در این آیات، بینهایت دشوار است درک کنیم چه روشی در کلیسای قرنتس مرسوم بود و پولس چه رهنمودی میدهد. به نظر میرسد یکی از خطاهای این کلیسا این بود که تفاوت میان جنسها را مخدوش میساختند (یعنی تفاوت میان مرد و زن را/م.). شاید تصور میکردند با این کار، کمتر «جسمانی» میشوند و بیشتر مقدس. در کشاکش سؤالات بسیاری که مطرح میشود، آیۀ ۳ موضوعی را بیان میکند که نمیتوان نادیده گرفت، زیرا از آن استفاده کردهاند تا دربارۀ تفاوتهای میان مرد و زن استدلال کرده، نقشهای ایشان را در کلیسا تعریف و مشخص کنند. آیا واژۀ «سَر» در زمینۀ رابطۀ میان مرد/مسیح، زن/مرد و مسیح/خدا به معنی برخورداری از «اقتدار» است، یا اینکه منظور پولس اشاره به «منشأ» و «سرچشمه» است؟ آیا مسیح بر مرد اقتدار دارد، و مرد بر زن، و خدا بر مسیح؟ یا اینکه این آیات به این معناست که مسیح همانا سرچشمه و خالق مرد است، و اینکه زن طبق روایتهای آفرینش، از مرد سرشته شده، و خدا نیز سرچشمۀ مسیحِ جسمشده است؟ (به باور من، آیات ۱۱-۱۲ برداشت دوم را تأیید میکنند.) در این میان، و با توجه به سایر سؤالات دشوار، نکتهای که بهوضوح مشخص است این است که در آیۀ ۴، از مردان انتظار میرود دعا و نبوت کنند، و در آیۀ ۵ نیز همین انتظار از زنان میرود. در این آیات، به روحانیون حرفهای اشاره نشده، بلکه به این انتظار پولس اشاره شده که هم مردان و هم زنان، باید نقشی فعال در پرستش ایفا کنند. از اینرو سؤال خوبی که باید طرح کرد، این است: «انتظار پولس برای اینکه ”همه“ دعا و نبوت کنند، چگونه روشهای متداول ما در پرستش را به چالش میکشد؟»