Today's word: لوقا ۱۲:‏۱-‏۱۲ | Bible Study: مزمور ۲۷مزمور۳۰یوشع ۱۴

در قرون وسطیٰ، در بخش مرکزی شهر لندن، استفاده از نقاب یا ماسک بر روی صورت، در طول دوازده روز پیش از کریسمس (عید میلاد مسیح) ممنوع بود. کسانی که در جشنها شرکت می‌کردند و به خانه بازمی‌گشتند، طعمۀ راحتی برای راهزنانی بودند که چهرۀ واقعی خود را با نقاب مخصوص این جشنها می‌پوشاندند. در انجیل لوقا، کلمه‌ای که برای «ریاکار» به‌کار رفته، برگرفته از اصطلاحی است که در تماشاخانه‌های یونان مورد استفاده بود. این کلمه بر کسی دلالت داشت که به‌هنگام اجرای یک نمایشنامه، نقاب یا ماسکی به چهره می‌زد و از پشت آن سخن می‌گفت. این تصویر مناسبی است برای آن دسته از ما که می‌دانیم چطور می‌توانیم خود را به شکلی خاص به اطرافیان نشان دهیم، حال آنکه در درون‌مان دنیای دیگری نهفته است.

همۀ ما ماسک‌هایی بر چهره می‌زنیم تا در مسیر زندگی به جلو حرکت کنیم. اما مشکل اینجاست که گاه این ماسک‌ها چنان راحت بر صورت ما می‌نشینند که در آخر، جزئی از صورت‌مان می‌شوند و دیگر قادر به تشخیص این دو از یکدیگر نمی‌شویم. وقتی مردم بیهوده می‌کوشند تا رابطه‌ای با نوعی از «ما» برقرار کنند، آن نوع که ربطی با واقعیت ندارد، ماسک می‌تواند از ما محافظت کند، و نگذارد ایشان «منِ» واقعی را ببینند. نقاب و ماسک می‌تواند در شغل و حرفۀ ما کارکرد داشته باشد، و میان نقش‌ها و شخصیت ما مرزی تعیین کند، اما هرگز نمی‌تواند به‌لحاظ روحانی کارکرد داشته باشد، و عیسی هشدارهای سختی به کسانی می‌داد که جور دیگری می‌اندیشیدند.

شاگردان عیسی از او آموختند که زندگی‌کردن در نور همیشه سالم‌تر است- هم برای خودمان و هم برای دیگران. او فرموده که ما نیز می‌توانیم این را هم‌اینک انجام دهیم، زیرا در نهایت، «چیزی نهان نیست که آشکار نشود». مانند دورۀ قرون وسطیٰ در بخش مرکزی لندن، خدا در کریسمس ماسک نادیدنی‌بودن خود را از چهره برگرفت. او از آن زمان به بعد، ما را فرامی‌خوانـَد تا همان کار را انجام دهیم، تا بدین‌وسیله، پادشاهی او کمی زودتر فرابرسد، پادشاهی‌ای که در آن، ما یکدیگر و نیز خالق خود را رو در رو خواهیم دید.

Today's Prayer

خدایا،
ای که قوت تمام کسانی هستی که به تو توکل می‌کنند،
از سرِ رحمت خود، دعاهای ما را بپذیر
و، چون بخاطر ناتوانی طبیعت فانی خود،
هیچ کار نیکی بدون تو نمی‌توانیم انجام دهیم،
با فیض خود، ما را مدد فرما
تا با نگاه‌داشتن احکامت،
بتوانیم خشنودت سازیم، چه در اراده‌مان و چه در اعمال خود؛
به‌واسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگارِ ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

لوقا ۱۲:‏۱-‏۱۲

در این هنگام، هزاران تن گرد ‌آمدند، چندان که بر یکدیگر پا می‌نهادند. عیسی نخست با شاگردان خود سخن آغاز کرد و گفت: «از خمیرمایۀ فَریسیان که همانا ریاکاری است، دوری کنید. هیچ چیزِ پنهان نیست که آشکار نشود و هیچ چیزِ پوشیده نیست که عیان نگردد. آنچه در تاریکی گفته‌اید، در روشنایی شنیده خواهد شد، و آنچه پشت درهای بسته نجوا کرده‌اید، از فراز بامها اعلام خواهد گردید. «دوستان، به شما می‌گویم از کسانی که جسم را می‌کُشند و بیش از این نتوانند کرد، مترسید. به شما نشان می‌دهم از که باید ترسید: از آن که پس از کشتن جسم، قدرت دارد به دوزخ اندازد. آری، به شما می‌گویم، از اوست که باید ترسید. آیا پنج گنجشک را به دو پول سیاه نمی‌فروشند؟ با این حال، حتی یکی از آنها نزد خدا فراموش نمی‌گردد. حتی موهای سر شما به تمامی شمرده شده است. پس مترسید، زیرا ارزش شما بیش از هزاران گنجشک است. «به شما می‌گویم، هر که مرا نزد مردم اقرار کند، پسر انسان نیز او را در حضور فرشتگان خدا اقرار خواهد کرد. امّا هر که نزد مردم مرا انکار کند، در حضور فرشتگان خدا انکار خواهد شد. هر که سخنی بر ضد پسر انسان گوید، آمرزیده شود، امّا هر که به روح‌القدس کفر گوید، آمرزیده نخواهد شد. چون شما را به کنیسه‌ها و به حضور حاکمان و صاحبمنصبان برند، نگران مباشید که چگونه از خود دفاع کنید یا چه بگویید، زیرا در آن هنگام روح‌القدس آنچه را که باید بگویید به شما خواهد آموخت.»

مزمور ۲۷

خداوند نور من و نجات من است؛ از که بترسم؟ خداوند پناهگاه جان من است؛ از که هراسان شوم؟ چون بدکاران بر من هجوم آورند تا گوشت تنم را بخورند، چون خصمان و دشمنانم بر من بتازند، آنانند که می‌لغزند و می‌افتند. اگر لشگری به مقابله با من اردو زند، دلم نخواهد ترسید؛ اگر جنگ بر من بر پا شود در آن نیز اطمینان خواهم داشت. یک چیز از خداوند خواسته‌ام، و در پی آن خواهم بود: که همۀ روزهای زندگی‌ام در خانۀ خداوند ساکن باشم، تا بر زیبایی خداوند چشم بدوزم و در معبدش، پاسخم را بجویم. زیرا در روز بلا مرا در سایبان خود پنهان خواهد کرد، و در پوشش خیمۀ خویش مخفی خواهد ساخت، و بر صخره، در جای بلندم قرار خواهد داد. آنگاه سرم بر دشمنانِ گرداگردم افراشته خواهد شد، و با فریادهای شادی در خیمۀ او قربانی خواهم کرد؛ و برای خداوند خواهم سرایید و خواهم نواخت. ای دل من، او به تو گفته است: «روی مرا بجوی!» خداوندا، روی تو را خواهم جُست. خداوندا، چون بخوانم، آوازم را بشنو؛ مرا فیض ببخشا و اجابتم فرما. روی خویش از من پنهان مکن، و خدمتگزارت را خشمگینانه برمگردان؛ ای که یاور من بوده‌ای. ای خدای نجات من، طردم مکن و ترکم منما. اگرچه پدر و مادرم ترکم کنند، خداوند مرا خواهد پذیرفت. خداوندا، راه خود را به من بیاموز، و به سبب دشمنانم مرا به راه هموار هدایت فرما. به آرزوی خصمانم تسلیمم مکن، زیرا شاهدان دروغین بر من برخاسته‌اند، که خشونت را برمی‌دمند. اما من باور دارم که نیکویی خداوند را در زمین زندگان خواهم دید. برای خداوند انتظار بکش، نیرومند باش و دل قوی دار؛ آری، منتظر خداوند باش!

مزمور۳۰

خداوندا، تو را تمجید می‌کنم، زیرا که مرا بالا کشیدی، و نگذاشتی دشمنانم بر من شادی کنند. ای یهوه خدای من، نزد تو فریاد کمک برآوردم و مرا شفا بخشیدی. خداوندا، تو جان مرا از هاویه برآوردی؛ و مرا از میان آنان که به گودال فرو می‌روند، زنده ساختی. ای سرسپردگان خداوند، او را بسرایید؛ نام قدوس او را بستایید! زیرا خشم او دمی بیش نمی‌پاید، اما لطفش همۀ عمر را در بر می‌گیرد؛ شبی ممکن است سراسر به گریه بگذرد، ولی صبحگاهان شادمانی رخ می‌نماید. و اما من، در آسودگی خود گفتم: «هرگز جنبش نخواهم خورد.» خداوندا، آنگاه که لطف تو شامل حالم بود، کوهِ مرا در قوّت استوار گردانیدی؛ اما چون روی از من نهان کردی، هراسان گشتم. خداوندا، تو را می‌خوانم؛ نزد تو، ای خداوندگار، فریاد التماس بلند می‌کنم: «در مرگ من چه سودی است، و در فرو رفتنم به گودال چه فایده؟ آیا خاک تو را خواهد ستود؟ آیا از امانت تو خبر خواهد داد؟ خداوندا، بشنو و مرا فیض عطا فرما؛ خداوندا، یاور من باش.» تو شیون مرا به رقص بدل کردی؛ پلاس را از تنم به در آوردی و مرا به شادی پوشانیدی، تا همۀ وجودم تو را بسراید و خاموش نماند. ای یهوه خدای من، تو را جاودانه شکر خواهم گزارد.

یوشع ۱۴

اینهاست میراثی که بنی‌اسرائیل در سرزمین کنعان دریافت کردند، که اِلعازار کاهن، یوشَع پسر نون و سران خاندانهای قبایل بنی‌اسرائیل بدیشان به میراث بخشیدند. چنانکه خداوند به واسطۀ موسی فرمان داده بود، میراث آن نُه و نیم قبیله به قرعه تعیین شد. زیرا موسی به دو و نیم قبیله در آن سوی اردن میراث بخشیده بود، اما در میان ایشان به لاویان هیچ میراثی نداد. زیرا پسران یوسف دو قبیله بودند، مَنَسی و اِفرایِم. اما به لاویان هیچ سهمی از زمین داده نشد، مگر شهرهایی برای سکونت با چراگاههایشان به جهت گله و رمۀ آنان. پس بنی‌اسرائیل چنانکه خداوند به موسی فرمان داده بود عمل کرده، سرزمین را تقسیم کردند. آنگاه مردم یهودا نزد یوشَع به جِلجال آمدند، و کالیب پسر یِفُنّه قِنِزّی بدو گفت: «سخنی را که خداوند دربارۀ من و تو در قادِش‌بَرنِع به موسی، مرد خدا گفت، می‌دانی. چهل ساله بودم که موسی خدمتگزار خداوند مرا از قادِش‌بَرنِع فرستاد تا این سرزمین را جاسوسی کنم و بر حسب آنچه در دلم بود، گزارشی برایش بازآوردم. اما برادرانم که همراه من رفته بودند، دل قوم را از هراس گداختند. با این حال من یهوه خدایم را به‌تمامی پیروی کردم. پس در آن روز موسی سوگند یاد کرده، گفت: ”به‌یقین سرزمینی که بر آن پا نهادی تا ابد میراث تو و فرزندانت خواهد بود، زیرا که یهوه خدایم را به‌تمامی پیروی کرده‌ای.“ امروز هنوز مانند روزی که موسی مرا فرستاد، نیرومندم؛ قوّت من اکنون همچون قوّت من در آن زمان است، خواه برای جنگ، خواه برای رفت و آمد. و حال اینک خداوند همان‌گونه که گفته بود، مرا این چهل و پنج سال زنده نگاه داشته است، از زمانی که خداوند این را به موسی گفت، هنگامی که اسرائیل در بیابان راه می‌رفتند. و اینک من امروز هشتاد و پنج ساله‌ام! پس اکنون این ناحیۀ مرتفع را که خداوند در آن روز درباره‌اش فرمود، به من بده. تو خود در آن روز شنیدی که عَناقیان در آنجا بودند، با شهرهای بزرگ و حصاردار؛ شاید خداوند با من باشد و من ایشان را بیرون برانم، همان‌گونه که خداوند فرموده است.» آنگاه یوشَع، کالیب پسر یِفُنّه را برکت داد و حِبرون را به او به میراث بخشید. نام حِبرون، پیشتر قَریه‌اَربَع بود. اَربَع بزرگترین مرد در میان عَناقیان بود. آنگاه زمین از جنگ بیاسود. پس حِبرون تا به امروز میراث کالیب پسر یِفُنّه قِنِزّی شد، زیرا که او یهوه خدای اسرائیل را به‌تمامی پیروی کرد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *