Today's word: مکاشفه ۲۱: ۱۰ | Bible Study: مکاشفه ۲۱: ۱۵ - ۲۷

شهر مقدس

«آنگاه مرا در روح، به کوهی بزرگ بلند برد و شهر مقدس اورشلیم را به من نمود که از آسمان از جانب خدا نازل می‌شود.»

مکاشفه ۲۱: ۱۰

شرحی که نویسنده کتاب مکاشفه از اورشلیم و معبد می‌دهد، شرحی آرمانی است که کتاب حزقیال فصل ۴۷ با آن پایان می‌یابد. اورشلیم بیش از آن که نماد یک شهر جغرافیایی باشد، نمادی از تفقد نهایی خداوند نسبت به کلیسای خویش است.
در مکاشفهٔ یوحنا، اورشلیم جدید شهری است به‌صورت مربع کامل با ابعاد شگفت‌انگیز: «دوازده هزار تیر پرتاب یافت و طول و عرض و بلندی‌اش برابر است» (مکاشفه ۲۱: ۱۶). این اندازه که بیش از دو هزار کیلومتر را دربَر می گیرد، در واقع استعاره از این است که این شهر به اندازهٔ دنیا وسعت داشته و به اندازهٔ کافی عظیم است تا همهٔ مقدسین را در خود جای دهد.
اورشلیم جدیدِ از آسمان فرود آمده، همانا اورشلیم «تبدیل هیئت یافته» است که دیگر احتیاجی به معبد که نشانه‌ای از حضور خدا در میان قوم خویش بود یا خورشید و ماه به‌جهت نور ندارد؛ زیرا خداوند خدا و بره در آن حضور حقیقی دارند. لذا، تمام شهر به‌واسطهٔ وجود ایشان منور است؛ زیرا شهر خدای زنده است: «و در آن هیچ قدس ندیدم؛ زیرا خداوند خدای قادر مطلق و بره قدس آن است. و شهر احتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنایی دهد.زیرا که جلال خدا آن را منور می‌سازد و چراغش بره است.» (مکاشفه ۲۱: ۲۲ و ۲۳)
این اورشلیم نوین، شهر «خدای زنده» است. پس، دیگر در این شهر گریه و ماتم، درد و رنج یا شب نخواهد بود، شهری است به زیبایی جواهری گرانبها که نام‌های دوازده رسول بره بر آنها نوشته شده است که نمادی است از اسرائیل نوین که همانا همهٔ مقدسین‌اند که به خون بره فرا خوانده شده‌اند تا در این شهر ساکن شوند.
در این اورشلیم جدید رودخانه‌ای از آب حیات «از تخت خدا و بره جاری می‌شود» و درخت حیات را آبیاری می‌کند و مقدسین در آنجا تا به ابد زندگی خواهند کرد. (مکاشفه ۲۲: ۱ – ۲)

Bible Study

مکاشفه ۲۱: ۱۰

10آنگاه مرا در روح به فراز کوهی بزرگ و بلند برد و شهر مقدّس اورشلیم را به من نشان داد که از آسمان از نزد خدا فرود می‌آمد.

مکاشفه ۲۱: ۱۵ - ۲۷

15و آن کس که با من تکلم میکرد، نی طلاداشت تا شهر و دروازه هایش و دیوارش رابپیماید. 16و شهر مربع است که طول و عرضش مساوی است و شهر را به آن نی پیموده، دوازده هزار تیر پرتاب یافت و طول و عرض وبلندیاش برابر است. 17و دیوارش را صد و چهل و چهارذراع پیمود، موافق ذراع انسان، یعنی فرشته. 18وبنای دیوار آن از یشم بود و شهر از زر خالص چون شیشه مصفی بود. 19و بنیاد دیوار شهر به هر نوع جواهر گرانبها مزین بود که بنیاد اول، یشم و دوم، یاقوت کبود و سوم، عقیق سفید و چهارم، زمرد 20و پنجم، جزع عقیقی و ششم، عقیق وهفتم، زبرجد و هشتم، زمرد سلقی و نهم، طوپاز ودهم، عقیق اخضر و یازدهم، آسمانجونی ودوازدهم، یاقوت بود. 21و دوازده دروازه، دوازده مروارید بود، هر دروازه از یک مروارید وشارع عام شهر، از زر خالص چون شیشه شفاف. 22و در آن هیچ قدس ندیدم زیرا خداوندخدای قادر مطلق و بره قدس آن است. 23و شهراحتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنایی دهدزیرا که جلال خدا آن را منور میسازد و چراغش بره است. 24و امتها در نورش سالک خواهندبود و پادشاهان جهان، جلال و اکرام خود را به آن خواهند درآورد. 25و دروازه هایش در روز بسته نخواهد بود زیرا که شب در آنجا نخواهد بود. 26و جلال و عزت امتها را به آن داخل خواهندساخت. 27و چیزی ناپاک یا کسیکه مرتکب عمل زشت یا دروغ شود، هرگز داخل آن نخواهدشد، مگر آنانی که در دفتر حیات بره مکتوبند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *