ایام روزه

داستان خروج به ما نشان می‌دهد که سفر از بردگی تا آزادی آسان نیست. برای اسرائیلیان در بیابان، این امر به یک نسل زمان نیاز داشت. ما در اطراف‌مان و در خانواده‌ها و ملت‌ها، سفرهای دراز و دشواری از بردگی تا استقلال می‌بینیم.

پولس می‌بیند که نوکیشان غلاطیه همچون اسرائیلیان در بیابان، آماده‌اند تا دوباره بَرده شوند. آنان احساس امنیت را در قوانین و مقررات و گاه‌شماری و انجام کارهای «دشوار» می‌جویند. شاید آنان می‌خواهند این چیزها را محور پیروی از عیسی سازند، نه امور حقیقتاً دشواری چون محبت و صلح و عدالت را. اما پولس آشکارا می‌بیند که سرانجام این راه، بازگشت به نوع دیگری از زندان برای آنان و برای کسانی است که پس از آنان خواهند آمد.

در گذر از بردگی به آزادی، رهبریِ خوب نقشی اساسی دارد. رهبری مستلزم اعتماد است. اما اعتماد به دیگران نیز کار دشواری است. معلمان تازه در غلاطیه اعتماد نوکیشان به پولس را سست کرده‌اند. اکنون پولس از مخاطبانش می‌خواهد تا اطمینان خاطرشان را به او که مبتنی بر محبتش به آنان، دلواپسی‌اش برای سعادت‌شان و مشارکتی است که در گذشته از آن لذت می‌بردند، یک بار دیگر به یاد آورند.

ما در ایام روزه در سفری ۴۰ روزه‌ایم که بازتابی از سفر ۴۰ ساله از بردگی تا آزادی است. کجای این مسیر باید غُل‌وزنجیرهایی را که سال پیش ساخته شده است، دور بریزید؟ کجای این مسیر باید دوباره اعتماد کنید؟

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *