زندگی انسان اوقات و زمان‌های خود را دارد. دعوت به این که قومی مقدس برای خدایی مقدس باشیم، دلیل بر آن نیست که به اوقات و زمان‌ها اهمیت ندهیم، یا اینکه بکوشیم بر آنها غلبه کنیم. بلکه منظور این است که نیاز داریم نوعی ریتم یا نظم تعیین کنیم، نوعی ضرب آهنگ مانند آنچ که در موسیقی به‌کار می‌رود، تا کمک کند موسیقی متنوع زندگی‌مان، همچون ستایشی بی‌وقفه، به‌سوی خالق‌مان برافراشته شود. این فصل از کتاب لاویان، نخست ریتم و ضرب ‌آهنگی هفتگی تعیین می‌کند و بعد ریتمی سالیانه، تا بدین وسیله قوم خدا را به شیوه‌ای شکل دهد تا بتوانند چرخه‌های تکرارشوندۀ زمان را تجربه کنند. یکی از عناصر این ضرب‌آهنگ همانا پیوندی است که میان «محفل مقدس» و اجتناب از هر کاری برقرار می‌گردد (آیات ۳، ۷ و ۲۱). به نظر می‌رسد که بخشی از این حکم حالت عملی دارد: یعنی اینکه جماعت مؤمنین نمی‌توانند گرد هم بیایند، مگر اینکه مشغله‌های عادی خود را کنار بگذارند. اما نکته‌ای فراتر از این نیز هست. اوقاتی لازم هست تا توجه و نیروی‌مان تماماً متوجه خدا گردد و حواس‌مان در اثر سایر مقتضیات، پرت نشود. در اینجا شاید برای آنانی که مسئول برگزاری پرستش و عبادت هستند و به شکلی کلی‌تر درگیر امور کلیسا می‌باشند، چالش خاصی باشد. «محفل» در مراسم دائمی یکشنبه یا در اعیاد مهم، وقت چندان مناسبی نیست که ایشان «هیچ کار نکنند». اما جدا ساختن کامل اوقات آسایش از اوقات به‌سر بردن با قوم خدا برای موعظۀ کلام خدا و برگزاری آیین‌های مقدس، امری خطرناک است. آیا امکان دارد که در حضور خدا و در میانۀ عبادات کلیسایی، در آرامش و آسایش بود بدون اینکه مسئولیت‌هایی را که در آنجا به ما سپرده شده، نادیده بینگاریم؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *