شاید شاگردان هنوز در بهت و حیرت بهسر میبردند. شستن پاهای میهمانان رهگذر وظیفۀ نوکران بود- در واقع وظیفۀ پایینترین نوکر. آنچه عیسی بیدرنگ انجام داد، الگویی قدرتمند و تحریککننده از ناتوانی عمدی بود. نمیدانم آیا این کار به ایشان کمک کرد تا صلیب و مرگ قریبالوقوع عیسی را درک کنند یا نه. بعضی اوقات، برای انجامندادن کارهای پست و دشوار بهانه میآوریم. کلیسا عموماً پیوسته در کشمکش بوده که چگونه میان انجام کار نیک و انجام کار صحیح، تعادل درستی ایجاد کند. بعضی از همین شاگردان، در فصل ششم کتاب اعمال، این دلیل را آوردند که آنقدر مشغول خدمات مهم هستند که وقت نمیکنند به بیوهزنان فقیر خوراک دهند (اعمال ۶:۲). برای من دشوار است که بپذیرم بهانههای آنها تا چه حد معتبر بوده است. عیسی به شاگردانش، و نیز به ما، یادآوری میکند که هیچیک از ایشان از او بزرگتر نیستند؛ هیچکس آنقدر بالا نیست که تصور کند نمیتواند وظیفۀ یک نوکر را انجام دهد. در مورد این سؤال عیسی بیندیشید: آیا دانستید چه کاری برایتان انجام دادم؟ وقتی به این موضوع فکر میکنید، دربارۀ نگرش و کارهای خودتان بیندیشید: چگونه میتوانید مردمان را محبت کنید؟ چگونه میتوانید ایشان را خدمت کنید؟