلاهای ما حضور شبان اطمینان خاطر میبخشد و زندگی را شایستهٔ اعتماد میکند. او نیامده است تا پیچیدگی حیات را فروکاهد، بلکه آمده است تا آن را غنی و فراوان سازد.
Bible Study
یوحنا ۱۰:۱-۱۰
«آمین، آمین، به شما میگویم، آن که از در به آغل گوسفندان داخل نشود، بلکه از راهی دیگر بالا رود، دزد و راهزن است. امّا آن که از در به درون آید، شبان گوسفندان است. دربان، در بر او میگشاید و گوسفندان به صدای او گوش فرا میدهند؛ او گوسفندان خویش را به نام میخواند، و آنها را بیرون میبرد. چون همۀ گوسفندان خود را بیرون بَرَد، پیشاپیش آنها گام برمیدارد و گوسفندان از پی او میروند، زیرا صدایش را میشناسند. امّا هرگز از پی بیگانه نمیروند، بلکه از او میگریزند، زیرا صدای بیگانگان را نمیشناسند.» عیسی این تمثیل را برایشان بیان کرد، امّا آنان درنیافتند بدیشان چه میگوید. پس بار دیگر بدیشان گفت: «آمین، آمین، به شما میگویم، من برای گوسفندان، ’در‘ هستم؛ آنان که پیش از من آمدند، همگی دزد و راهزنند، امّا گوسفندان به آنان گوش فرا ندادند. من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. دزد نمیآید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمدهام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهرهمند شوند.
مزامیر ۲۳
خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. در چراگاههای سرسبز مرا میخواباند؛ نزد آبهای آرامبخش رهبریام میکند. جان مرا تازه میسازد، و بهخاطر نام خویش، به راههای درست هدایتم میفرماید. حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی؛ عصا و چوبدستی تو قوّت قلبم میبخشند. سفرهای برای من در برابر دیدگان دشمنانم میگسترانی! سَرَم را به روغن تدهین میکنی و پیالهام را لبریز میسازی. همانا نیکویی و محبت، تمام روزهای زندگیام در پی من خواهد بود، و سالیان دراز در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود.
پیدایش ۷
آنگاه خداوند به نوح گفت: «تو و همۀ اهل خانهات به کشتی درآیید، زیرا تو را در این عصر در حضور خود پارسا دیدم. از همۀ چارپایان طاهر، هفت جفت، نر و ماده، با خود برگیر، و از چارپایان نجس، یک جفت، نر و ماده، و نیز از پرندگان آسمان هفت جفت، نر و ماده، تا نسل آنها را بر روی تمام زمین زنده نگاه داری. زیرا من پس از هفت روز، چهل روز و چهل شب باران بر زمین خواهم بارانید، و هر موجودی را که ساختهام از روی زمین محو خواهم کرد.» و نوح هرآنچه را که خداوند به وی فرمان داده بود، به انجام رسانید. نوح ششصد ساله بود که توفانِ آب بر زمین آمد؛ و نوح با پسرانش و زنش و زنان پسرانش به کشتی درآمدند تا از آب توفان در امان باشند. دو به دو، نر و ماده، همانگونه که خدا به نوح فرمان داده بود، نزد نوح به کشتی درآمدند. چارپایان طاهر و چارپایان نجس، پرندگان و همۀ خزندگان روی زمین، در سال ششصدم از زندگی نوح، در روز هفدهم از ماه دوّم، آری، در همان روز، همۀ چشمههای ژرفای عظیم فوران کرد و پنجرههای آسمان گشوده شد. در همان روز، نوح و پسرانش سام و حام و یافِث و زن نوح و سه زوجۀ پسرانش با آنها به کشتی درآمدند، و باران چهل روز و چهل شب بر زمین فرو بارید. آنان و همۀ وحوش، گونه به گونه، و همۀ چارپایان، گونه به گونه، و همۀ خزندگان روی زمین، گونه به گونه، و همۀ پرندگان گونه به گونه، همۀ مرغان و همۀ بالداران. پس دو به دو، از هر ذیجسدی که نَفَسِ حیات در خود داشت، نزد نوح به کشتی درآمدند. و آنهایی که داخل شدند، همانگونه که خدا به نوح فرمان داده بود، نر و ماده از هر ذیجسد بودند. آنگاه خداوند در را بر او بست. و توفان چهل روز بر زمین ادامه داشت، و آب افزون گشت و کشتی را برگرفت که از زمین بلند شد. و آب چیرگی یافته، بر زمین بسیار فزونی گرفت، و کشتی بر سطح آب شناور شد. و آب بر زمین زیاد و زیادتر غلبه یافت تا آنکه همۀ کوههای بلند که زیر تمامی آسمان بود، پوشیده شد. آب پانزده ذِراع از کوهها بالاتر رفت و آنها را پوشانید. هر ذیجسدی که بر زمین حرکت میکرد، از پرندگان و چارپایان و وحوش و همۀ انبوه جنبندگان کوچک روی زمین و همۀ آدمیان، تلف شد. او هر موجودی را که بر روی زمین بود، محو کرد، از آدمیان و چارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان. آنها از زمین محو شدند؛ تنها نوح باقی ماند و آنها که با وی در کشتی بودند. هرآنچه بر خشکی بود و نَفَسِ حیات در بینی داشت، بمرد. و آب صد و پنجاه روز بر زمین چیره بود.
۱پطرس ۲:۱۹ تا آخر
زیرا پسندیده است که کسی از آن رو که چشم بر خدا دارد، چون به ناحق رنج کشد، دردها را تحمل کند. امّا اگر به سبب کار خلاف تنبیه شوید و تحمّل کنید، چه جای فخر است؟ حال آنکه اگر نیکویی کنید و در عوض رنج ببینید و تحمّل کنید، نزد خدا پسندیده است. چه، برای همین فرا خوانده شدهاید، زیرا مسیح برای شما رنج کشید و سرمشقی گذاشت تا بر آثار قدمهای وی پا نهید. «او هیچ گناه نکرد، و فریبی در دهانش یافت نشد.» چون دشنامش دادند، دشنام پس نداد؛ و آنگاه که رنج کشید، تهدید نکرد، بلکه خود را به دست داور عادل سپرد. او خودْ گناهان ما را در بدن خویش بر دار حمل کرد، تا برای گناهان بمیریم و برای پارسایی زیست کنیم، همان که به زخمهایش شفا یافتهاید. زیرا همچون گوسفندان گمراه شده بودید، امّا اکنون به سوی شبان و ناظر جانهایتان بازگشتهاید.