عیسی در این بخش نقشۀ کلی حل تعارضات را ارائه میکند: ابتدا بهتنهایی نزد برادری/خواهری که با او مشکل داری، برو؛ تنها در صورتی که مشکل حل نشد، از چند نفر دیگر کمک بگیر؛ فقط بعد از آن است که مشکل را میتوان به شکل همگانی اعلام کرد و در نهایت هم میتوان با او قطع رابطه کرد. در این رویکرد، ما نظر طرف مقابل را میشنویم و شاید متوجه شویم که اشکال از طرف مقابل نبوده، بلکه ما مقصریم – یا اغلب، مشکل، ترکیبی از افراد و سوءتفاهمهای مختلف بوده است. این فرایند در فضایی خصوصی آغاز میشود و حل و فصل آن، زمانی که در حضور یک یا دو نفر انجام گیرد، بسیار سادهتر خواهد بود و از آبروریزی در جمع، جلوگیری میکند. حکمت با احترام به موقعیت شخص مقابل و احتراز از بدگویی و شمردن معایب دیگران بهدست میآید.
در قرن ششم، بندیکت قانونی برای راهبان وضع کرد که این رویکرد عیسی را برای حل مشکلات در عمل بهکار میگرفت. او همچنین در تلاش بود تا افراد را از غرغرکردن برحذر دارد. این کار میتواند هر جماعتی را از ریشه خراب کند، همانطور که قوم اسرائیل را درحالیکه با قلبهای سختشان در بیابان سرگردان بودند، تضعیف کرد. غرولندکردن میتواند مانند آتشی گُر بگیرد و شعلهور شود، زیرا مردم میتوانند در یک چشم به هم زدن به آن دامن بزنند. چارۀ عیسی و بندیکت برای این مشکل، مراقبت است. اگر کسی شما را ناراحت کرده، پشت سرش بدگویی نکنید، بلکه در عوض زمان و فضایی را به او اختصاص دهید. به او گوش دهید، او را درک کنید و با محبت پاسخ دهید. در نهایت، اگر کار به جایی رسید که باید با او قطع رابطه کنید، میتوانید مطمئن باشید که به اندازۀ کافی برای برقراری آشتی و آرامش، تلاش کردهاید.