Today's word: ارمیا ۴۴:‏۱۵ تا آخر | Bible Study: مزمور ۵۵مرقس ۴:‏۲۱-‏۳۴

چه چیز باعث می‌شود خدایی ارزش پرستیدن را داشته باشد؟ اهالی یهودا در مصر تصور می‌کردند پاسخ این سؤال را دارند. آن خدا ارزش پرستیدن را دارد که خوراک، کامیابی و سعادت برساند. این همان تجربه‌ای است که در دورهٔ پرستش «ملکهٔ آسمان» به‌دست آورده بودند، حال آنکه نیازمندی، خشونت و مرگ زمانی به سراغشان آمد که از تکریم او دست کشیدند. ازاین‌رو، تصور می‌کردند که می‌توانند تشخیص دهند منافع‌شان در کجا یافت می‌شود، و قطعاً ارمیا و خداوندش منبع این منافع نبودند.
ایشان به واقعیتی اشاره می‌کردند که کتاب مقدس پاسخ ساده‌ای به آن نمی‌دهد. گاه کامیابی نصیب «شریران» می‌گردد. میان برکات ظاهری و ایماندار‌بودن رابطهٔ ساده‌ای وجود ندارد.

ما از چشم‌انداز ارمیا به موضوع نگاه می‌کنیم و می‌دانیم که درک ایشان نادرست بوده است. ایشان بر این باور بودند که برای انتخاب خدای خود اختیار تام دارند و ازاین‌رو، به خداوند پشت کردند و به مصر بازگشتند. اما با این کار، عملاً خود را به بردگی بازگرداندند و خود را اسیر جهل کردند، و نیز اسیر مرگی که این کار به‌همراه می‌آورد.

اما ایشان سؤال درست را مطرح نمی‌کردند. چنین نبود که خداوند ایشان را تنها گذاشته باشد؛ زیرا ایشان با امتناع از توجه به ارمیا، کاری را کردند که همواره انجام می‌دادند. در واقع، هرگز به خداوند توکل و اعتماد نکرده بودند و به همین دلیل، هیچ‌گاه حقیقت وعده‌های او را کشف نکرده بودند. «جی. کِی. چسترتون»، همین نکته را برای روزگار ما چنین بیان کرده است: «کسی مسیحیت را مورد بررسی و آزمایش قرار نداده تا نواقصش را مشخص سازد، بلکه پی برده‌اند که مسیحیت دشوار است و مورد بررسی و آزمایش قرار نگرفته است.» کاش مردمان جرأت می‌کردند تا «بچشند و ببینند که خداوند نیکوست» (مزمور ۳۴:‏۸).

Today's Prayer

خداوندا، بگذار گوش‌های پر از رحمتت،
به روی دعاهای خدمتگزاران فروتنت گشوده باشد،
و درخواست‌هایشان را دریافت کنند،
و اموری را بطلبند که موجب خرسندی تو هستند؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

ارمیا ۴۴:‏۱۵ تا آخر

آنگاه تمامی مردانی که می‌دانستند زنانشان برای خدایانِ غیر بخور می‌سوزانند، و نیز جمیع زنانی که در آنجا حضور داشتند، با گروهی عظیم از مردم، و تمامی آنان که در فَتروس در سرزمین مصر سکونت داشتند، جملگی در پاسخ اِرمیا گفتند: «ما کلامی را که به نام خداوند به ما گفتی، گوش نخواهیم گرفت. بلکه هرآنچه را که نذر کرده‌ایم، به‌یقین به جا خواهیم آورد: برای ملکۀ آسمان بخور خواهیم سوزانید و به جهت او هدایای ریختنی خواهیم ریخت، چنانکه خود و پدران و پادشاهان و صاحبمنصبان ما در شهرهای یهودا و کوچه‌های اورشلیم می‌کردیم. زیرا در آن زمان خوراک کافی داشتیم و سعادتمند بودیم، و بلا نمی‌دیدیم. اما از زمانی که سوزاندن بخور برای ملکۀ آسمان و ریختن هدایای ریختنی برای او را ترک گفتیم، محتاج همه چیز شده‌ایم و به شمشیر و قحطی تباه گشته‌ایم.» زنان نیز گفتند: «آنگاه که برای ملکۀ آسمان بخور می‌سوزاندیم و برایش هدایای ریختنی می‌ریختیم، مگر شوهرانمان نمی‌دانستند که برایش قرصهای نان می‌پزیم که نقش او را بر خود دارند، و هدایای ریختنی برایش می‌ریزیم؟» سپس اِرمیا خطاب به تمامی قوم، از مردان و زنان، که این‌گونه به او پاسخ داده بودند، گفت: «آیا خداوند بخوری را که شما و پدران و پادشاهان و صاحبمنصبان شما و مردم این سرزمین در شهرهای یهودا و کوچه‌های اورشلیم سوزانده‌اید، به یاد ندارد و بدان نیندیشیده است؟ خداوند دیگر نمی‌توانست شرارت شما و اعمال کراهت‌آوری را که به جا آورده بودید، تاب آورد. از این روست که سرزمینتان، چنانکه امروز می‌بینید، ویران گشته و دچار وحشت و لعنت گردیده و خالی از سکنه شده است. از آنجا که بخور سوزانده و بر خداوند گناه ورزیده و از کلام او اطاعت نکرده‌اید، و مطابق شریعت و فرایض و شهادات او سلوک ننموده‌اید، به این بلا که امروز می‌بینید گرفتار آمده‌اید.» اِرمیا به تمامی مردم و جمیع زنان گفت: «ای تمامی مردمان یهودا که در سرزمین مصر هستید، به کلام خداوند گوش فرا دهید! خداوند لشکرها، خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: شما و زنانتان آنچه را به زبان آوردید، به دستان خویش به انجام رساندید، آنگاه که گفتید: ”نذرهایی را که کرده‌‌ایم، به‌یقین به جای خواهیم آورد و بخور برای ملکۀ آسمان خواهیم سوزانید و هدایای ریختنی برای او خواهیم ریخت.“ پس رفته، آنچه را که گفته‌اید، به جای آرید! نذرهای خود را ادا کنید! بنابراین، ای تمامی مردم یهودا که ساکن سرزمین مصرید، به کلام خداوند گوش فرا دهید: هان، خداوند می‌فرماید، به نام عظیم خود سوگند که نام من دیگر هرگز بر زبان هیچ‌یک از مردم یهودا که در سراسر سرزمین مصرند آورده نخواهد شد، و دیگر نخواهند گفت: ”به حیات خداوندگارْ یهوه سوگند!“ زیرا که چشمان من مراقب ایشان است، اما نه برای نیکویی، بلکه برای بدی.‌ جمیع مردان یهودا که در سرزمین مصرند، به شمشیر و قحطی هلاک خواهند شد، تا آنجا که به‌کلی از میان بروند. با این حال شماری اندک از شمشیر جان به در خواهند برد و از سرزمین مصر به سرزمین یهودا باز خواهند گشت. آنگاه تمامی باقیماندگان یهودا که به جهت سکونت به مصر عزیمت کرده‌اند، خواهند دانست که کلام چه کسی عملی خواهد شد، کلام من یا کلام ایشان! خداوند چنین می‌فرماید: این است علامت برای شما از اینکه من شما را در اینجا مجازات خواهم کرد تا بدانید که کلام من دربارۀ شما به‌یقین برای بدی عملی خواهد شد: خداوند چنین می‌فرماید، اینک من فرعون حُفرَع، پادشاه مصر را به دست دشمنانش که قصد جان او دارند، تسلیم خواهم کرد، همان‌گونه که صِدِقیا پادشاه یهودا را به دست دشمنش نبوکدنصر پادشاه بابِل که قصد جان او داشت، تسلیم کردم.»

مزمور ۵۵

خدایا، به دعایم گوش فرا ده، و خود را از فریادِ التماسم پنهان مکن؛ به من گوش بسپار و اجابتم فرما. در شکایت خود بی‌قرارم، و ناله برمی‌آورم، از آواز دشمن، و بیداد شریران؛ زیرا که رنجم می‌دهند و خشمگینانه بر من دشمنی می‌ورزند. دل در سینه‌ام به درد آمده، و رعب و وحشتِ مرگ بر من مستولی شده است. ترس و لرز مرا درگرفته، و دهشت بر من چیره گشته است! با خود گفتم: «کاش مرا بالهای کبوتر بود، تا پرواز کرده، می‌آسودم؛ آری، به دوردستها می‌گریختم و در صحرا مأوا می‌گزیدم؛ سِلاه به سوی پناهگاهی می‌شتافتم، به دور از تندباد و توفان!» خداوندگارا، شریران را هلاک کن، و زبانشان را مشوش گردان، زیرا که در شهر خشونت و نزاع می‌بینم. روز و شب بر حصارهایش می‌گردند، و جنایت و شرارت در درون آن است. ویرانگری در میان آن غوغا می‌کند، و ظلم و تقلب از میدان آن دور نمی‌شود. زیرا دشمنِ من نیست که بر من طعنه می‌زند، وگرنه تاب می‌آوردم؛ و بدخواه من نیست که در برابرم قد برمی‌افرازد، وگرنه از او پنهان می‌شدم. بلکه تویی! مرد همتای من، یار خالص و دوست نزدیکم، که روزگاری با هم رفاقتی شیرین داشتیم، آنگاه که با انبوه جمعیت در خانۀ خدا گام می‌زدیم. مرگ بر ایشان ناگهان بیاید، و زنده به گور فرو روند. زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میانشان است. اما من خدا را می‌خوانم، و خداوند مرا نجات می‌دهد. شبانگاه و بامداد و نیمروز شِکْوِه و ناله می‌کنم؛ و او صدایم را می‌شنود. جانم را از جنگی که بر من بر پا شده است به سلامتی فدیه می‌دهد؛ زیرا که بسیاری بر ضد منند. خدا، که از ازل جلوس فرموده است، خواهد شنید و خوارشان خواهد ساخت؛ سِلاه زیرا تغییر نمی‌کنند و ترسی از خدا ندارند. همقطار من دست خویش بر دوستان خود بلند کرده، و پیمان خود را شکسته است. زبانش چرب و نرم است، اما دلش خواهان جنگ است! سخنش از روغن ملایمتر است، لیکن شمشیری برهنه است. نگرانی خود را به خداوند بسپار، که او تکیه‌گاه تو خواهد بود؛ او هرگز نخواهد گذاشت پارسایان جنبش خورند. تو خدایا، شریران را به گودال نابودی فرو خواهی آورد؛ مردمان خون‌ریز و خیانت‌پیشه، حتی نیمِ عمر خود را نیز به سر نخواهند رسانید! اما من، بر تو توکل خواهم کرد.

مرقس ۴:‏۲۱-‏۳۴

او جز با مَثَل چیزی به آنها نمی‌گفت؛ امّا هنگامی که با شاگردان خود در خلوت بود، همه چیز را برای آنها شرح می‌داد. عیسی با مَثَلهای بسیار از این‌گونه، تا آنجا که می‌توانستند درک کنند، کلام را برایشان بیان می‌کرد. ولی چون کاشته شد، می‌روید و از همۀ گیاهان باغ بزرگتر شده، شاخه‌های بزرگ می‌آورد، چندان که پرندگان آسمان می‌آیند و در سایۀ آن آشیانه می‌سازند.» همچون دانۀ خردل است. خردل، کوچکترین دانه‌ای است که در زمین می‌کارند، عیسی دیگر بار گفت: «پادشاهی خدا را به چه چیز مانند کنیم، یا با چه مَثَلی آن را شرح دهیم؟ چون دانه برسد، برزگر بی‌درنگ داس را به کار می‌گیرد، زیرا فصل درو فرا رسیده است.» زیرا زمین به خودی‌خود بار می‌دهد: نخست ساقه، سپس خوشۀ سبز و آنگاه خوشۀ پر از دانه. شب و روز، چه او در خواب باشد چه بیدار، دانه سبز می‌شود و نمو می‌کند. چگونه؟ نمی‌داند. نیز گفت: «پادشاهی خدا مردی را مانَد که بر زمین بذر می‌افشانَد. زیرا به آن که دارد، بیشتر داده خواهد شد و از آن که ندارد، همان که دارد نیز گرفته خواهد شد.» سپس ادامه داده، گفت: «به آنچه می‌شنوید، به‌دقّت دل بسپارید. با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد، و حتی بیشتر. زیرا چیزی پنهان نیست مگر برای آشکار شدن، و چیزی مخفی نیست مگر برای به ظهور آمدن. عیسی به آنها گفت: «آیا چراغ را می‌آورید تا آن را زیر کاسه یا تخت بگذارید؟ آیا آن را بر چراغدان نمی‌نهید؟ هر که گوش شنوا دارد، بشنود.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *