قوم یهود با اعیاد خوب آشنا بودند. فصل ۲۳ فهرست تعدادی از آنها را در اختیارمان میگذارد: پِسَخ، فطیر، نوبرها، هفتهها، شیپورها، روز کفّاره، خیمهها. ریشۀ این اعیاد، وقایع تاریخیای که آنها را جشن میگرفتند، یا اهمیتشان در کشاورزی بود. این اعیاد سال را شکل میدادند و یادآور همیشگی تدارک خدا برای قومش بودند.
جشنهای ما هم میتوانند به همین شیوه مؤثر باشند، ولی فقط در روزهای خوب که باد همراهی میکند. متاسفانه اغلب، جامعه میکوشد آنها را از دست مسیحیان درآورد؛ کریسمس، عید پاک، روز مادر (چهارمین یکشنبۀ ایام روزه) و روز همۀ قدیسین (هالووین) را در نظر بگیرید. یک راهبرد بشارتی این است که ریشههای جشنهایمان را به شیوهای محبتآمیز به مردم یادآور شویم و این جشنها را با خلاقیتی بیشتر و پرشورتر از آن که جامعۀ سکولار میتواند تصور کند، برگزار کنیم. نه اینکه بگوییم «آه! دوباره ایام روزه و مراسم کهنۀ کلیسایی!» بلکه ببنیم چگونه میتوانیم با استفاده از همۀ استعدادهای کلیسا دوباره «روزه و انابت» را به دنیایی خسته از بحث و افراط معرفی کنیم؟ میتوانیم مردم را به بیرون از ایستگاه قطار «هدایت کنیم» یا سراغ واکس زدن کفشها (شستن پاها) در مرکز خرید برویم. میتوانیم از مدارس محل دعوت کنیم تا وسط هفته، روزه در کلیسا را تجربه کنند. هر نوع کاری میتوانیم بکنیم.
بیایید جشنها را از «دزدان جشن» پس بگیریم!