پاسخ و واکنش به پیام بیباکانهٔ حَجّی، آنی بود. فرماندار، کاهن اعظم و جماعت تشخیص دادند که خدا ایشان را به یک مبارزه فرا میخوانَد. خدا در میان ایشان بود و آماده به عمل، و ایشان را از درون بر میانگیخت. چون دستورها را در درون خود پذیرا شدند، خدا نیز نیرو و رؤیای لازم برای شروع کار بازسازی را به ایشان بخشید.
جامعهٔ یهودیان، آن وظیفهٔ عظیم را آغاز کردند و تاریخ آن برای آیندگان نوشته شد. اما این فقط یک آغاز بود؛ زیرا در ابتدا کوشش سختشان موفقیت خاصی را نشان نمیداد. بعد از یک ماه زحمت، احتمالاً افراد شروع کردند به مأیوسشدن، ولی در همین مرحله بود که رؤیایی تروتازه دریافت کردند. معبدی که در حال ساختنش بودند، بس شکوهمندتر از معبدی خواهد بود که ویران شد. این بار، «گنجینههای تمامی قومها بدینجا در خواهد آمد» (۲:۷).
شکی نیست که این گفتار نبوتی، در اصل مجازاتی برای دشمنان اسرائیل تلقی شد. محرومیتی که قومها بر اسرائیل وارد ساخته بودند، معکوس خواهد شد؛ زیرا همان قومها به احیای اسرائیل کمک کرده، در آن مساعدت خواهند کرد. این نبوت به آینده مینگرد، به این دعوت اسرائیل که ایشان «نوری برای ملتها» باشند (اشعیا ۴۹:۶). بازسازی معبد در رسالت الهی نقش محوری را ایفا میکند.