وقتی عملیات بازسازی معبد در آستانهٔ تکمیل بود، دشمنان نحمیا بر تلاشهای خود برای ازمیانبردن او افزودند. این فصل به تشریح چند دسیسه میپردازد که به منظور لکهدار ساختن شهرت او و ایجاد خطرات فیزیکی برای او طرحریزی شده بودند. دسیسهها همگی خنثی شدند و حصار شهر سرانجام تکمیل شد.
شهامت و پایمردی نحمیا همچنان موجب برانگیختهشدن آنانی میشد که از سقوط و ویرانی شهر سود برده بودند. ایشان در ابتدای کار، از تمسخر و تهدیدات مبهم بهره گرفته بودند، اما اکنون متوسل شدند به دروغهای فاحش و ایجاد جوّ رُعب و وحشت. لازم بود نحمیا عطیهٔ تشخیص را بهکار بگیرد و حقیقتی را که در پس اتهامات دروغین بود برملا سازد، این اتهام که قصد دارد خود را به مقام پادشاهی برساند. همچنین هشدارهای دروغین را خنثی ساخت، هشدار در این خصوص که بهزودی به قتل خواهد رسید.
ممکن است تصور کنیم که آنچه امروزه «خبرهای جعلی» (فِیک نیوز) نامیده میشود، و نیز موضوع ایجاد جوّ رُعب و وحشت که همگی از طریق رسانههای اجتماعی پخش میشوند، چیز جدیدی است. شهادت نحمیا به ما اطمینان میبخشد که چنین شگردهایی در دورهٔ باستان هم وجود داشتهاند و بسیار بشری هستند. ما در زندگی و دعای روزانهٔ خود، نیاز داریم هم انعطافپذیری را در خود پرورش دهیم و هم فروتنی را. ما نمیتوانیم الزاماً به حسن نیت دیگران تکیه کنیم، خصوصاً وقتی شرایط ایجاب میکند تغییراتی بهوجود بیاوریم. نحمیا از خدا درخواست نکرد که دشمنانش را از میان ببرد، بلکه اینکه عمل ایشان را بهیاد بیاورد. آن هنگام که ناراستی و نادرستی و دروغ ابزار پذیرفتهشدهٔ ارتباطات هستند، گاه دشوار بتوان راست را از دروغ تشخیص داد، اما خدا نیتها و انگیزههای دل همهٔ انسانها را بهیاد میآورد و از آنها آگاه است و آنها را مورد داوری قرار میدهد.