عید صعود مسیحصحنهٔ شکوهمند صعود عیسی به آسمان، ماجرای کسی را که خود را از تمام هویت و اکرامش خالی کرد تا در آخوری در بیتلحم زاده شود، به شکلی پرجلال به کمال میرساند. در این زمینه، تصویرپردازیای که بیش از حد بر کلمات بنا شده باشد کمکی به ما نمیکند. زیرا مسیح عملاً ما را ترک نگفت. او اکنون «در جایی دیگر»، در دوردستها نیست، بلکه در واقع «نزدیکتر» است. او در رویداد صعود خود، بالا برده شد تا با حضور خود «همه چیز را پر سازد» (افسسیان ۴:۱۰).
نگارندهٔ نامه به عبرانیان، در آیاتی پیچیده، میکوشد بیهمتایی مسیح را تشریح کند- و از این راه، بیهمتایی کاری را که برای ما انجام داده است. او هیچ گناهی نداشت، و از اینرو، نیازی به مصالحه یا جبران نیز نداشت. این بدان معناست که او در تنیابی و رنجها و مصلوب شدنش، میتوانست انتخاب کند که فارغ از بهای شخصیای که میبایست پرداخت میکرد، خود را بهخاطر ما، هدیهای رایگان بسازد. او در زبان تصویری نامه به عبرانیان، کاهن اعظمی است که قربانی کاملی تقدیم میکند. و در همان لحظه، کل موضوع بدهیِ گناه و جرم و مجازات از هم فرو پاشید، و موضوعیت خود را از دست داد. کل نظام مذهبی دعا و قربانی و کاهنی نیز موضوعیت خود را از دست داد- گرچه هیچگاه نیز اثربخش نبود. چنین نظامی شالودهای را تشکیل نمیداد که بر پایهٔ آن، خدا میخواست ما را بشناسد و بپذیرد یا محبت کند. همه چیز بر پایهٔ هدیهٔ رایگان خداست.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق، میطلبیم که عنایت بفرمایی
تا ما که به پسر یگانهٔ تو، عیسای مسیح، خداوندگارِ ما، ایمان داریم،
همان پسر که به آسمان بالا برده شد،
ما نیز در دل و ذهن خود بالا برده شویم
و پیوسته با او بهسر ببریم؛
هماو که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
عبرانیان ۷:[۱۱-۲۵]، ۲۶ تا آخر
اگر دستیابی به کمال، از طریق نظام کهانتِ لاوی میسّر بود - چرا که قوم قوانینی در خصوص آن دریافت کرده بودند - چه لزومی داشت کاهنی دیگر، نه از رتبۀ هارون، بلکه از رتبۀ مِلْکیصِدِق ظهور کند؟ زیرا کسی که این مطالب دربارۀ او گفته شده، به قبیلهای دیگر تعلق دارد که از آن قبیله کسی هرگز خدمت مذبح را نکرده است؛ زیرا اگر نظام کهانت تغییر کند، ناگزیر شریعت نیز میباید تغییر یابد. چون کاملاً روشن است که خداوندِ ما از نسل یهودا بود و موسی در مورد آن قبیله چیزی راجع به کهانت نگفت. و از این هم روشنتر آنکه هر گاه کاهنی دیگر همانند مِلْکیصِدِق ظهور کند، او نه بر پایۀ حکم شرعیِ مربوط به نَسَب خود، بلکه بر پایۀ نیروی حیاتی فناناپذیر، کاهن میشود. زیرا دربارۀ او چنین شهادت داده شده که: «تو جاودانه کاهن هستی، در رتبۀ مِلْکیصِدِق.» حکم پیشین منسوخ شد، چون سست و بیفایده بود، زیرا شریعت هیچ چیز را کامل نکرد. در مقابل، امیدی بهتر ارائه شد که از طریق آن به خدا نزدیک میشویم. و این بدون سوگند نبود! دیگران بدون هیچ سوگندی کاهن شدند، امّا کاهن شدن او با سوگند همراه بود، آنگاه که خدا به وی گفت: «خداوند سوگند خورده و نظرش را تغییر نخواهد داد که: ”تو جاودانه کاهن هستی“.» بهخاطر این سوگند، عیسی ضامن عهدی بهتر شده است. شمار کاهنان پیشین بس زیاد بود، زیرا مرگ مانع از ادامۀ خدمت آنها میشد. حال آنکه عیسی چون تا ابد زنده است، کهانت بیپایان دارد. پس او قادر است آنان را که از طریق وی نزد خدا میآیند، جاودانه نجات بخشد، زیرا همیشه زنده است تا برایشان شفاعت کند. ما به چنین کاهن اعظمی نیاز داشتیم، کاهنی قدّوس، بیعیب، پاک، جدا از گناهکاران، و فراتر از آسمانها. برخلاف دیگر کاهنان اعظم، او نیازی ندارد هر روز، نخست برای گناهان خود و سپس برای گناهان قوم، قربانی تقدیم کند. بلکه آنگاه که خود را تقدیم کرد، یک بار برای همیشه برای گناهان ایشان قربانی داد. زیرا شریعت، انسانهایی ضعیف را به کهانت اعظم برمیگمارد، امّا سوگندی که پس از شریعت آمد، پسر را برگماشت، که جاودانه کامل شده است.
