«من» در آیۀ ۱، به چه کسی اشاره دارد؟ این آخرین اشاره به شخصیتی است که در طول کتاب اشعیا از او بهعنوان «خادم» نام برده شده است.
این احتمال وجود دارد که این «خادم»، خود اشعیا باشد. پیام او، یعنی خبر خوشی که او برای یهودیان ستمدیده به ارمغان آورده، مانند ریسمانی فصلهای مختلف این کتاب را به یکدیگر پیوند میدهد. او برای قومی در تبعید، از امید رهایی سخن گفته است.
از دیدگاهی دیگر، «خادم» را میتوان تمام قوم خدا در طول سالهای پس از تبعید دانست. آنان عملاً مشغول بازسازی شهرهای ویرانشده بودند. قرار بود یهودیان برکات عظیمی را بهعنوان پاداش در ازای تحمل سختیهای چندین دهه دریافت کنند. ایشان نیز در ازای آن، میبایست قومی باشند که عدل و انصاف را پیشۀ خود میسازند.
علاوه بر اینها، مسیحیان همواره به عیسی به دیدۀ تحققبخش نقش «خادم» نگریستهاند. خود او نیز در هنگام موعظه در ناصره، بر این امر صحّه گذاشت و خود را همان شخصی معرفی کرد که موضوع این بخش از اشعیا را تشکیل میداد (لوقا ۴:۱۶-۱۹). عیسی در اینجا بخشی را که در مورد انتقام خداست حذف کرد، زیرا انگاری که میدانست نجات جهان با محبت امکانپذیر است، نه با خشونت.
با این حال، باید این را درک کنیم که «من» میتواند به هر یک از ما نیز اشاره داشته باشد. مسیحیان فراخوانده شدهاند تا در هر مکان و زمانی خادمان دنیایی نیازمند و محتاج باشند. روح خدا پیروان عیسی را به هر جا که قلب کسی شکسته یا به کسی ظلم شده یا فقیری وجود دارد، میفرستد. این کلمات شما را به یاد چه کسانی میاندازد و خدمت به آنان برای شما چه معنی خواهد داشت؟
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
تو که به شکلی شگفتانگیز، ما را به صورت خود آفریدی،
و افزون بر آن، ما را به شکلی شگفتانگیز،
و بهواسطۀ پسرت، عیسای مسیح، نزد خود بازگرداندی،
عطا فرما همانگونه که او در بشریت ما شریک شد،
ما نیز در حیات الوهیت او شریک گردیم؛
هماو که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اشعیا، فصل ۶۱
روح خداوندگارْ یهوه بر من است، زیرا که خداوند مرا مسح کرده است تا فقیران را بشارت دهم؛ او مرا فرستاده تا دلشکستگان را التیام بخشم، و آزادی را به اسیران و رهایی را به محبوسان اعلام کنم؛ تا سال لطف خداوند را اعلام نمایم، و از روز انتقام خدایمان خبر دهم؛ تا همۀ ماتمیان را تسلی بخشم، و به آنان که در صَهیون سوگوارند، تاجی به عوض خاکستر ببخشم، و روغن شادمانی به عوض سوگواری، و ردای ستایش به جای روح یأس. آنان بلوطهای پارسایی، و نهالهای مغروس خداوند خوانده خواهند شد، تا جلال او نمایان شود. آنان خرابههای کهن را بنا خواهند کرد، و ویرانههای سَلَف را بر پا خواهند داشت؛ شهرهای خراب را بازسازی خواهند کرد، و ویرانههای نسلهای متمادی را آباد خواهند نمود. غریبان برخاسته، گلههای شما را خواهند چرانید، و بیگانگان زارعان و تاکبانان شما خواهند بود؛ کاهنان خداوند خوانده خواهید شد، و شما را خادمان خدای ما خواهند نامید. از دولت قومها خواهید خورد، و در ثروت ایشان فخر خواهید کرد. به عوض شرمساری، نصیب دوچندان خواهید یافت، و به عوض رسوایی، در میراث خود شادی خواهید کرد. بنابراین، ایشان در سرزمینشان نصیب دوچندان خواهند یافت، و خوشی جاودانی از آن ایشان خواهد بود. زیرا من، یهوه، عدالت را دوست میدارم، و از غارت و ستم بیزارم. من با امانت به قوم خود پاداش خواهم داد، و با ایشان عهد جاودانی خواهم بست. نسل ایشان در میان قومها مشهور خواهند شد، و ذریت ایشان در میان ملتها معروف خواهند گشت. هر که ایشان را ببیند تصدیق خواهد کرد که آنان نسل برکتیافته از خداوندند. در خداوند شادی بسیار میکنم، و جان من در خدایم به وجد میآید؛ زیرا مرا به جامۀ نجات ملبس ساخته، و ردای پارسایی به من پوشانیده است؛ همچون دامادی که سرِ خویش را به تاجِ کِهانت میآراید، و همچون عروسی که خویشتن را به جواهر زینت میدهد. زیرا چنانکه زمین نباتات خود را میرویاند، و باغ، دانههای کاشته شده را نمو میدهد، خداوندگارْ یهوه نیز پارسایی و ستایش را در نظر جمیع قومها خواهد رویانید.
مزمور ۸۹:۱-۳۷
محبتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید؛ به دهان خویش امانت تو را به جمیع نسلها خواهم شناسانید. زیرا گفتم که محبت تا به ابد بنا خواهد شد، و وفاداریِ خود را در آسمانها استوار خواهی ساخت! گفتی که «با برگزیدۀ خود عهد بستهام، و برای خدمتگزار خویش داوود سوگند خوردهام که: ”نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت و تخت تو را در تمامی نسلها بنا خواهم کرد.“» سِلاه خداوندا، باشد که آسمانها شگفتیهای تو را بستایند، و امانت تو را در جمع قُدْسیان. زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد؟ و کیست در میان موجودات آسمانی که مانند خداوند باشد؟ خدا در شورای قُدْسیان بینهایت مَهیب است؛ از او میباید ترسید، بیش از همۀ آنان که گرداگرد اویند. ای یهوه، خدای لشکرها، کیست مانند تو؟ خداوندا، تو نیرومندی و امانت تو احاطهات کرده است. بر خروش دریا فرمان میرانی، و چون امواجش برخیزند، آنها را فرو مینشانی. رَهَب را چون لاشهای فرو کوفتی، و به بازوی نیرومند خویش دشمنانت را پراکنده ساختی. آسمان از آن توست و زمین نیز از آن تو. جهان را، و هر چه را که در آن است، تو بنیان نهادی. شمال و جنوب را تو آفریدی؛ تابور و حِرمون به نام تو بانگ شادی برمیآورند. بازوی تو نیرومند است، دست تو تواناست، و دست راستت برافراشته. عدل و انصاف اساس تخت توست، محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند. خوشا به حال آنان که آواز شادمانی را میشناسند، و در نور روی تو، ای خداوند، گام برمیدارند. تمامی روز در نام تو وجد میکنند، و در عدالت تو سرافرازند. زیرا که تو جلال و قوّت ایشانی، و به لطف خویش شاخ ما را برمیافرازی. زیرا سپر ما از آنِ خداوند است، و پادشاه ما از آنِ قدوس اسرائیل. زمانی در عالم رؤیا سخن گفتی، و به سرسپردگان خویش چنین فرمودی: «دلاوری را یاری رساندهام، و برگزیدهای از قوم را سرافراز ساختهام. خدمتگزار خویش داوود را یافتهام، و او را به روغن مقدسِ خویش مسح کردهام. دست من با او خواهد بود، و بازوی من او را نیرومند خواهد ساخت. دشمن از او بهره نخواهد کشید، و ظالم بر او ستم نخواهد کرد. خصمانش را از برابر او تار و مار خواهم کرد، و نفرتکنندگانش را از پا در خواهم آورد. امانت و محبتِ من همراه او خواهد بود، و در نام من، شاخ او برافراشته خواهد شد. دست او را بر دریا مسلط خواهم ساخت، دست راست او را بر نهرها. او مرا ندا در داده، خواهد گفت: ”تو پدر من هستی، خدای من و صخرۀ نجاتم!“ من نیز او را فرزندِ ارشدِ خویش خواهم ساخت، رفیعترین در میان پادشاهان جهان. محبت خود را به او تا به ابد پاس خواهم داشت، و عهد من با او پایدار خواهد بود. سلسلۀ او را تا به ابد استوار خواهم ساخت، و تخت او را همچون روزهای آسمان. اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند، و مطابق قوانین من سلوک ننمایند؛ اگر فرایض مرا زیر پا گذارند، و فرامین مرا نگاه ندارند، آنگاه عِصیان ایشان را به چوبْ تنبیه خواهم کرد، و تقصیرشان را به تازیانه؛ ولی محبتم را از او دریغ نخواهم داشت، و در وفاداری خویش خیانت نخواهم ورزید. عهد خود را بیحرمت نخواهم ساخت و آنچه را از دهانم صادر شد، تغییر نخواهم داد. یک بار برای همیشه به قدوسیت خود سوگند خوردم، و به داوود دروغ نخواهم گفت، که سلسلۀ او تا به ابد پابرجا خواهد ماند و تخت او در حضور من همچو خورشید؛ همچون ماه جاودانه استوار خواهد بود، چون شاهدی امین در آسمان.» سِلاه
یوحنا ۲:۱-۱۲
روز سوّم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. چون شرابْ تمام شد، مادر عیسی به او گفت: «شراب ندارند!» عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. عیسی به او گفت: «بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.» مادرش خدمتکاران را گفت: «هر چه به شما گوید، بکنید.» در آنجا شش خمرۀ سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفت، و هر کدام گنجایش دو یا سه کیل داشت. عیسی خدمتکاران را گفت: «این خمرهها را از آب پر کنید.» پس آنها را لبالب پر کردند. سپس به ایشان گفت: «حال اندکی از آن برگیرید و نزد رئیس مجلس ببرید.» پس بردند. رئیس مجلس آب را که شراب شده بود چشید. او نمیدانست آن را از کجا آوردهاند، هرچند خدمتکارانی که آب را کشیده بودند، میدانستند. پس رئیس مجلس داماد را فرا خواند و به او گفت: «همه نخست با شراب ناب پذیرایی میکنند و چون میهمانان مست شدند، شراب ارزانتر را میآورند؛ امّا تو شراب ناب را تا این دم نگاه داشتهای!» بدینسان عیسی نخستین آیت خود را در قانای جلیل به ظهور آورد و جلال خویش را آشکار ساخت و شاگردانش به او ایمان آوردند. سپس با مادر و برادران و شاگردان خود به کَفَرناحوم رفت، و روزهایی چند در آنجا ماندند.