تداوم‌یابنده

آنگونه که «جان مارش»، دانشمند کتاب‌مقدس گفته، عیسی «خودِ هدیه‌ای است که به‌‌ ‌ارمغان می‌آوَرَد.» آن «نان حیات»، نانی است که سرچشمه‌ی حیات است، و نیز همان «نان زنده». آن ما را تغذیه می‌کند، پُر می‌سازد، احساس رضایت پدید می‌آورد، و حیات می‌بخشد. این نماد هم‌نوا است با آیین عشاء ربانی کلیسا، که طی آن، بدن مسیح وارد وجود ما می‌شود و جزئی از ما می‌گردد، جزئی از حیات ما. در فاصله‌ی زمانی میان عهد قدیم و عهد جدید، آن «منّا در بیابان» را حکمت خدا تعبیر کردند، حکمتی که خودش کلمه‌ی حیات و تحقق شریعت شمرده می‌شد. عیسی با بیان اصطلاح «من هستم»، کلامی را برای خود به‌کار برد که خدا را مکشوف می‌ساخت، و خود را همان عمل خدا معرفی کرد که او، خطاب به موسی، به منظور آشکارسازی خودش به‌کار برده بود. نان، همان عملی است که خدا انجام می‌دهد. آن هدیه‌ای است که گرسنگان را سیر می‌سازد؛ هدیه‌ای که چیزی از ایشان مطالبه نمی‌کند، جز اینکه بپذیرند که آن همانا خوارک است و قطعاً وجودشان را پُر می‌سازد. تنها کاری که باید انجام دهیم- (یا به گفته‌ی بارناباس لیندارس، دانشمند انگلیکن فرانسیسکن)، تنها «کار و زحمت روحانی که این امر را میسر می‌سازد» تا این خوراک را به دست آوریم- اینست که عیسی را بپذیریم و به او اعتماد کنیم. یوحنا و پولس در این زمینه هم‌صدا هستند. برخورداری از این نان به‌منزله‌ی برخورداری از حیات است، حیاتی که هیچ‌گاه از دست نخواهد رفت. «نان خدا آن است که از آسمان نازل شده، به جهان حیات می‌بخشد»؛ نه این نان از میان خواهد رفت و نه کسی که «پسر» به او عطا شده است. چرا؟ چون این سیراب‌شدن و پُرشدن، این شکوفایی، همان است که مقصود خداست- و آن را تضمین می‌کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *