Today's word: اول قرنتیان ۱۱:‏۲-‏۱۶ | Bible Study: مزمور ۴۷مزمور ۴۸هوشع ۵:‏۸ تا ۶:‏۶

در این آیات، بی‌نهایت دشوار است درک کنیم چه روشی در کلیسای قرنتس مرسوم بود و پولس چه رهنمودی می‌دهد. به نظر می‌رسد یکی از خطاهای این کلیسا این بود که تفاوت میان جنس‌ها را مخدوش می‌ساختند (یعنی تفاوت میان مرد و زن را/م.). شاید تصور می‌کردند با این کار، کمتر «جسمانی» می‌شوند و بیشتر مقدس. در کشاکش سؤالات بسیاری که مطرح می‌شود، آیۀ ۳ موضوعی را بیان می‌کند که نمی‌توان نادیده گرفت، زیرا از آن استفاده کرده‌اند تا دربارۀ تفاوت‌های میان مرد و زن استدلال کرده، نقش‌های ایشان را در کلیسا تعریف و مشخص کنند. آیا واژۀ «سَر» در زمینۀ رابطۀ میان مرد/مسیح، زن/مرد و مسیح/خدا به معنی برخورداری از «اقتدار» است، یا اینکه منظور پولس اشاره به «منشأ» و «سرچشمه» است؟ آیا مسیح بر مرد اقتدار دارد، و مرد بر زن، و خدا بر مسیح؟ یا اینکه این آیات به این معناست که مسیح همانا سرچشمه و خالق مرد است، و اینکه زن طبق روایت‌های آفرینش، از مرد سرشته شده، و خدا نیز سرچشمۀ مسیحِ جسم‌شده است؟ (به باور من، آیات ۱۱-‏۱۲ برداشت دوم را تأیید می‌کنند.) در این میان، و با توجه به سایر سؤالات دشوار، نکته‌ای که به‌وضوح مشخص است این است که در آیۀ ۴، از مردان انتظار می‌رود دعا و نبوت کنند، و در آیۀ ۵ نیز همین انتظار از زنان می‌رود. در این آیات، به روحانیون حرفه‌ای اشاره نشده، بلکه به این انتظار پولس اشاره شده که هم مردان و هم زنان، باید نقشی فعال در پرستش ایفا کنند. از این‌رو سؤال خوبی که باید طرح کرد، این است: «انتظار پولس برای اینکه ”همه“ دعا و نبوت کنند، چگونه روش‌های متداول ما در پرستش را به چالش می‌کشد؟»

Today's Prayer

ای خدا که در آسمانی،
تو انجیل را به اقصی‌نقاط جهان فرستادی،
و پیام‌آورانت را نیز نزد همۀ قوم‌ها:
روح مقدست را بفرست تا به‌واسطۀ خبر خوش حیات ابدی،
ما را دگرگون سازد،
در عیسای مسیح، خداوندگار ما.

Bible Study

اول قرنتیان ۱۱:‏۲-‏۱۶

شما را تحسین می‌کنم که در همه چیز مرا به یاد می‌آورید و سنّتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ می‌کنید. امّا می‌خواهم آگاه باشید که سر هر مرد، مسیح است، سر زن، مرد است، و سر مسیح خداست. هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بی‌حرمت کرده است. و هر زنی که سر نپوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را بی‌حرمت کرده است؛ این کار او درست مانند این است که سر خود را تراشیده باشد. اگر زنی سر خود را نمی‌پوشاند، پس اصلاً موهای خود را کوتاه کند؛ و اگر برای زن شرم‌آور است که موهایش را کوتاه کند یا بتراشد، پس باید سر خود را بپوشاند. مرد نباید سر خود را بپوشاند، زیرا او صورت و جلال خداست؛ امّا زن، جلالِ مرد است. زیرا مرد از زن پدید نیامده، بلکه زن از مرد پدید آمده است؛ از همین رو، و به‌خاطر فرشتگان، زن باید نشانی از اقتدار بر سر داشته باشد. با وجود این، در خداوند، نه زن از مرد بی‌نیاز است، نه مرد از زن. همان‌گونه که زن از مرد پدید آمد، مرد نیز به واسطۀ زن پدید می‌آید، امّا پدیدآورندۀ همه چیز خداست. خود قضاوت کنید: آیا برای زن شایسته است که سر نپوشیده به درگاه خدا دعا کند؟ آیا طبیعتِ امور، خود به شما نمی‌آموزد که اگر مردی موی بلند داشته باشد، برای او شرم‌آور است، امّا اگر زنی موی بلند داشته باشد، مایۀ افتخار اوست؟ زیرا موی بلند به عنوان پوشش به زن داده شده است. امّا اگر کسی بخواهد آهنگی دیگر ساز کند، باید بگویم که ما را و نیز کلیساهای خدا را چنین رسمی نیست.

مزمور ۴۷

بزرگان قومها گرد آمده‌اند، چون قوم خدای ابراهیم؛ زیرا که پادشاهان جهان از آنِ خدایند. او به‌غایت متعال است. خدا بر قومها سلطنت می‌کند؛ او بر تخت مقدسش جلوس فرموده. زیرا خدا پادشاه تمامی جهان است؛ او را با خردمندی بسرایید. بسرایید! خدا را بسرایید! بسرایید! پادشاه ما را بسرایید! خدا در میان فریاد شادمانی صعود کرده است، خداوند، با آوای کَرِنا صعود کرده است. میراث ما را برای ما برمی‌گزیند، فخر یعقوب، محبوبِ خود را. سِلاه قومها را زیر سلطۀ ما قرار می‌دهد، و ملتها را زیر پای ما می‌نهد. زیرا خداوندِ متعال، مَهیب است، پادشاه بزرگ، بر تمامیِ جهان! ای همۀ قومها، دستک زنید؛ به فریاد شادمانی نزد خدا بانگ برآورید.

مزمور ۴۸

خداوند، بزرگ است و بسیار درخورِ ستایش؛ در شهر خدای ما، در کوه مقدس خویش. کوه صَهیون، زیبا در بلندایش، شادمانی تمامی جهان است. همچون بلندترین ارتفاعات صفون است، آن شهر پادشاهِ بزرگ! خدا در دژهای آن است، او خود را چون قلعۀ بلند شناسانیده. هان پادشاهان به هم پیوستند و با هم پیش آمدند؛ اما چون آن را دیدند، مبهوت گشتند، و هراسان گریختند! لرزه بر ایشان مستولی شد، و درد شدید همچون زنی که می‌زاید. تو کشتیهای تَرشیش را به باد شرقی در هم شکستی. چنانکه شنیده بودیم، به چشم خود دیدیم، در شهر خداوندِ لشکرها؛ در شهر خدای ما، که خدا تا به ابد استوارش خواهد ساخت. سِلاه خدایا، در اندرون معبد تو در محبتت تأمل می‌کنیم. ستایش تو، خدایا، همچون آوازۀ نامت، تا به کرانهای زمین می‌رسد؛ و دست راستت آکنده از عدالت است. کوه صَهیون شادمان باشد و شهرهای یهودا مسرور گردند از داوریهای تو. صَهیون را طواف کنید و گرداگردش گام زنید! بُرجهایش را بشمارید. سنگرهایش را ملاحظه کنید، و در دژهایش تأمل نمایید، تا برای نسل آینده بازگویید! زیرا این است خدا، خدای ما، تا ابدالآباد، او ما را تا به مرگ رهبری خواهد کرد.

هوشع ۵:‏۸ تا ۶:‏۶

در جِبعَه کَرِنا بنوازید، و در رامَه شیپور را به صدا درآورید. در بِیت‌آوِن نفیر جنگ سر دهید؛ ما از پی تو خواهیم آمد، ای بِنیامین! در روز تأدیب، اِفرایِم ویران خواهد شد. آنچه را که یقین است در میان قبیله‌های اسرائیل اعلام می‌کنم. امیران یهودا مانند کسانی گشته‌اند که مرزها را جابه‌جا می‌کنند، پس من خشم خویش را چون سیلاب بر ایشان خواهم ریخت. بر اِفرایِم ظلم رفته، و در داوری لِه شده است، زیرا به پیروی از چیزهای باطل مصمم است. از این رو من برای اِفرایِم همچون بید شده‌ام، و همچون پوسیدگی برای خاندان یهودا. چون اِفرایِم بیماری خویش را دید و یهودا جراحت خود را، اِفرایِم به آشور رفت و نزد پادشاه بزرگ فرستاد. ولی او قادر به شفای شما نیست و جراحت‌تان را علاج نتواند کرد. زیرا من برای اِفرایِم همچون شیر خواهم بود، و برای خاندان یهودا همچون شیر ژیان. من خود خواهم درید و دور خواهم شد؛ خواهم ربود و رهاننده‌ای نخواهد بود. آنگاه به مکان خویش باز خواهم گشت تا آنگاه که به تقصیر خویش اعتراف کنند، و روی مرا بطلبند. ایشان در مصیبت خویش، مشتاقانه مرا خواهند جُست.
«بیایید نزد خداوند بازگردیم، زیرا او ما را دریده است، اما شفایمان خواهد داد؛ او ما را مجروح کرده است، اما زخمهایمان را خواهد بست. پس از دو روز ما را احیا خواهد کرد، و در روز سوّم ما را بر خواهد خیزانید، تا در حضور او زیست کنیم. بیایید خداوند را بشناسیم، و به جِدّ و جهد در پی شناخت او باشیم. طلوع او همچون فجرْ یقین است، و بر ما همچون باران خواهد آمد، همچون باران بهاری که زمین را سیراب می‌کند.» ای اِفرایِم، با تو چه کنم؟ ای یهودا، با تو چه کنم؟ محبت تو مانند ابر صبحگاهی است، و همچون شبنم که به‌زودی می‌گذرد. پس من ایشان را به واسطۀ انبیا قطعه قطعه کردم، و به سخنان دهانم ایشان را کشتم، و داوری من بر شما همچون نور ساطع می‌شود. زیرا محبت را می‌پسندم نه قربانی را، و معرفت خدا را، بیش از قربانیهای تمام‌سوز.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *