باروک زندگی دشواری داشت. او با پذیرش خطرات جانی بسیار، نه فقط کاتب (یا منشی/م.) ارمیا بود، بلکه نقش سخنگوی او را در ملأعام ایفا میکرد و زمانی که ارمیا منع شده بود که پیامش را به مقامات متخاصم اعلان کند، باروک این وظیفه را برعهده گرفته بود. او بهخاطر حمایت از ارمیا و پیامش- پیام از جانب خدا که طبق آن، مقاصد او از طریق تسلیم به کلدانیان بهانجام خواهد رسید- تهدید به مرگ شد و وقتی مردم دیگر نمیتوانستند مستقیماً از ارمیا انتقاد کنند، مورد تقبیح قرار گرفت.
آیات امروز به فصل ۳۶ بر میگردد، به زمانی که باروک طومار نخست را به نگارش درآورد. بهنظر میرسد که باروک از پیش، از پیامدهای ارتباطش با ارمیا بیمناک بود. اما خدا به او اطمینان بخشید که فارغ از اینکه آینده او را به چه جایی خواهد برد، جانش در امان خواهد بود. ما این سخنان را از طریق نگاه به گذشته میخوانیم و میدانیم که باروک به بابل نرفت، بلکه بههمراه ارمیا، بهزور به مصر برده شد، به جایی که خداوند صریحاً فرموده بود نباید به آن بروند. و حال، با وجود اینکه در جایی بود که نمیبایست باشد، به او یادآوری شد که در هر شرایطی، جانش در امان خواهد بود.
این وعده، امیدی محقرانه بهنظر میآید، خصوصاً وقتی آن را در کنار این هشدار قرار میدهیم که نباید برای خودش چیزهای بزرگ بطلبد. حضرت پولس نیز به ما یادآوری میکند که خود را بیش از حد بالا نپنداریم (رومیان ۱۲:۳). با توجه به تصویر بزرگتر از امور دنیا، موفقیتهای دنیوی در مقایسه با آوردن ثمرات ماندگار (یوحنا ۱۵:۱۶)، بسیار کوچک مینماید، همانطور که نوشتههای ارمیا چنین ثمری آورده است. و هر روز از زندگیمان فرصتی است مغتنم برای آوردن چنین ثمرهای.
Today's Prayer
ای خداوندگار و صاحب آسمان و زمین،
همانگونه که عیسی به شاگردانش آموخت تا در دعا اسقامت بهخرج دهند،
به ما نیز صبر و شهامت عنایت فرما تا هیچگاه امید خود را از دست ندهیم،
بلکه همواره دعاهای خود را به حضورت بیاوریم؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
ارمیا، فصل ۴۵
این است کلامی که اِرمیای نبی در چهارمین سال سلطنت یِهویاقیم پسر یوشیا پادشاه یهودا به باروک پسر نیریا گفت، پس از آنکه باروک سخنان اِرمیا را که به او گفته بود، بر طوماری نوشت: «ای باروک، یهوه خدای اسرائیل به تو چنین میفرماید: او را بگو، خداوند چنین میفرماید: اینک در سرتاسر این سرزمین، هرآنچه بنا کردهام، ویران خواهم ساخت و هرآنچه کاشتهام، از ریشه بر خواهم کَند. تو گفتهای: ”وای بر من! زیرا خداوند بر درد من غم افزوده است. از نالیدن خسته شدهام و راحت نمییابم.“ آیا تو چیزهای بزرگ برای خود میطلبی؟ خداوند میگوید آنها را طلب مکن، زیرا هان بر تمامی بشر بلا خواهم رسانید. اما تو به هر جا بروی، جانت را به تو به غنیمت خواهم بخشید.»
مزمور ۷۶
در یهودا، خدا را میشناسند؛ در اسرائیل، نام او عظیم است. منزلگاه او در سالیم است، و مسکن او در صَهیون. در آنجا، تیرهای آتشین را بشکست، سپر و شمشیر و جنگ را. سِلاه تو میدرخشی و پرشکوهتر از کوهستانهای آکنده از شکاری! دلاوران تاراج شدند؛ و خواب ایشان را در ربود! از جنگاوران، یکی هم نبود که دست خویش حرکت تواند داد! به عتاب تو، ای خدای یعقوب اسب و ارابه از حرکت بازایستادند! براستی که تو مَهیب هستی! آنگاه که خشم گیری، کیست که در حضورت تواند ایستاد؟ از آسمان داوری را اعلام کردی، و زمین ترسان شد و خاموشی گزید، آنگاه که خدا به داوری برخاست تا ستمدیدگان زمین را جملگی نجات بخشد. سِلاه بهیقین که خشم بشر به ستایش تو میانجامد، و باقیماندۀ خشم را بر کمر خود خواهی بست. برای یهوه خدای خویش نذر کنید و وفا نمایید؛ همۀ آنان که گرداگرد اویند، برای او که مَهیب است، پیشکشها بیاورند! او جان حکمرانان را میگیرد، پادشاهان زمین از او ترسانند!
مزمور ۷۹
خدایا، قومها به میراث تو داخل گشتهاند؛ معبد مُقدّست را نجس ساختهاند، و اورشلیم را به ویرانهای بدل کردهاند. اجساد خدمتگزارانت را خوراک مرغان هوا ساختهاند، و گوشت تن سرسپردگانت را طعمۀ وحوش زمین گردانیدهاند. خون ایشان را همچون آبْ گِرداگرد اورشلیم ریختهاند، بیآنکه کسی باشد که دفنشان کند. نزد همسایگان رسوا شدهایم، و مایۀ تمسخر و ریشخند اطرافیانیم. تا به کی خداوندا؟ آیا تا به ابد خشمگین خواهی بود؟ تا به کی غیرتت چون آتش خواهد سوزانید؟ غضب خود را بر قومهایی بریز که تو را نمیشناسند، و بر ممالکی که نام تو را نمیخوانند؛ زیرا یعقوب را فرو بلعیدهاند و منزلگاه او را ویران کردهاند. گناهان پیشینیان را، بر ما به یاد میاور! رحمتت به ملاقات ما بشتابد، زیرا که بسیار ذلیل گشتهایم! ای خدای نجات ما، بهخاطر جلال نام خود یاریمان ده! بهخاطر نام خود ما را برهان و گناهانمان را کفاره فرما! چرا قومها بگویند: «خدای ایشان کجاست؟» بگذار در برابر چشمان ما، قومها تقاص خون خدمتگزاران تو را پس دهند. نالۀ اسیران به حضور تو برِسد! بر حسب عظمت بازوی خویش جان محکومانِ به مرگ را حفظ فرما! دامن همسایگان ما را، ای خداوندگار، هفت چندان از اهانتی که بر تو روا داشتهاند، پر کن! آنگاه ما که قوم تو و گوسفندان چراگاه توییم، جاودانه شکرت خواهیم گزارد، و نسل اندر نسل ستایش تو را بر زبان خواهیم راند.