مزمور ۱۱۰
خداوند به خداوندگار من گفت: «به دست راست من بنشین تا آن هنگام که دشمنانت را کرسی زیر پایت سازم.» خداوند عصای اقتدار تو را از صَهیون دراز خواهد کرد؛ در میان دشمنانت فرمانروایی کن. در روزی که به جنگ روی قوم تو با رغبت داوطلب خواهند شد. آراسته به شکوهی مقدس، جوانان تو چون شبنم از رَحِمِ فجر نزد تو حاضر خواهند بود. خداوند سوگند خورده و نظرش را تغییر نخواهد داد که: «تو جاودانه کاهن هستی، در رتبۀ مِلکیصِدِق.» خداوند بر دست راست توست! او در روز خشم خود پادشاهان را در هم خواهد کوبید. او قومها را داوری خواهد کرد و آنها را از لاشها پر خواهد ساخت و سران را در سرتاسر زمین خواهد کوبید. او از نهر کنار راه خواهد نوشید؛ بنابراین سَرِ خویش را بر خواهد افراشت.
مزمور ۱۵۰
للویاه! خدا را در قُدسش بستایید! او را در فَلَکِ پرقدرتش بستایید! او را به سبب کارهای مقتدرانهاش بستایید! او را فراخور عظمتِ بسیارش بستایید! او را با نوای کَرِنا بستایید! او را با چنگ و بربط بستایید! او را با دف و رقص بستایید! او را با سازهای زِهی و نی بستایید! او را با سَنجها بستایید! او را با سَنجهای بلندآوا بستایید! هر چه جان دارد خداوند را بستاید! هللویاه!
اشعیا ۵۲:۷ تا آخر
چه زیباست بر کوهساران پایهای آن که بشارت میآورد، که صلح و سلامت را ندا میکند، و به چیزهای نیکو بشارت میدهد، و نجات را اعلام مینماید؛ و به صَهیون میگوید: «خدای تو پادشاهی میکند.» گوش فرا ده! دیدبانانت آواز خویش بلند میکنند، و بهاتفاق بانگ شادی سر میدهند. زیرا آنگاه که خداوند به صَهیون بازمیگردد، آنان با چشمان خود خواهند دید. ای ویرانههای اورشلیم، بهاتفاق بانگ برآورده سرود شادمانی بخوانید، زیرا خداوند قوم خود را تسلی داده و اورشلیم را فدیه کرده است. خداوند بازوی قدوسش را در برابر تمامی قومها برهنه کرده است و تمام کرانهای زمین نجات خدای ما را خواهند دید. ای شما که ظروف خداوند را حمل میکنید، روانه شوید، روانه شوید، و از آنجا بیرون آیید! هیچ چیز نجس را لمس مکنید، بلکه از آنجا بیرون آمده، خود را طاهر سازید. اما بهشتاب بیرون نخواهید آمد و گریزان روانه نخواهید شد، زیرا خداوند پیش روی شما خواهد خرامید، و خدای اسرائیل از پشت نگاهبان شما خواهد بود. اینک خادم من کامیاب خواهد شد و به جایگاهی بس والا و رفیع رسیده، سرافراز خواهد گردید. چنانکه بسیاری از او در حیرت شدند - چراکه ظاهرش چنان تباه شده بود که دیگر به انسان نمیمانست، و چهرهاش چنان مخدوش که دیگر به بنیآدم شبیه نبود - به همانسان او اقوام بسیار را تطهیر خواهد کرد، و پادشاهان به سبب او دهان خود را خواهند بست. زیرا آنچه را که بدیشان گفته نشده بود، خواهند دید، و آنچه را نشنیده بودند، درک خواهند کرد.