کتاب کوتاه حَجّی با صدای شیپوری نبوتی، خطاب به دو شخصیت قدرتمند جامعهٔ یهود آغاز میشود، یعنی خطاب به فرماندار یهودا که یکی از ایالات امپراطوری پارس بود، نیز خطاب به کاهن اعظم. این دعوتی است عاجل و فوری برای اقدام. نشانههای فروپاشی اجتماعی روشن و واضح دیده میشد: محصول اندک، نابرابری وخیم درآمد، و تورمی فزاینده. تمامی اینها نتیجهٔ اولویتهای نادرست بود. تبعیدیها به سرزمین و به زمینهای خود برگشته بودند، اما معبد، آن جایگاه نام خدا، ویرانه باقی مانده بود. تا معبد بازسازی نشده و عبادت از سر گرفته نمیشد، طبیعت در اعتصاب باقی میماند و جامعهٔ بشری به فاسدشدن ادامه میداد.
در جامعهٔ ما که در آن، عبادت به شکلی روزافزون، عملی تفریحی برای افرادی تلقی میگردد که آن را سودمند میشمارند، دشوار است که مردمان فوریت این پیام را درک کنند. گرچه دعوت مسیحیان الزاماً این نیست که عمارتهای مقدس را بازسازی کنند، اما باید توجه داشته باشیم که ضروری است ایشان، بهعنوان جامعهای مسیحی، آن معبد «باشند»، آن کهانت ملوکانه که از طرف همگان، پرستش و عبادت را به خدا تقدیم کنند. وقتی نشانههای پریشانکننده از تعارضات و ناسازگاریهای اجتماعی را مشاهده میکنیم، شاید لازم باشد کیفیت عبادت و پرستش خود را مورد بازبینی قرار دهیم.
چنانچه خدا را در جایگاه اول زندگیمان قرار ندهیم، دشوار بتوانیم انتظار داشته باشیم که این کار را دیگران برایمان انجام دهند. ممکن است پیامی نبوتی را برای اجتماع خود بهعنوان یک کل داشته باشیم، اما اگر این پیام ریشه در عبادت راستین نداشته باشد، بعید است که ثمر بیاورد.