پولس بحث خود را در مورد خوراک‌ها در اینجا به پایان می‌رساند. ایمانداران قرنتس در جامعه‌ای زندگی می‌کردند که از ایشان مکرراً دعوت به‌عمل می‌آمد تا در بتخانه‌ها خوراک صرف کنند. ممکن است برای ما چنین به نظر برسد که ایمانداران نباید این کار را انجام دهند، اما در آن جامعه، این بتخانه‌ها به‌منزلۀ رستوران عمل می‌کردند. همچنین سؤالاتی مطرح بود دربارۀ خوراکی که در بازار خریداری می‌شد. مشخص نبود که این خوراک برای بت‌ها قربانی شده بود یا نه، و اگر قربانی بت بود، آیا اشکالی نداشت ایمانداران آن را بخورند؟ آنچه کانون بحث را تشکیل می‌دهد، حیطۀ آزادی ایمانداران است. برخی از رفتارها همیشه برای کسی که خود را پیروِ عیسی معرفی می‌کند، خطاست، و برخی دیگر از رفتارها واقعاً مهم نیستند (اما شخص ممکن است از آنها پرهیز کند، یا به‌خاطر کمک به ایمانداری دیگر، یا حتی به یک بی‌ایمان، در درکشان از ایمان). مشکل در این است که خط متمایزکننده را در کجا ترسیم می‌کنیم تا مشخص سازیم چه چیزی به‌وضوع خطاست، و چه چیزی فاقد اهمیت است. این سؤالی است که هنوز برای کلیسا مطرح است، و تقریباً به تعداد سؤال‌کنندگان، پاسخ‌های بسیار متفاوتی هست. گرچه استدلال قرنتیان بر پایۀ دانش و حکمت استوار بود، اما استدلال پولس این بود که از ایشان تقاضا کند از او سرمشق بگیرند، از او که از مسیح سرمشق می‌گرفت. «اگر عیسی بود، چه می‌کرد؟» و این سؤالی است که پاسخش بی‌نهایت دشوار است، و به نظر برخی، مشکل واکنش شخص برای رفتار در موقعیت‌های متفاوت را بیش از حد ساده می‌سازد، اما با این حال، جای درستی است برای شروع.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *