تا به اینجا، مردم با دقت به پولس گوش می‌دادند، اما هنگامی که او گفت این پیام بدعت‌آمیز را نزد غیریهودیان نیز برده، به‌یک‌باره از کوره در رفتند. آنها بسیار خشمگین بودند و پولس می‌بایست از آنها دور شود تا روز بعد، دوباره در مقابل شورا حاضر شود. اما اینجا نیز اوضاع آن‌قدرها تفاوت نداشت، چرا که با گفتن اولین جمله، ناگهان هدف خشونت قرار گرفت. پس پولس تصمیم گرفت تا به قول معروف، خواب از سرشان بپراند. او گفت که کل داستان به رستاخیز مردگان مربوط می‌شود، زیرا می‌دانست که فریسیان و صدوقیان در این مورد اختلاف‌نظر دارند. این یک حرکت هوشمندانه بود. فریسیان حداقل باید با بخشی از گفته‌های او موافق می‌بودند، در‌حالی‌که صدوقیان با آن کاملاً مخالف بودند. و دوباره آشوب بر پا شد.
مسئلهٔ رستاخیز همیشه همین کار را می‌کند. قیام مسیح بی‌شک، محور و مرکز ایمان مسیحی است؛ اما برای بی‌ایمانان چیزی بیش از یک ادعای مضحک نیست. مسیحیان شجاعت به خرج می‌دهند که با وجود عدم درک کامل دربارهٔ چگونگی این حادثه، مدعی می‌شوند که عیسی از قبر برخاسته است. ما نیز از مردم می‌خواهیم که به دلایل ما برای این ادعا، گوش فرا دهند و بلافاصله آن را رد نکنند. برگ برندهٔ پولس این بود که در راه دمشق با مسیحِ قیام‌کرده ملاقات کرده بود.

شاید بهتر باشد که ما کمی فروتن باشیم، اما نباید هرگز از آنچه به آن ایمان داریم، عقب‌نشینی کنیم: اینکه مسیح زنده است و در کسانی که او را خداوند می‌خوانند، حضور دارد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *