Today's word: اعمال رسولان ۸: ۳۵ | Bible Study: * اعمال رسولان ۸: ۲۶ – ۴۰* اشعیا ۵۳: ۱ - ۱۲

ادامۀ بشارت فیلیپس به غیر یهود

پس فیلیپُس سخن آغاز کرد و از همان بخش از کتب مقدس شروع کرده، در بارۀ عیسی به او بشارت داد.

اعمال رسولان ۸: ۳۵

از روایت خدمات بشارتی فیلیپس در باب ۸ کتاب اعمال رسولان، اینطور برداشت می‌شود که خداوند به شکل عجیب و بی نظیری از او در رساندن خبر خوش انجیل به سایر اقوام استفاده می‌کرد. بر اساس کتاب اعمال رسولان، می‌توان او را پیشرو انتقال پیام انجیل به خارج از مرزهای یهود دانست. پس از بشارت او به مردم سامره، فرشتۀ خداوند او را برای رفتن به مکانی دیگر هدایت کرد. بر خلاف بشارت به جمعی بزرگ، این بار فیلیپس مامور بود که تنها به یک نفر بشارت دهد. امّا نه شخصی عادی، بلکه یکی از بزرگان دربار کشور حبشه که آغوش باز او به پیام انجیل و نقش کلیدی‌اش در انتقال پیام انجیل به سرزمینی دیگر سبب ایجاد موقعیتی استثنایی در انتشار پیام نجات شده بود.

مشخص نیست که خواجه سرای حبشی یک یهودی بود یا غریبه‌ای که به آیین یهود گرویده بود. این احتمال هم وجود دارد که بخاطر جنسیت غیر معمول او (خواجۀ دربار) و محدودیتهای آئین یهود در این مورد (تثنیه ۲۳: ۱) از تعمید او برای پیوستن کامل به جامعۀ یهود جلوگیری به عمل آمده بود، که در این صورت در نظر یهودیان او هنوز یک غریبه محسوب می‌شد.

اکنون در راه بازگشت به وطن، یک یهودی، به‌ دور از هر تعصبی با این شخص همراه شده، قصد راهنمایی و هدایت او را دارد. فیلیپس، آنچه را که این شخص از کتاب اشعیا می‌خواند، برای او تفسیر کرده، تمامی حقیقت کلام خدا در مورد عیسی را برای او توضیح داد. در نتیجه، خواجه سرا با تمامی دل ایمان آورد که عیسی همان مسیحی است که اشعیا در مورد او نوشته است. با توضیحات فیلیپس، این شخص دریافت که بر خلاف آئین یهود، تنها شرط برای تعمید آب، ایمان به عیسی از صمیم دل است، بنابراین، با اشتیاق تمام در همان جا بدست فیلیپس تعمید یافت. بطور قطع، در طول راه و در ادامۀ قرائت کتاب اشعیا، او هرچه بیشتر به این حقیقت پی برد که دیگر مورد لطف خدا بوده، همچون درختی پر بار در خانۀ او خواهد بود (اشعیا ۵۶: ۳ – ۴).

به‌یقین، این واقعه عزم فیلیپس برای بشارت به غیر یهود و مردم در حاشیه را راسخ تر از پیش کرد که پس از آن او در اشدود دیده شد.

 

Bible Study

اعمال رسولان ۸: ۳۵

پس فیلیپُس سخن آغاز کرد و از همان بخش از کتب مقدّس شروع کرده، دربارۀ عیسی به او بشارت داد.

* اعمال رسولان ۸: ۲۶ – ۴۰

فیلیپُس و خواجه‌سرای حَبَشی
26آنگاه فرشتۀ خداوند به فیلیپُس گفت: «برخیز و به سمت جنوب برو، به آن راه بیابانی که از اورشلیم به غزه می‌رود.» 27پس برخاست و روانه شد، که در راه به خواجه‌سرایی حَبَشی برخورد که از بزرگان دربار ’کَنداکِه‘ ملکۀ حَبَشه و خزانه‌دار او بود، و برای عبادت به اورشلیم آمده بود. 28او در بازگشت به وطن بر ارابۀ خویش نشسته بود و کتاب اِشعیای نبی را می‌خواند. 29آنگاه روح به فیلیپُس گفت: «نزدیک برو و با آن ارابه همراه شو.»
30فیلیپُس به سوی ارابه پیش دوید و شنید که خواجه‌سرای حَبَشی کتاب اِشعیای نبی را می‌خواند. پس به او گفت: «آیا آنچه می‌خوانی، می‌فهمی؟»
31گفت: «چگونه می‌توانم بفهمم، اگر کسی رهنمایی‌ام نکند؟» پس از فیلیپُس خواهش کرد سوار شود و کنار او بنشیند. 32بخشی از کتب مقدّس که می‌خواند، این بود:
«همچون گوسفندی که برای ذبح می‌برند،
و چون بره‌ای که نزد پشم‌چینان خود خاموش است،
همچنان دهان نگشود.
33در حقارتش، عدالت از او دریغ شد؛
چه کسی از نسل او سخن تواند گفت؟
زیرا حیات او از روی زمین منقطع گردید.»
34خواجه‌سرا به فیلیپُس گفت: «تمنا دارم به من بگویی که نبی در اینجا از که سخن می‌گوید، از خود یا از شخصی دیگر؟» 35پس فیلیپُس سخن آغاز کرد و از همان بخش از کتب مقدّس شروع کرده، دربارۀ عیسی به او بشارت داد.
36همچنان که در راه پیش می‌راندند، به آبی رسیدند. خواجه‌سرا گفت: «بنگر، اینک آب مهیاست! آیا تعمید گرفتن مرا مانعی است؟» 37[فیلیپُس گفت: «اگر با تمام دل ایمان آورده‌ای، مانعی نیست.» خواجه‌سرا گفت: «ایمان دارم که عیسی مسیح پسر خداست.»]
38پس خواجه‌سرا دستور داد ارابه را نگاه دارند، و فیلیپُس و خواجه‌سرا، هر دو به آب درآمدند و فیلیپُس او را تعمید داد. 39چون از آب بیرون آمدند، ناگاه روحِ خداوند فیلیپُس را برگرفت و برد و خواجه‌سرا دیگر او را ندید، ولی با شادی راه خود را در پیش گرفت. 40امّا فیلیپُس در اَشدود دیده شد. او در همۀ شهرهای آن ناحیه می‌گشت و بشارت می‌داد، تا به قیصریه رسید.

* اشعیا ۵۳: ۱ - ۱۲

چه کسی پیام ما را باور کرده،
و بازوی خداوند بر کِه مکشوف گشته است؟
2زیرا در حضور وی چون نهال،
و همچون ریشه‌ای در زمینِ خشک خواهد رویید.
او را نه شکل و شمایلی است که بر او بنگریم،
و نه ظاهری که مشتاق او باشیم.
3خوار و مردود نزد آدمیان،
مرد دردآشنا و رنجدیده.
چون کسی که روی از او بگردانند،
خوار گشت و به حسابش نیاوردیم.
4حال آنکه رنجهای ما بود که او بر خود گرفت
و دردهای ما بود که او حمل کرد،
اما ما او را از جانب خدا مضروب،
و از دست او مصدوم و مبتلا پنداشتیم.
5حال آنکه به سبب نافرمانیهای ما بدنش سوراخ شد،
و به جهت تقصیرهای ما لِه گشت؛
تأدیبی که ما را سلامتی بخشید بر او آمد،
و به زخمهای او ما شفا می‌یابیم.
6همۀ ما چون گوسفندان، گمراه شده بودیم،
و هر یک از ما به راه خود رفته بود،
اما خداوند تقصیر جمیع ما را بر وی نهاد.
7آزار و ستم دید،
اما دهان نگشود؛
همچون بره‌ای که برای ذبح می‌برند،
و چون گوسفندی که نزد پشم‌برنده‌اش خاموش است،
همچنان دهان نگشود.
8با محاکمه‌ای ظالمانه برده شد؛
چه کسی از نسل او سخن تواند گفت،
زیرا او از زمین زندگان منقطع شد،
و به سبب نافرمانی قوم من مضروب گردید؟
9گرچه هیچ خشونت نورزید،
و فریبی در دهانش نبود،
قبرش را با شریران تعیین کردند،
و پس از مرگش، با دولتمندان.
10اما خواست خداوند این بود
که او را لِه کرده، به دردها مبتلا سازد.
چون جان خود را قربانی گناه ساخت،
نسل خود را خواهد دید و عمرش دراز خواهد شد،
و ارادۀ خداوند به دست وی به انجام خواهد رسید.
11ثمرۀ مشقت جان خویش را خواهد دید
و سیر خواهد شد.
خادم پارسای من به معرفت خود سببِ بسیاری را پارسا خواهد گردانید،
زیرا گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد کرد.
12بنابراین من نیز او را در میان بزرگان نصیب خواهم داد،
و غنیمت را با زورآوران تقسیم خواهد کرد.
زیرا جان خویش را به کام مرگ ریخت،
و از خطاکاران شمرده شد؛
او گناهان بسیاری را بر دوش کشید،
و برای خطاکاران شفاعت می‌کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *