روز سپاسگزاری برای بنیانگذاری عشاء ربانی(کـُورپوس کریستی)
امروز کلیسا خدا را برای عشاء ربانی سپاس میگوید، و بر این نکته تأمل میکنیم که خدا چگونه هم نیازهای جسمانی ما را برآورده میسازد، و هم نیازهای روحانی ما را. میان زندگی جسمانی و زندگی روح ما، یک پیوستگی مقدس وجود دارد. این بدان معناست که «مَنـّا» در بیابان دارای دو بُعد است. آن گرسنگی واقعی را برطرف میسازد، اما با این کار، گرسنگی دیگری را پدید میآوَرَد، گرسنگیای که همانطور که در قرائتهای امروز گفته شده، فقط میتواند از طریق کلام خدا برطرف شود. همانگونه که عیسی بههنگام وسوسهاش در بیابان ثابت کرد، ما فقط به نان زیست نمیکنیم. مقرر شده که ما با آنچه خدا به ما میفرماید، زیست کنیم، از کلام او تغذیه کنیم، و آن را در عمق وجود خود جذب و هضم کنیم. در همان حال که کلام او در ما زندگی مییابد، باید قدرشناستر و گشادهدستتر گردیم. حتی در روایتهای عهدقدیم، «منّا» از بُعدی آیینی برخوردار بود. منّا در مزامیر، همچون نان فرشتگان توصیف شده است (مزمور ۷۸:۲۵).
عشاء ربانی این مفاهیم را در خود گرد میآوَرَد، اما مفهوم دیگری نیز به آن میافزاید. عیسی نانی را که بههنگام عشاء ربانی پاره میشود، با بدن خود یکسان میسازد، بدنی که برای ما داده شد. این لایۀ اضافی از مفهوم عشاء ربانی، همان حقیقتی است که ما را عضو بدن مسیح میسازد. او در ما زندگی میکند و ما در او. این همان قلب و کانون عرفانی ایمان مسیحی است. به همین سبب است که شرکت در این آیین مقدس هیچگاه نباید امری اختیاری و مازاد تلقی گردد.
Today's Prayer
ای خداوندگارْ عیسای مسیح،
تو را سپاس میگوییم که در این آیین مقدس و پرشکوه،
یادگار مصائب خود را به ما ارزانی داشتهای:
ما را یاری فرما تا به رازهای مقدست حرمت بنهیم،
رازهای مقدس بدن و خون تو،
تا ثمرات فدیه و نجات تو را
در درون خود بشناسیم،
و آنها را در زندگی خود نشان دهیم؛
زیرا تو با پدر زنده هستی و سلطنت میکنی
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
تثنیه ۸:۲-۱۶
به یاد آرید که چگونه یهوه خدایتان شما را چهل سال در بیابان رهبری کرد تا شما را خوار و زبون ساخته، بیازماید و آنچه در دل شماست بداند، که آیا فرمانهای او را نگاه خواهید داشت یا نه. او شما را خوار و زبون ساخت و گرسنه گذاشت، و خوراکِ مَنّا را به شما خورانید که نه شما از آن خبر داشتید و نه پدرانتان، تا به شما بیاموزاند که انسان تنها به نان زنده نیست، بلکه به هر کلامی که از دهان خداوند صادر شود انسان زنده میشود. در این چهل سال جامه بر تنِ شما مندرس نشد و پاهایتان تاوَل نزد. پس در دل خود بدانید همانگونه که مردی فرزندش را تأدیب میکند، یهوه خدایتان نیز شما را تأدیب مینماید. پس با نگاه داشتن فرمانهای یهوه خدای خود، در راههای او گام بردارید و از او بترسید. زیرا که یهوه خدایتان شما را به سرزمینی نیکو میآورد، سرزمینی آکنده از نهرهای آب و چشمهها و آبهای زیرزمینی که در درهها و کوهها روان میشود، سرزمینی انباشته از گندم و جو و درخت مو و انجیر و انار و روغن زیتون و عسل؛ سرزمینی که در آن نان را به تنگدستی نخواهید خورد و به چیزی محتاج نخواهید شد؛ سرزمینی که سنگهایش آهن است، و از کوههایش مس خواهید کند. پس خورده، سیر خواهید شد و یهوه خدای خویش را به جهت سرزمین نیکویی که به شما بخشیده است، متبارک خواهید خواند.
«پس به هوش باشید مبادا یهوه خدای خویش را فراموش کنید و فرمانها و قوانین و فرایض او را که من امروز به شما امر میفرمایم، نگاه ندارید. مبادا چون خورده، سیر شوید، و خانههای نیکو ساخته، در آنها ساکن گردید، و رمه و گلۀ شما فزونی یافته، بر سیم و زرتان افزوده شود، و اموالتان افزون گردد، آنگاه دل شما مغرور شده، یهوه خدای خود را که شما را از سرزمین مصر، از آن خانۀ بندگی، بیرون آورد فراموش کنید، او را که شما را در بیابانی بزرگ و هولناک که در آن مارهای آتشین و عقربها و زمین خشک و بیآب بود، رهبری کرد، و برای شما از دلِ سنگ خارا آب بیرون آورد، که خوراک مَنّا را در بیابان به شما خورانید که پدرانتان نشناخته بودند، تا شما را خوار و زبون ساخته، بیازماید و در آخر بر شما احسان کند.
مزمور ۱۴۷
هللویاه،
زیرا خدای ما را سرائیدن نیکوست
و دلپذیر و شایسته است ستایش او.
خداوند اورشلیم را بنا میکند،
و راندهشدگان اسرائیل را گرد میآورد.
دلشکستگان را التیام میبخشد،
و زخمهایشان را میبندد.
شمار ستارگان را تعیین میکند،
و هر یک از آنها را به نام میخواند.
بزرگ است خداوندگار ما و بسیار نیرومند،
درک او نامتناهی است.
خداوند فروتنان را برمیافرازد،
اما شریران را بر زمین میافکند.
خداوند را با شکرگزاری بسرایید،
با چنگ برای خدای ما بنوازید.
او آسمان را به ابرها میپوشاند،
و برای زمین باران مهیا میکند،
و سبزه را بر کوهها میرویاند.
او حیوانات را خوراک میدهد،
زاغچهها را، که فریاد برمیآورند.
از نیروی اسب خشنود نمیگردد،
و ساقهای انسان پسندیدۀ او نیست.
خشنودی خداوند در ترسندگان اوست،
در آنان که به محبت او امیدوارند.
ای اورشلیم، خداوند را بستا!
ای صَهیون، خدای خود را ستایش کن!
زیرا او پشتبندهای دروازههایت را مستحکم میگرداند،
و فرزندانت را در اندرونت برکت میدهد.
او صلح را بر مرزهایت حکمفرما میسازد،
و تو را به مغز گندم سیر میگرداند.
فرمان خود را بر زمین میفرستد،
و کلام او بهسرعت میدود.
برف را چون پشم ارزانی میدارد،
و ژاله را همچون خاکستر میپراکند.
تگرگ را چون خُردهنانها فرو میریزد،
کیست که در برابر سرمای او تواند ایستاد؟
او کلام خود را میفرستد و آنها را آب میکند،
باد خویش را میوزاند و آبها روان میشود.
کلام خود را به یعقوب بیان میدارد،
و فرایض و قوانین خود را به اسرائیل.
او با هیچ قومی چنین نکرده است،
و قوانین او را نشناختهاند.
هللویاه!
اول قرنتیان ۱۰:۱-۱۷
زیرا ای برادران، نمیخواهم از این موضوع غافل باشید که پدران ما همه زیر ابر بودند و همه از میان دریا گذشتند. آنان همه در ابر و در دریا در پیوند با موسی تعمید یافتند، و همه همان خوراک روحانی را خوردند و همان آشامیدنی روحانی را نوشیدند؛ زیرا از آن صخرۀ روحانی مینوشیدند که از پِی میآمد،و آن صخره مسیح بود. با این همه، خدا از بیشتر آنان خرسند نبود، پس اجسادشان در سرتاسر بیابان پراکنده شد.
حال، این رویدادها به وقوع پیوست تا نمونههایی باشد برای ما، تا ما همچون آنان در پی بدی نباشیم. پس بتپرست مشوید، چنانکه بعضی از ایشان شدند؛ به گونهای که نوشته شده است: «قوم به خوردن و نوشیدن نشستند و به جهت لَهو و لَعِب به پا خاستند.» و نه به بیعفتی دستیازیم، چنانکه بعضی از ایشان کردند، و در یک روز بیست و سه هزار تن به هلاکت رسیدند. و نه مسیح را بیازماییم، چنانکه بعضی از آنان کردند و به وسیلۀ مارها کشته شدند. و نه شِکْوِه و شکایت کنید، چنانکه بعضی از ایشان کردند و هلاککننده هلاکشان ساخت.
این امور چون نمونه بر آنان واقع گردید و نوشته شد تا عبرتی باشد برای ما که در زمانی به سر میبریم که غایتِ همۀ اعصار تحقق یافته است. پس آن که گمان میکند استوار است، بههوش باشد که نیفتد! هیچ آزمایشی بر شما نیامده که مناسب بشر نباشد. و خدا امین است؛ او اجازه نمیدهد بیش از توان خود آزموده شوید، بلکه همراه آزمایش راه گریزی نیز فراهم میسازد تا تاب تحملش را داشته باشید.
پس ای عزیزان، از بتپرستی بگریزید. با خردمندان سخن میگویم؛ خود دربارۀ آنچه میگویم قضاوت کنید. آیا جام برکت که به جهت آن شکر میگزاریم، شریک شدن در خون مسیح نیست؟ و آیا نانی که پاره میکنیم، شریک شدن در بدن مسیح نیست؟ از آنجا که نانْ یکی است، ما نیز که بسیاریم، یک بدن هستیم، زیرا همه از یک نان بهره مییابیم.