این بخش از ماجرای مصائب مسیح، مالامال از احساسات و عواطف بشری است. عیسای مسیح، آن «لوگوسِ» الهی، مضطرب شد («لوگوس» واژهای است یونانی به معنی «کلام»- ر.ک. یوحنا ۱:۱). چنانچه لحظهای برای تأمل مکث کنیم، ممکن است از خود بپرسیم که در این مرحله آیا پیامدهای خیانت باعث اضطراب عیسی شد؟ یا خود عمل خیانت؟ آن شاگرد محبوب به عیسی نزدیک بود، آنقدر نزدیک که توانست آن سؤال دردناک را مطرح کند و بپرسد که خیانتکار کیست. با این حال، وقتی پی برد که خیانتکار، یهودا اسخریوطی است، این اطلاعات چه فایدهای برای او، برای شمعون پطرس یا شاگردان دیگر داشت؟ هیچیک از حاضران درک نکرد دستور عیسی به یهودا چه بود، این دستور که کاری را که باید انجام میداد، زودتر انجام دهد. هیچکس نمیتوانست مانع خیانت گردد. یهودا سرخورده و ناامید بود، زیرا نتوانسته بود عیسی را بشناسد. او ارادۀ آزادی را که در اختیار همه بود به کار برد، اما آلت دست شیطان گردید. اما در خودِ عمل خیانت، به طرح نجات خدا جامۀ عمل پوشانید. در این صحنه احساسات متفاوتی را میبینیم که میتوانیم درکشان کنیم: احساس اضطراب، احساس دریافت محبت؛ اما ترس از اقدام، خیانت به دوستی نزدیک یا مورد خیانت واقعشدن و تقلا برای شناختن عیسی. در بین همۀ اینها، بهآسانی ممکن است دامنۀ نامتناهی این رویدادها را از نظر دور بداریم. شیطان ظلمت را همچون توری پهن میکند تا ترس، ناتوانی، مرگ و شکست ایجاد نماید. اما خدا اراده کرد تا عملی انجام دهد، عملی برای نجات و رهایی، برای برقراری نور و حیات.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
که تنها بهخاطر فیض تو، پذیرفته و برای خدمت به تو دعوت شدهایم:
ما را با روح مقدست نیرومند ساز
و ما را شایستۀ دعوت خود فرما؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
یوحنا ۱۳:۲۱-۳۰
بعضی گمان بردند که چون یهودا مسئول دخل و خرج است، عیسی به او میگوید که آنچه برای عید لازم است بخرد، یا آنکه چیزی به فقرا بدهد. پس از گرفتن لقمه، یهودا بیدرنگ بیرون رفت. و شب بود. امّا هیچیک از کسانی که بر سفره نشسته بودند، منظور عیسی را درنیافتند. یهودا چون لقمه را گرفت، در دم شیطان به درون او رفت. آنگاه عیسی به او گفت: «آنچه در پی انجامِ آنی، زودتر به انجام رسان.» عیسی پاسخ داد: «همان که این تکه نان را پس از فرو بردن در کاسه به او میدهم.» آنگاه تکهای نان در کاسه فرو برد و آن را به یهودا پسر شَمعون اَسخَریوطی داد. پس او کمی به عقب متمایل شد و بر سینۀ عیسی تکیه زد و پرسید: «سرور من، او کیست؟» شَمعون پطرس با اشاره از او خواست تا از عیسی بپرسد منظورش کیست. یکی از شاگردان، که عیسی دوستش میداشت، نزدیک به سینۀ او تکیه زده بود. عیسی پس از آنکه این را گفت، در روح مضطرب شد و آشکارا اعلام داشت: «آمین، آمین، به شما میگویم، یکی از شما مرا تسلیم دشمن خواهد کرد.» شاگردان به یکدیگر نگریسته، در شگفت بودند که این را دربارۀ که میگوید.
مزمور ۱۱۹:۱-۳۲
خوشا به حال آنان که در راستی گام برمیدارند، و از شریعت خداوند پیروی میکنند. خوشا به حال آنان که شهادات او را نگاه میدارند، و به جان و دل او را میجویند. به هیچ روی کجرَوی نمیکنند، بلکه در راههای او گام میزنند. تو احکام خویش را صادر کردهای تا آنها را بهتمامی نگاه داریم. کاش که راههای من مستحکم شود در نگاه داشتن فرایض تو. آنگاه شرمسار نخواهم شد، هنگامی که جمله فرمانهای تو را در نظرِ خود میدارم. تو را با دلی صالح سپاس میگویم، آنگاه که قوانین عادلانۀ تو را فرا میگیرم. فرایض تو را نگاه خواهم داشت، مرا یکسره ترک منما! چگونه مرد جوان راهِ خود را پاک نگاه دارد؟ با نگاه داشتن کلام تو! تو را به جان و دل میجویم؛ مگذار از فرمانهای تو منحرف شوم. کلام تو را در دل خود ذخیره کردهام، تا به تو گناه نورزم! خداوندا تو متبارکی فرایض خود را به من بیاموز. به لبهای خویش بازمیگویم، همۀ قوانینی را که از دهان تو صادر شده است. از پیرویِ قوانین تو شادمان میگردم، چنانکه از به دست آوردن ثروتی عظیم! در احکام تو تأمل میکنم، و راههایت را در نظر خود میدارم. از فرایض تو لذت میبرم؛ کلامت را از یاد نخواهم برد. به خادمت احسان کن تا زنده بمانم و کلامت را نگاه دارم. چشمانم را بگشا تا از شریعت تو شگفتیها ببینم. من بر زمین، غریبم؛ فرمانهای خویش از من پوشیده مدار! جانم از شدتِ اشتیاق به قوانین تو پیوسته در التهاب است! تو متکبرانِ ملعون را توبیخ میکنی، که از فرامین تو انحراف میجویند. ننگ و تحقیر را از من بگردان، زیرا که شهادات تو را نگاه میدارم. حتی اگر حاکمان در نشست خود بر ضد من فتوا دهند، خادمت در فرایض تو تأمل خواهد کرد. نیز شهادات تو مایۀ لذت من است، آنها مشاوران مَنَند. جان من به خاک چسبیده است؛ مطابق کلامت مرا زنده ساز! جان من از فرط اندوه گداخته شده است؛ طبق کلامت مرا بر پا دار. طریق احکامِ خود را به من بفهمان؛ آنگاه در شگفتیهایت تأمل خواهم کرد. راههای خود را برشمردم و تو مرا اجابت فرمودی؛ فرایض خویش را به من بیاموز. راه فریب را از من به دور دار، و شریعت خویش را بر من ارزانی فرما. من طریق وفاداری را برگزیدهام، و قوانین تو را پیش روی خود گذاردهام. خداوندا، به شهادات تو میچسبم؛ مگذار سرافکنده شوم. در طریق فرمانهای تو میدوم، زیرا تو دل مرا وسعت میبخشی.
اول تواریخ ۱۵:۱ تا ۱۶:۳
داوود برای خود در شهر داوود خانهها ساخت؛ او برای صندوق خدا مکانی آماده کرده، خیمهای برای آن بر پا نمود. آنگاه داوود گفت: «کسی جز لاویان صندوق خدا را حمل نکند، زیرا خداوند ایشان را برگزیده تا صندوق خداوند را حمل کنند و همواره او را خدمت نمایند.» و داوود همۀ اسرائیلیان را در اورشلیم گرد آورد تا صندوق خداوند را به مکانی که برایش آماده کرده بود، بیاورند. از پسران قُهات: اوریئیلِ رئیس را با ۱۲۰ تن از خویشانش. از پسران مِراری: عَسایای رئیس را با ۲۲۰ تن از خویشانش. از پسران جِرشوم: یوئیلِ رئیس را با ۱۳۰ تن از خویشانش. از پسران اِلیصافان: شِمَعیای رئیس را با ۲۰۰ تن از خویشانش. از پسران حِبرون: اِلیئیلِ رئیس را با ۸۰ تن از خویشانش. از پسران عُزّیئیل: عَمّینادابِ رئیس را با ۱۱۲ تن از خویشانش. آنگاه داوود، صادوق و اَبیّاتار را که کاهن بودند و نیز لاویان، یعنی اوریئیل، عَسایا، یوئیل، شِمَعیا، اِلیئیل و عَمّیناداب را فرا خواند و بدیشان گفت: «شما سران خاندانهای لاویان هستید. پس شما و برادرانتان، خود را تقدیس کنید تا صندوق یهوه خدای اسرائیل را به مکانی که برایش آماده کردهام، بیاورید. زیرا از آنجا که بار نخست شما آن را حمل نکردید، یهوه خدایمان بر ما خروشید، چراکه با او دربارۀ شیوۀ درست انجام این کار مشورت نکردیم.» پس کاهنان و لاویان خود را تقدیس کردند تا صندوق یهوه خدای اسرائیل را بیاورند. و لاویان صندوق خدا را، همانگونه که موسی مطابق کلام خداوند دستور داده بود، با تیرکهایی که بر شانههایشان بود، حمل کردند. داوود به رؤسای لاویان نیز دستور داد تا از برادران خود سرایندگانی تعیین کنند تا آلات موسیقی، یعنی چنگ و عود و سنج را به آوای بلند بنوازند و بانگ شادی برآورند.