پنجمین یکشنبه از ایام روزههر چهار انجیل به شکلهای مختلف، به این ماجرا اشاره کردهاند. از آنجا که یوحنا این ماجرا را در این قسمت خاص قرار داده، میتوان چنین استنباط کرد که عمل مهرآمیز مریم، برخاسته از قدردانی از عیسی برای زندهکردن برادرش بوده است. همچنین فقط یوحناست که آن را درست پیش از ورود عیسی به اورشلیم قرار داده، جایی که عیسی با فریاد «مبارک است پادشاه اسرائیل» مورد استقبال قرار میگیرد (یوحنا ۱۲:۱۳ و ۱۵)، و بدینسان، حرکت مریم را همچون تدهین پیکر عیسی معرفی میکند، پیش از آنکه وی بر صلیب، بر تخت سلطنت بنشیند.
عمل تدهین پاهای عیسی، وقتی در چارچوب ادبی و فرهنگیاش مورد توجه قرار میگیرد، اخلاص و سرسپردگی مفرط مریم را منعکس میسازد. مادهٔ معطری که وی برای تدهین بهکار برد، گرانبها بود، و از آنجا که نشانهای از این نیست که او به طبقات ثروتمند جامعه تعلق داشته (زیرا گفته شده که مارتا مشغول پذیرایی بود و نه یک خدمتکار)، بنابراین، مصرف این مادهٔ معطر، کاری پرهزینه به شمار میرفت. این نکته نیز شایان توجه است که مریم پاهای عیسی را با گیسوانش خشک کرد، زیرا گیسوانی که بهخوبی به آن رسیدگی میشد، بخشی از شأن و منزلت زن را در دنیای باستان تشکیل میداد. زنان به موی بلند خود میبالیدند، زیرا جذابیت داشت، و آسیب به این موها باعث کسرشأن بهحساب میآمد. مریم با این کار خود، افتادگی و فروتنی خود را تمام و کمال آشکار ساخت، فروتنیای که پیش از این، با شستن پاهای عیسی نشان داده بود، کاری که جزو وظایف غلام خانه شمرده میشد.
فقط یهودا بود که نمیتوانست شدت محبتی را که از طریق چنین صمیمیتی و با چنین تشریفاتی انجام پذیرفت، ببیند. فقط یهودا بود که نمیتوانست رایحهای را که خانه را پُر کرده بود، استشمام کند. فقط مریم بود که بهزیبایی، سخاوت بیمحابای خدا در آن روز را منعکس ساخت، نه آن خیانتپیشه با آن بهظاهر اخلاقگرایی تنگنظرانهاش.
Bible Study
یوحنا ۱۲:۱-۸
شش روز پیش از عید پِسَخ، عیسی به بِیتعَنْیا، محل زندگی ایلعازَر آمد، همان که عیسی او را از مردگان برخیزانیده بود. در آنجا برای تجلیل او شام دادند. مارتا پذیرایی میکرد و ایلعازَر از جمله کسانی بود که با عیسی بر سفره نشسته بود. در آن هنگام، مریم عطری گرانبها از سنبل خالص را که حدود یک لیترا بود برگرفت و پاهای عیسی را با آن عطرآگین کرد و با گیسوانش خشک نمود، چنانکه خانه از رایحۀ عطر آکنده شد. امّا یهودای اَسخَریوطی، یکی از شاگردان عیسی، که بعدها او را تسلیم دشمن کرد، گفت: «چرا این عطر به سیصد دینار فروخته نشد، تا بهایش به فقرا داده شود؟» او این را نه از سر دلسوزی برای فقرا، بلکه از آن رو میگفت که دزد بود؛ او مسئول دخل و خرج بود و از پولی که نزدش گذاشته میشد، میدزدید. پس عیسی گفت: «او را به حال خود بگذارید! زیرا این عطر را برای روز دفن من نگاه داشته بود. فقیران را همیشه با خود دارید، امّا مرا همیشه ندارید.»
مزمور ۱۲۶
چون خداوند سعادت گذشته را به صَهیون بازگردانید، همچون کسانی بودیم که خواب میبینند. آنگاه دهانمان از خنده پر شد، و زبانمان از سرود شادمانی! آنگاه در میان قومها گفتند: «خداوند برای ایشان کارهای عظیم کرده است!» آری، خداوند برای ما کارهای عظیم کرده است، و ما شادمان گشتهایم! خداوندا، سعادت گذشته را به ما بازگردان چون چشمهساران در بیابان! آنان که با اشکها میکارند، با فریاد شادی درو خواهند کرد! آن که گریان بیرون میرود و بذر برای افشاندن میبَرد، با فریاد شادی باز خواهد گشت، و بافههای خود را خواهد آورد!
فیلیپیان ۳:۴-۱۴
هرچند من خودْ دلایل خوبی برای اتکا به آنها دارم. آری، اگر کسی میپندارد که دلایل خوبی برای اتکا به اینگونه افتخارات انسانی دارد، من دلایلی محکمتر دارم: ختنه شده در روز هشتم، از قوم اسرائیل، از قبیلۀ بِنیامین، فرزند عبرانی از والدین عبرانی؛ به لحاظ اجرای شریعت، فَریسی؛ امّا آنچه مرا سود بود، آن را بهخاطر مسیح زیان شمردم. به لحاظ غیرت، آزاردهندۀ کلیسا؛ به لحاظ پارساییِ شریعتی، بیعیب. بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان میدانم، که بهخاطر او همه چیز را از کف دادهام. آری، اینها همه را فضله میشمارم تا مسیح را به دست آورم و در او یافت شوم، نه با پارسایی خویشتن که از شریعت است، بلکه با آن پارسایی که از راه ایمان به مسیح به دست میآید، آن پارسایی که از خداست و بر پایۀ ایمان. میخواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم، تا به هر طریق که شده به رستاخیز از مردگان نایل شوم. نمیگویم هماکنون به اینها دست یافتهام یا کامل شدهام، بلکه خود را به پیش میرانم تا چیزی را به دست آورم که مسیحْ عیسی برای آن مرا به دست آورد. برادران، گمان نمیکنم هنوز آن را به دست آورده باشم؛ امّا یک کار میکنم، و آن اینکه آنچه در عقب است به فراموشی میسپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده، برای رسیدن به خط پایان میکوشم، تا جایزهای را به دست آورم که خدا برای آن مرا در مسیحْ عیسی به بالا فرا خوانده است.
اشعیا ۴۳:۱۶-۲۱
خداوند چنین میفرماید - همان که راهی در دریا ساخت، و طریقی در میان آبهای عظیم پدید آورد؛ همان که ارابهها و اسبان را بیرون آورد، و سپاهیان و جنگاوران را، و آنان در آنجا افتادند و دیگر برنخاستند و از بین رفته، چون فتیله خاموش شدند: «چیزهای پیشین را دیگر به یاد میاورید، و به امور قدیم میندیشید. هان، اکنون من کاری تازه میکنم: هماکنون در حال پدید آمدن است؛ آیا آن را تشخیص نمیدهید؟ من در بیابان راهی پدید میآورم، و در بَرَهوتْ نهرها جاری میسازم. وحوش صحرا مرا حرمت خواهند داشت، حتی شغالان و شترمرغان، زیرا که در بیابان آب جاری میکنم و در بَرَهوتْ نهرها روان میسازم، تا قوم برگزیدۀ خویش را سیراب کنم، قومی را که برای خود سرشتم تا ستایش مرا بیان دارند.