وقتی کسی چیزی را یکبار به ما میگوید و بعد به موضوع دیگری میپردازد، و پس از آن بر میگردد و همان مطلب را بار دیگر، به شکل دیگری میگوید، منظورش چیست؟ دستورالعملهای مربوط به «عید آلاچیقها» در آیات ۳۳-۳۶ از این فصل ارائه شدهاند. سپس خلاصهای برای پایان بخشیدن به تعالیم این فصل در خصوص «اعیاد تعیینشده» داده میشود (آیات ۳۷-۳۸). اما بعد، برای بار دوم، به عید آلاچیقها برمیگردیم. اما این تکراری محض نیست. این آیات بیان میدارند که قوم باید این مدت را در آلاچیق بهسر ببرند، و سپس این را به رهایی ایشان از مصر مرتبط میسازد. در این فصل، تا به این مرحله، تمرکز بر تقدیم قربانی بوده است، اما در اینجا، تمرکز بر رسوم مشترکی است که حالت قربانی ندارند- یعنی یادآوری مشترک و همراه با یکدیگر، از آنچه خدا بهعمل آورده و شادی گروهی و جمعی در حضور خدا. و در آخر، اصطلاح عبری برای «عید» با کاربرد ترکیبی از فعل و اسم در آیات ۳۹ و ۴۱ مورد تأکید قرار گرفته است. این اصطلاح قبلاً تنها دو بار پیش از این در این فصل بهکار رفته، و آنهم نه به این شکل. ریشههای آن چندان روشن نیست اما ارتباط دارد با رسم زیارت، یعنی ترک خانه و کاشانه برای مدتی بهمنظور صرف وقت برای عبادت خدا. لازم است در سرتاسر سال فضایی وجود داشته باشد برای انجام کاری که فراتر از تقدیم چیزی است که به خدا «بدهکاریم». لازم است اوقاتی را اختصاص دهیم به سفر از محل زندگیمان، به این منظور که حقایق عمیقتری را بهیاد آوریم که امور روزمرهمان آنها را تیره و تار میسازند، و نیز به این منظور که در اثر شادی جمعی و گروهی در کشف ماجراهای مربوط به رهایی الهی احیا شویم.