در زبان انگلیسی، ضربالمثلی هست که میگوید: «هرچه بخورید، همان میشوید.» اگر غذای خوبی بخورید، خوشاندام و خوشقامت و تندرست خواهید بود و اگر غذاهای پرچرب و شیرینیجات بخورید، بیرون بدنتان آنچه را که در درون انباشته شده، نشان خواهد داد. در اینجا ارمیا چیزی شبیه به همین را بیان میدارد، اینکه قوم خدا به همان چیزی تبدیل شدهاند که میپرستیدند. قوم خدا از او رویگردان شدهاند. ایشان متمایزبودن خود را از دست داده بودند. آنها شبیه بتهایی شده بودند که تکریمشان میکردند. درس عبرت این امر روشن است: ما تبدیل به همان چیزی خواهیم شد که وقت، پول و توجه خود را صرفش میکنیم. اولویتهای ما در زندگی، شخصیت ما را شکل میدهند.
برای آنانی که در مناطق کویری زندگی میکنند، آب- آنهم چشمهای جوشان از آب گوارا- چیزی است که با مرگ و زندگیشان سر و کار دارد. ارمیا بر اهالی یهودا این اتهام را وارد میسازد که از چشمهٔ جوشان و جاری و زیرزمینی روی بر تافتهاند- یعنی از خدا، آن سرچشمهٔ هر نوعی از حیات- و به دنبال آبانبارهایی رفتهاند که انسانها از صخرههای محکم ساختهاند، و آبی در آنها نیست، و حتی آن آب اندکی که در آنها هست، در اثر نشتی به هدر میرود.
اگر خود را در کشمکشها میبینیم و احساس خستگی و درماندگی میکنیم، آیا به این دلیل نیست که میکوشیم خود را روی گلولای عمارتی که با توانایی خود ساختهایم، سرپا نگاه داریم؟ پزشکان میگویند که اگر خسته هستیم، باید آب بیشتری بنوشیم. برای ما بازگشت به لب چشمهٔ آب زنده، یعنی خودِ عیسی، چه معنایی دارد؟
Today's Prayer
ای خدای قدوس،
تو از نابسامانی زندگی گناهآلود ما آگاهی:
دلهای کج و معوج ما را صاف و مستقیم ساز،
و ارادهٔ ما را بهسوی نیکویی و جلال خود متوجه ساز،
در عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
ارمیا ۲:۱-۱۳
کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «برو و در گوش اورشلیم ندا کن که خداوند چنین میگوید: محبت ایام جوانی و عشق دوران نامزدیت را به یاد میآورم، آنگاه که در بیابان و در زمین بایِر از پی من میآمدی. اسرائیل برای خداوند مقدس بود و نوبر محصول او. همۀ کسانی که از آن بخورند، تقصیرکار میشوند و بلا دامنگیر ایشان میگردد؛» این است فرمودۀ خداوند. ای خاندان یعقوب و ای تمامی طوایف خاندان اسرائیل، کلام خداوند را بشنوید. خداوند چنین میفرماید: «پدرانتان چه بیانصافی در من دیدند، که از من دوری گزیدند، و در پی بطالت رفته، خود باطل گردیدند؟ نگفتند: ”خداوند کجاست، که ما را از سرزمین مصر برآورد و در صحرا رهبریمان کرد، در سرزمین بیابانها و حفرهها، در زمین خشک و تاریکی غلیظ، زمینی که کسی از آن گذر نمیکرد، و انسانی در آن نمیزیست؟“ من شما را به سرزمین بُستانها آوردم، تا از میوهها و چیزهای نیکویش بخورید؛ اما شما چون داخل شدید، زمین مرا نجس ساختید و میراث مرا مکروه گردانیدید. کاهنان نگفتند: ”خداوند کجاست؟“ و عالِمان شریعت مرا نشناختند؛ رهبران بر من عِصیان ورزیدند، و انبیا به نامِ بَعَل نبوّت کرده، در پیِ چیزهای بیفایده رفتند. «از این رو، خداوند میفرماید، بار دیگر بر شما ادعا وارد خواهم آورد، و بر فرزندانِ فرزندانتان. به سواحل کِتّیم گذر کرده، بنگرید، به قیدار بفرستید و بهدقّت ملاحظه کنید؛ ببینید آیا چنین چیزی تا به حال شده است؟ آیا هیچ قومی هرگز خدایان خود را عوض کردهاند، هرچند خدا نیستند؟ اما قوم من ’جلال‘ خویش را با آنچه فایدهای نمیرساند عوض کردهاند. خداوند میفرماید: ای آسمانها، از این متحیر شوید؛ با وحشتی عظیم بر خود بلرزید. زیرا قوم من مرتکب دو گناه شدهاند: مرا که چشمۀ آب حیاتم، ترک گفتهاند و برای خویشتن آبانبارها کَندهاند، آبانبارهای تَرَکخورده که آب را نگاه نتوانند داشت.
مزمور ۸۷
شهری که او بنیان نهاده بر کوه مقدس واقع است؛ خداوند دروازههای صَهیون را دوست میدارد، بیش از همۀ مسکنهای یعقوب. ای شهر خدا، سخنان پرجلال دربارهات گفته میشود. سِلاه رَهَب و بابِل را در شمارِ شناسندگانم ذکر خواهم کرد، فلسطین را نیز، و صور را، همراه با کوش؛ خواهند گفت: «این در آنجا زاده شده است!» و دربارۀ صَهیون گفته خواهد شد که «این و آن در او زاده شدهاند»، زیرا آن متعال، خودْ او را استوار خواهد ساخت! آنگاه که خداوند قومها را ثبت میکند چنین خواهد نگاشت: «این در آنجا زاده شده است.» سِلاه سرایندگان و رقصکنندگان به یکسان میسرایند که: «همۀ چشمههای من در توست!»
مزمور ۸۹:۱-۱۸
محبتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید؛ به دهان خویش امانت تو را به جمیع نسلها خواهم شناسانید. زیرا گفتم که محبت تا به ابد بنا خواهد شد، و وفاداریِ خود را در آسمانها استوار خواهی ساخت! گفتی که «با برگزیدۀ خود عهد بستهام، و برای خدمتگزار خویش داوود سوگند خوردهام که: ”نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت و تخت تو را در تمامی نسلها بنا خواهم کرد.“» سِلاه خداوندا، باشد که آسمانها شگفتیهای تو را بستایند، و امانت تو را در جمع قُدْسیان. زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد؟ و کیست در میان موجودات آسمانی که مانند خداوند باشد؟ خدا در شورای قُدْسیان بینهایت مَهیب است؛ از او میباید ترسید، بیش از همۀ آنان که گرداگرد اویند. ای یهوه، خدای لشکرها، کیست مانند تو؟ خداوندا، تو نیرومندی و امانت تو احاطهات کرده است. بر خروش دریا فرمان میرانی، و چون امواجش برخیزند، آنها را فرو مینشانی. رَهَب را چون لاشهای فرو کوفتی، و به بازوی نیرومند خویش دشمنانت را پراکنده ساختی. آسمان از آن توست و زمین نیز از آن تو. جهان را، و هر چه را که در آن است، تو بنیان نهادی. شمال و جنوب را تو آفریدی؛ تابور و حِرمون به نام تو بانگ شادی برمیآورند. بازوی تو نیرومند است، دست تو تواناست، و دست راستت برافراشته. عدل و انصاف اساس تخت توست، محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند. خوشا به حال آنان که آواز شادمانی را میشناسند، و در نور روی تو، ای خداوند، گام برمیدارند. تمامی روز در نام تو وجد میکنند، و در عدالت تو سرافرازند. زیرا که تو جلال و قوّت ایشانی، و به لطف خویش شاخ ما را برمیافرازی. زیرا سپر ما از آنِ خداوند است، و پادشاه ما از آنِ قدوس اسرائیل.
یوحنا ۳:۲۲ تا آخر
آن که به پسر ایمان دارد، حیات جاویدان دارد؛ امّا آن که از پسر اطاعت نمیکند، حیات را نخواهد دید، بلکه خشم خدا بر او برقرار میماند.» پدر، به پسر مِهر میورزد و همه چیز را به دست او سپرده است. زیرا آن کس که خدا فرستاد، کلام خدا را بیان میکند، چرا که خدا روح را به میزان معین (به او) عطا نمیکند. آن که شهادت او را میپذیرد، بر راستی خدا مُهر تأیید زده است. او بر آنچه دیده و شنیده است شهادت میدهد، امّا هیچکس شهادتش را نمیپذیرد. «او که از بالا میآید، برتر از همه است، امّا آن که از زمین است، زمینی است و از چیزهای زمینی سخن میگوید. او که از آسمان میآید، برتر از همه است. او باید ارتقا یابد و من باید کوچک شوم. عروس از آنِ داماد است، امّا دوست داماد که در کناری ایستاده به او گوش میدهد، از شنیدن صدای داماد شادی بسیار میکند. شادی من نیز به همینگونه به کمال رسیده است. شما خود شاهدید که من گفتم مسیح نیستم، بلکه پیشاپیشِ او فرستاده شدهام. یحیی در پاسخ گفت: «هیچکس نمیتواند چیزی به دست آورد، جز آنچه از آسمان به او عطا شود. پس نزد یحیی آمده، به او گفتند: «استاد، آن که با تو در آن سوی رود اردن بود، و تو بر او شهادت دادی، اکنون خودْ تعمید میدهد و همگان نزد او میروند.» باری، بین شاگردان یحیی و یک یهودی بحثی بر سر آداب تطهیر درگرفت. این پیش از آن بود که یحیی به زندان بیفتد. یحیی نیز در عِیْنون، نزدیک سالیم، تعمید میداد، زیرا در آنجا آبْ فراوان بود و مردم آمده، تعمید میگرفتند. پس از آن، عیسی و شاگردانش به نواحی روستایی سرزمین یهودیه رفتند. او ایامی چند در آنجا با آنان به سر برده، مردم را تعمید میداد.