ما در کشاکش هرج و مرجها، جنگها یا مشغلهها، در حسرت صلح و آرامش به سر میبریم، صلحی که نشانۀ پایان است و بعد از لحظهای آسودگی، نوید آغازی نو را میدهد.
اشعیا تصویری از فرمانروایی این «سَروَر صلح» را ترسیم میکند، سَروَری که به ظلم و ستم خاتمه میبخشد. اشعیا با ارائۀ تصویری از چوبها و عصاهای سنگین بر پشت مظلومان که در هم میشکنند، نشان میدهد که این «سَروَرِ صلح»، بشریت را آزاد میسازد. این سَروَرِ صلح، برخلاف اطلس یا همان تیتان، که محکوم شده بود آسمان را بر روی شانۀ خود نگاه دارد، این اقتدار را حمل میکند که راحت و آسان، بر جهان فرمان براند. اقتدار بر شانههای او قرار دارد و در مقام «مشاور شگفتانگیز»، میتواند مسؤولیت سلطنت را بر عهده داشته باشد تا نه تنها به جنگ و بیعدالتی پایان ببخشد، بلکه صلح و آرامش را نیز برقرار سازد. علت این امر اینست که صلح و آرامش خدا، از درون به بیرون جریان مییابد.
ما اغلب اوقات تصور میکنیم که بار سنگین نگرانیها و دغدغههای دنیا بر دوش ما قرار دارد، و برایمان دشوار به نظر میرسد که این بار را بر زمین بگذاریم. اما عیسی آنانی را نزد خود فراخواند که باری سنگین بر دوش داشتند. او آسایش و یوغی راحت و باری سبک را وعده داد (متی ۱۱:۳۰). وقتی بتوانیم لحظهای بیآساییم، راحتتر خواهیم توانست بر خدا تعمق کنیم، و در تاریکی، نور را ببینیم. این امیدی که سر بر میآوَرَد، آغازی نو را در ما، و در دنیای ما، پدید میآوَرَد. صلح و آرامش مسیح در درون ما رشد میکند، و در همان حال که در محبت رشد میکنیم، در ما تثبیت میگردد. این صلح و آرامش به ما هدیه میشود تا آن را با دیگران تقسیم کنیم.