انگار خدا بسیار مشتاق بود که قومش فراغت داشته باشند. در هر سه عیدی که در این قسمت به آنها اشاره شده است- عید شیپورها، روز کفّاره، و عید خیمهها - قوم نباید هیچ کاری میکردند و باید فراغت میداشتند. در واقع، اگر کسی در روز کفّاره کار میکرد، «از میان قوم خود منقطع میشد». خدا در این مورد بسیار جدی بود.
این درسی است برای ما که بر خطری که تهدیدمان میکند، چشم میبندیم. ما با فرهنگ «۲۴ ساعت درهفتۀ» خود بهسوی چه چیزی میدویم؟ ما میکوشیم روزهایمان را بیشتر و بیشتر پر کنیم، بعد سرگردان میشویم که روزهایمان به چه درد میخورند. هیچکس نمیگوید «اگر سمفونی بتهوون را ۲۰ درصد سریعتر بنوازیم، میتوانیم بخش دیگری را نیز در برنامه جا بدهیم.» زندگی ما نیز مانند یک سمفونی به سرعتی مناسب نیاز دارد که همان سرعتی است که خدا میبخشد، سرعت محبت.
روزهای ما به چه کار میآیند؟ پاسخ اعترافنامۀ وستمینستر این است که هدف ما پرستش خدا و لذت بردن ابدی از اوست. از اینرو، هدف جشنهای ما نیز یادآوری ارادۀ خدا برای ماست تا اولویتها را به ما یادآور شوند و کمک کنند نظم مناسب را به زندگیمان بازگردانیم؛ نظمی که آهنگ کار و فراغت آن متناسب با سلامت جسمی و فکری و لذت بردن از روزهایمان باشد.
اگر بیش از حد کار کنیم، خدا ما را از بین نخواهد برد، اما بیشک بخشی از ما خواهد مُرد.
Today's Prayer
ای خدای قادر
که تنها با فیض تو پذیرفته شدهایم
و به خدمتت فراخوانده شدهایم!
ما را با روحالقدس قوّت بخش
و شایستۀ این خواندگی کن؛
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
لاویان ۲۳:۲۳ تا آخر
خداوند به موسی این دستورات را داد: «به قوم اسرائیل بگو که هر سال، روز اول ماه هفتم روز استراحت است و همهٔ مردم اسرائیل با شنیدن صدای شیپور، برای نیایش گردهم آیند. خداوند به موسی این دستورات را داد: «به قوم اسرائیل بگو که هر سال، روز اول ماه هفتم روز استراحت است و همهٔ مردم اسرائیل با شنیدن صدای شیپور، برای نیایش گردهم آیند. در آن روز هدیهای بر آتش برای من تقدیم کنید و همگی باید از کارهای روزمرهٔ خود دست بکشید.» خداوند به موسی فرمود: «هر سال، روز دهم ماه هفتم، روز کفّاره است. در آن روز برای عبادت جمع شوید. همگی شما روزه بگیرید و هدیهای بر آتش برای من تقدیم کنید. خداوند به موسی فرمود: «هر سال، روز دهم ماه هفتم، روز کفّاره است. در آن روز برای عبادت جمع شوید. همگی شما روزه بگیرید و هدیهای بر آتش برای من تقدیم کنید. در آن روز از هر کاری که دارید، دست بکشید؛ زیرا آن روز، روزی است که باید مراسم مذهبی را بجا آورید تا از گناهانتان پاک شوید. هرکسی که در آن روز، روزه نگیرد، از بین قوم من طرد میشود. یا اگر کسی کار کند، خودم او را از بین میبرم. این یک قانون ابدی است و باید در نسلهای آیندهٔ شما در هر جایی که باشند رعایت شود. از غروب روز نهم ماه هفتم تا غروب روز دهم آن ماه، روز مخصوص است و باید روزه بگیرید و استراحت کنید.» خداوند به موسی فرمود: «به قوم اسرائیل بگو که در روز پانزدهم ماه هفتم، عید خیمهها شروع میشود هفت روز در حضور من جشن گرفته شود. خداوند به موسی فرمود: «به قوم اسرائیل بگو که در روز پانزدهم ماه هفتم، عید خیمهها شروع میشود هفت روز در حضور من جشن گرفته شود. در روز اول عید، همگیتان باید از کارهای روزمرهٔ خود دست بکشید و برای عبادت جمع شوید. در آن هفت روز هدایایی را بر آتش به حضور من تقدیم کنید. در روز هشتم باز برای عبادت گرد هم آیید و هدیهای بر آتش برای من تقدیم نمایید. آن روز، روز پرستش است و شما نباید به هیچ کاری دست بزنید. ( «اینها عیدهای مذهبی هستند که باید، تمام مردم اسرائیل، برای نیایش جمع شوند و قربانیهای سوختنی و هدایای آردی و نوشیدنی را مطابق مقرّرات، بر آتش به من تقدیم کنند. این عیدها به غیراز روزهای عادی سبت میباشند و هدایایی که در این عیدها تقدیم میکنند، غیراز هدایایی عادی، نذری و داوطلبانه هستند که به حضور من تقدیم میکنند.) «در روز پانزدهم ماه هفتم، وقتی خرمن را جمع میکنید این عید را برای هفت روز در حضور من برگزار کنید. روزهای اول و هشتم عید، روزهای استراحت میباشند. در روز اول، بهترین میوههای درختان خود را بچینید و شاخههای درخت خرما و شاخههای پُر برگ بیدِ لب جوی را جمع کنید و به مدّت هفت روز، این عید را به احترام من که خداوند خدای شما هستم، جشن بگیرید. این عید را در ماه هفتم هر سال برای هفت روز جشن بگیرید و این قانونی است همیشگی که باید در نسلهای آینده آن را رعایت کنید. در مدّت این هفت روز همهٔ شما مردم اسرائیل، باید در خیمهها به سر ببرید، تا فرزندانتان در آینده آگاه باشند که من خداوند خدای آنها، وقتی قوم اسرائیل را از سرزمین مصر بیرون آوردم، آنها را در خیمهها جا دادم.» به این ترتیب، موسی مقرّرات عیدهای مذهبی را به اطّلاع قوم اسرائیل رسانید.
مزمور ۱۱۹:۱-۳۲
خوشا به حال کسانیکه زندگی پاک و بیعیبی دارند و پیرو تعالیم الهی هستند. خوشا به حال آنهایی که دستورات او را بجا میآورند و از صمیم دل مطیع او هستند. هرگز خطا نمیکنند، بلکه در راه خداوند، قدم برمیدارند. تو احکام خود را به ما دادی تا با دقّت کامل از آنها پیروی کنیم. میخواهم که از دل و جان اوامر تو را بجا آورم. اگر در انجام احکام تو، کوشش به خرج دهم شرمنده نخواهم شد. وقتی راه راست را در زندگی بیاموزم، با دل پاک، تو را ستایش خواهم نمود. من احکام تو را اطاعت خواهم کرد، هرگز مرا ترک مکن. مرد جوان چگونه میتواند پاک زندگی کند؟ با اطاعت از احکام تو. از دل و جان طالب تو هستم، نگذار که از احکام تو روی گردان شوم. کلام تو را در دل نگاه میدارم تا مرتکب گناه نشوم. خداوندا، تو متبارک هستی! احکام خود را به من بیاموز. تمام دستوراتی را که به ما دادهای به دیگران بیان میکنم. پیروی از احکام تو را بیشتر از کسب ثروت دوست میدارم. دربارهٔ احکام تو تفکّر میکنم و به تعالیم تو توجّه مینمایم. از احکام تو لذّت میبرم و دستورات تو را فراموش نخواهم كرد. به این بندهات احسان کن تا زنده بمانم و از کلام تو پیروی کنم. چشمانم را بازکن تا حقایق عالی احکام تو را ببینم. در این دنیا غریب هستم، پس احکامت را از من پنهان مکن. اشتیاق شدید برای دانستن احکام تو، پیوسته قلبم را به تپش در میآورد. تو افراد متکبّر ملعون را که از احکام تو اطاعت نمیکنند، مجازات مینمایی. چون من پیرو تعالیم تو هستم، مگذار که آنها مرا تحقیر و توهین کنند. هرچند حاکمان علیه من توطئه میکنند، من دربارهٔ تعالیم تو تفکّر میکنم. دستورات تو مایهٔ شادی من است، زیرا آنها راهنمای من میباشند. جان من به خاک چسبیده است، برحسب کلام خود مرا زنده بساز. کارهایی را که در زندگی کرده بودم، برای تو بیان کردم و تو به من جواب دادی. اکنون احکام خود را به من بیاموز. احکام خود را به من بفهمان و من دربارهٔ کارهای عالی تو تفکّر خواهم کرد. از شدّت غم و اندوه جانم به لبم رسیده است، مطابق وعدهٔ خود مرا تقویت نما. مرا از راه خطا بازدار و از روی رحمت خود احکامت را به من بیاموز. من راه راست را انتخاب کردهام و اوامر تو را پیش روی خود گذاشتهام. خداوندا، من از احکام تو پیروی کردهام، مگذار که شرمنده گردم. چون تو به من فهم و دانش بیشتری عطا میکنی، من با کمال اشتیاق از احکام تو پیروی خواهم نمود.
اول تیموتائوس ۳
این گفته درست است كه اگر كسی مایل به سرپرستی در كلیسا باشد، در آرزوی كار بسیار خوبی است. سرپرست كلیسا باید مردی بیعیب، صاحب یک زن، خویشتندار، هوشیار، منظّم، مهماننواز و معلّمی توانا باشد. او باید ملایم و صلح جو باشد، نه میگسار و جنگجو و پولپرست. بلكه باید خانوادهٔ خود را به خوبی اداره كند و فرزندانش را طوری تربیت نماید كه از او با احترام كامل اطاعت كنند، زیرا اگر مردی نتواند خانوادهٔ خود را اداره كند، پس چگونه میتواند از كلیسای خدا توجّه نماید؟ او نباید تازه ایمان باشد، مبادا مغرور گشته، مثل ابلیس محكوم شود. علاوه بر این، او باید در میان افراد خارج از كلیسا نیكنام باشد تا مورد سرزنش واقع نگردد و به دام ابلیس نیفتد. همچنین خادمان كلیسا باید موقّر باشند و از دورویی مبّرا و از افراط در شرابخواری و یا پولپرستی بپرهیزند. ایشان باید حقایق مكشوف شدهٔ ایمان را با وجدان پاک نگاه دارند. اول مورد آزمایش قرار بگیرند و درصورتیكه بیعیب بودند، آن وقت به خدمت بپردازند. زنانشان نیز باید سنگین و موقّر بوده و شایعهساز نباشند و در هر امر خویشتندار و باوفا باشند. خادمان كلیسا فقط دارای یک زن باشند و فرزندان و خانوادهٔ خود را به خوبی اداره كنند. کسانیکه به عنوان خادم به خوبی خدمت میکنند، برای خود مقامی خوب و در ایمانی كه در مسیح عیسی بنا شده، اعتماد زیادی به دست میآورند. امیدوارم بزودی نزد تو بیایم، امّا این را مینویسم تا درصورتی كه در آمدن تأخیر كردم، بدانی كه رفتار ما در خانوادهٔ خدا، كه كلیسای خدای زنده و ستون و پایه حقیقت است، چگونه باید باشد. هیچکس نمیتواند انكار كند كه راز آیین ما بزرگ است: «او به صورت انسان ظاهر شد، روحالقدس حقانیّتش را ثابت نمود، فرشتگان او را دیدند. مژدهٔ او در میان ملّتها اعلام شد در جهان، مردم به او ایمان آوردند، و با جلال به عالم بالا ربوده شد.»'