پولس بحث خود را در مورد خوراکها در اینجا به پایان میرساند. ایمانداران قرنتس در جامعهای زندگی میکردند که از ایشان مکرراً دعوت بهعمل میآمد تا در بتخانهها خوراک صرف کنند. ممکن است برای ما چنین به نظر برسد که ایمانداران نباید این کار را انجام دهند، اما در آن جامعه، این بتخانهها بهمنزلۀ رستوران عمل میکردند. همچنین سؤالاتی مطرح بود دربارۀ خوراکی که در بازار خریداری میشد. مشخص نبود که این خوراک برای بتها قربانی شده بود یا نه، و اگر قربانی بت بود، آیا اشکالی نداشت ایمانداران آن را بخورند؟ آنچه کانون بحث را تشکیل میدهد، حیطۀ آزادی ایمانداران است. برخی از رفتارها همیشه برای کسی که خود را پیروِ عیسی معرفی میکند، خطاست، و برخی دیگر از رفتارها واقعاً مهم نیستند (اما شخص ممکن است از آنها پرهیز کند، یا بهخاطر کمک به ایمانداری دیگر، یا حتی به یک بیایمان، در درکشان از ایمان). مشکل در این است که خط متمایزکننده را در کجا ترسیم میکنیم تا مشخص سازیم چه چیزی بهوضوع خطاست، و چه چیزی فاقد اهمیت است. این سؤالی است که هنوز برای کلیسا مطرح است، و تقریباً به تعداد سؤالکنندگان، پاسخهای بسیار متفاوتی هست. گرچه استدلال قرنتیان بر پایۀ دانش و حکمت استوار بود، اما استدلال پولس این بود که از ایشان تقاضا کند از او سرمشق بگیرند، از او که از مسیح سرمشق میگرفت. «اگر عیسی بود، چه میکرد؟» و این سؤالی است که پاسخش بینهایت دشوار است، و به نظر برخی، مشکل واکنش شخص برای رفتار در موقعیتهای متفاوت را بیش از حد ساده میسازد، اما با این حال، جای درستی است برای شروع.
Today's Prayer
ای خدا که آفریدگار ما هستی،
و در ابتدا، فرمان دادی که نور از میان تاریکی بدرخشد:
تقاضا میکنیم که نور انجیل پرجلال مسیح،
ظلمت نادانی و بیایمانی را کنار بزند،
و در دل تمامی قومت بدرخشد،
و معرفت و شناخت جلالت را،
در چهرۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما آشکار سازد،
هماو که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اول قرنتیان ۱۰:۱۴ تا ۱۱:۱
پس ای عزیزان، از بتپرستی بگریزید. آیا جام برکت که به جهت آن شکر میگزاریم، شریک شدن در خون مسیح نیست؟ و آیا نانی که پاره میکنیم، شریک شدن در بدن مسیح نیست؟ با خردمندان سخن میگویم؛ خود دربارۀ آنچه میگویم قضاوت کنید. از آنجا که نانْ یکی است، ما نیز که بسیاریم، یک بدن هستیم، زیرا همه از یک نان بهره مییابیم. قوم اسرائیل را بنگرید: آیا آنان که از قربانیها میخوردند در مذبح شریک نمیشدند؟ آیا مقصودم این است که خوراکِ تقدیمی به بت چیزی است، یا اینکه بت چیزی است؟ نه، مقصود این است که قربانیهای بتپرستان تقدیم دیوها میشود نه تقدیم خدا، و من نمیخواهم شما شریک دیوها باشید. نمیتوانید هم از جام خداوند بنوشید هم از جام دیوها؛ نمیتوانید هم از سفرۀ خداوند بهره یابید، هم از سفرۀ دیوها. آیا میخواهیم غیرت خداوند را برانگیزیم؟ آیا از او تواناتریم؟ «همه چیز جایز است» - امّا همه چیز مفید نیست. «همه چیز رواست» - امّا همه چیز سازنده نیست. هیچکس در پی نفع خود نباشد، بلکه نفع دیگران را بجوید. هر گوشتی را که در قصابخانه میفروشند، بدون نظر به وجدان بخورید، زیرا «زمین و هرآنچه در آن است از آنِ خداوند است.» اگر شخصی بیایمان شما را به صرف غذا دعوت میکند و شما نیز مایل به رفتن هستید، هرآنچه در برابرتان میگذارد بدون نظر به وجدان بخورید، مگر اینکه کسی به شما بگوید: «این گوشت به بتها تقدیم شده است.» تنها در این صورت، بهخاطر کسی که این را به شما گفت و بهخاطر وجدان، از آن مخورید - البته مقصودم وجدان آن شخص است نه وجدان شما. زیرا چرا باید وجدان شخصی دیگر بر آزادی من حکم کند؟ اگر خوراکی را با شکرگزاری میخورم، چرا باید بهخاطر آنچه خدا را برای آن شکر میگویم، محکومم کنند؟ پس هر چه میکنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن و خواه هر کار دیگر، همه را برای جلال خدا بکنید. هیچکس را آزردهخاطر مسازید، چه یهودیان، چه یونانیان و چه کلیسای خدا را، همانگونه که من نیز میکوشم تا همه را به هر نحو که میتوانم خشنود سازم. زیرا در پی نفع خود نیستم، بلکه نفع بسیاری را میجویم، تا نجات یابند.
مزمور ۴۵
دل من به کلامی نیکو میجوشد؛ انشاء خود را خطاب به پادشاه میگویم؛ زبانم قلم نویسندهای چیرهدست است. تو در میان بنیآدم زیباترینی و از لبانت بلاغت جاری است؛ بنابراین، خدا تو را جاودانه مبارک ساخته است. ای دلاور، شمشیرت را بر میان ببند؛ فرّ و شکوه خویش را بر تن کن. در شوکت خویش پیروزمندانه پیش بران، به پاس راستی، فروتنی و پارسایی؛ دست راستت تو را اعمال مَهیب بیاموزد. به تیرهای تیزت قومها زیر پاهایت فرو افتند؛ بدانها دل دشمنان پادشاه شکافته شود. ای خدا، تخت سلطنت تو جاودانه است؛ عصای پادشاهی تو عصای عدل و انصاف است. تو پارسایی را دوست میداری و شرارت را دشمن؛ از این رو خدا، خدای تو، تو را بیش از همقطارانت به روغن شادمانی مسح کرده است. جامههایت همگی به مُر و عود و سَلیخه، خوشبوی گشتهاند. از کاخهای عاج، نوای تارها تو را خوش میسازد. دختران پادشاهان از بانوان گرانمایۀ تواند؛ به جانب راستت، شَهبانو در طلای اوفیر ایستاده است. ای دختر، بشنو و ببین و گوش فرا دار: قوم خویش و خانۀ پدرت را فراموش کن، تا پادشاه شیفتۀ زیباییات شود. در برابرش سر فرود آر، چه او سرور توست. دختر صور با پیشکشی خواهد آمد، و دولتمندترین مردمان، در پی جلب نظرِ لُطفَت خواهند بود. شاهدخت در سرای خویش به تمامی، شکوهمند است؛ او جامۀ زَربَفت به تن دارد. در پیراهنهای گلدوخت، او را به پیشگاه پادشاه میبرند؛ ندیمههای باکرهاش را از پی او نزد تو میآورند. آنان را با شادی و سرور هدایت میکنند، تا به کاخ شاه درمیآیند. بر جای پدران تو، پسرانت تکیه خواهند زد؛ آنان را بر سرتاسر زمین سروران خواهی ساخت. یاد نام تو را در همۀ نسلها زنده نگاه خواهم داشت؛ از این رو، قومها تو را خواهند ستود، تا ابدالآباد.
مزمور ۴۶
خدا پناه و قوّت ماست، و یاوری که در تنگیها فوراً یافت میشود. پس نخواهیم ترسید، اگرچه زمین متحرک شود، و کوهها به قعر دریا فرو افتند؛ اگرچه آبهایش بخروشند و به جوشش درآیند و کوهها از تلاطم آن به لرزه افتند. سِلاه نهری هست که جویبارهایش شهر خدا را فرحناک میسازد، مسکن قدوس آن متعال را. خدا در میان آن است، پس جنبش نخواهد خورد؛ در سپیدهدم، خدا یاریاش خواهد کرد. قومها میشورند و حکومتها سرنگون میشوند؛ او آواز خود را میدهد و زمین میگدازد! یهوه خدای لشکرها با ماست؛ خدای یعقوب دژ بلند ماست! سِلاه بیایید کارهای خداوند را بنگرید؛ ببینید چه ویرانیها بر زمین پدید آورده است! او جنگها را تا کرانهای زمین پایان میبخشد؛ کمان را میشکند و نیزه را خُرد میکند و ارابهها را به آتش میسوزاند! «بازایستید و بدانید که من خدا هستم؛ در میان قومها متعال، و در جهان متعال هستم.» یهوه خدای لشکرها با ماست؛ خدای یعقوب دژ بلند ماست. سِلاه
هوشع ۵:۱-۷
ای کاهنان این را بشنوید، و ای خاندان اسرائیل توجه کنید! ای خاندان سلطنتی گوش بسپارید! زیرا این داوری بر ضد شماست. چراکه شما دامی گشتید در مِصفَه، و توری گسترده بر تابور. عِصیانگران در کشتار طریق افراط پیمودهاند، پس من آنان را جملگی تأدیب خواهم کرد. من اِفرایِم را میشناسم، و اسرائیل از من پنهان نیست. زیرا اکنون، ای اِفرایِم، تو تن به فاحشگی دادهای، و اسرائیل نجس شده است. کارهای ایشان نمیگذارد به سوی خدای خویش بازگردند زیرا روح فحشا در وجود ایشان است، و خداوند را نمیشناسند. تکبر اسرائیل بر علیه او شهادت میدهد؛ اسرائیل و اِفرایِم در تقصیرات خویش میلغزند، و یهودا نیز با ایشان خواهد لغزید. آنان با گلهها و رمههای خویش خواهند آمد تا خداوند را بجویند، اما او را نخواهند یافت، زیرا خود را از ایشان دور ساخته است. آنان به خداوند خیانت ورزیدهاند، زیرا فرزندان نامشروع به دنیا آوردهاند. اکنون جشنهای ماه نو، ایشان را با املاکشان فرو خواهد بلعید.