این سرود عالی در وصف مسیح در کولسیان همان طنین کیهانی مقدمۀ انجیل یوحنا را دارد، چرا که به ارتباطی معنایی از همان جنس اشاره میکند. این سرود ما را بر فراز چیزهای کوچک و بیاهمیت، بلند میکند. دفعۀ بعد که در جلسهٔ رهبران بهخاطر مسائلی جزئی مانند لوازمالتحریر یا بزرگ بودن لیوانهای قهوه جلسه گذاشتند و از کارهای مهم دور شدند، بد نیست این آیات را از کولسیان با لحنی شگفتزده برایشان قرائت کنید: مخصوصاً عبارتِ عالیِ، همهشمول و دگرگونکنندۀ «همهچیز» را، که بارها در این قسمت تکرار شده است. هیچ چیز و هیچ کس فراتر از حضور خدا، یا خارج از محدودۀ دید و توان او نیست.
اما قضیه به اینها خلاصه نمیشود: این بخش از کلام تنها در مورد حضور و پیوستگی و قوام همهچیز در مسیح نیست؛ بلکه در مورد صلح و آشتی نیز هست. مسئله فقط این نیست که مسیح، هستی را در مقیاس کیهانی با هم آشتی میدهد، و چیزهایی را نزد هم میآورد که در نظر ما مخالفند- چیزهایی مثل آسمان و زمین، زمان و ابدیت، یا حقیقت و فیض- بلکه او ما را نیز آشتی میدهد، فرداً و جمعاً، آنهم بهطور مشروح، مشکل و زیربنایی، تا ما که زمانی بیگانه با خدا و در افکار خویش دشمن او بودیم نیز بتوانیم با او آشتی کرده، به صلحی که با ریخته شدن خون عیسی بر صلیب پدید آمد، دست یابیم.
شاید بد نباشد این را هم به رهبران کلیسای خود بگویید!