یعقوب بیمار و در حال مرگ بود، اما باید یوسف و پسرانش را برکت می‌داد. او برای این کار، ابتدا به یاد آورد که خود نیز سال‌ها پیش، توسط خدا برکت داده شده بود. این خاطره باعث شد تا او به دو نام اشاره کند که از فصل ۳۷- یعنی از زمانی که توجه کتاب به ماجراهای یوسف معطوف شد- تقریباً به فراموشی سپرده شده بودند.نخستین نام، متعلق به راحیل بود. اگرچه از او در نسب‌نامۀ فصل ۴۶ نام برده شده، و مرگ او هنگام زایمان در پیدایش ۳۵‏:‏۱۶‏-‏۲۱ بر باقی داستان تأثیر زیادی گذاشته است، اما فقط در اینجا بود که از او به‌طور مستقیم صحبت شد. مرگ او بلافاصله پس از ظاهر شدنِ خدا بر یعقوب اتفاق افتاد، بنابراین، به‌نظر می‌رسد به یاد آوردن برکت خدا او را بر آن داشت که در مورد از دست دادن همسرش نیز سخن بگوید.

دومین نام نیز ابراهیم بود. خدایی که یعقوب را در پیدایش ۳۵‏:‏۹‏-‏۱۵ برکت داد، ابراهیم و اسحاق را نیز نام‌گذاری کرده بود، و حال، یعقوب در دعای برکت خود به یوسف و پسرانش، دو بار از ابراهیم و اسحاق نام می‌برد. شریک شدن در برکت مانند ایستادن در صف داستان ابراهیم است؛ داستانی که با خواندگی آغاز می‌شود، چرا که وعدۀ خدا باطل نمی‌شود.

ما می‌خواهیم دیگران را برکت دهیم. اما برای این کار، باید به یاد بیاوریم که ابتدا خود چگونه از خدا برکت گرفته‌ایم، زیرا چیز دیگری برای سهیم شدن با دیگران نداریم. این یعنی، نشان برکاتی که از دیگران می‌گیریم، همانا چیزهایی است که بر ما واقع شده است، زخم‌های کهنه و باز ما، تا آنها را نیز به داستان وعدۀ خدا و محبت پایدار او جذب کنند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *