در چند مورد توانسته‌ام به دیگران بگویم: «کافیه اسم منو بیاری تا تو رو به داخل راه بِدَن.»«نام» می‌تواند همچون کلیدی برای بازکردن درها به‌کار برود. این در مورد نام عیسی نیز صدق می‌کرد؛ نام او در سرتاسر کتاب اعمال همچون کلیدی به روی امکانات جدید به‌کار رفته است، از جمله برای شفادادن. اما این نام در بسیاری از نقاط فلسطین، بعد از رستاخیز عیسی، مورد استقبال قرار نمی‌گرفت، همانطور که امروز نیز مورد استقبال قرار ندارد. در اورشلیم، این نام تهدیدی بود برای قدرت‌های نهادینه ‌شده‌ی جامعه. صدوقیانِ اشراف‌زاده اعتقادی به قیامت مردگان نداشتند، و از اینرو، باور نداشتند که یک «مسیح موعود» که مرده بود، قدرت دارد شفا ببخشد. حنّا، قیافا و سایرین مایل نبودند روابط حساس سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در اورشلیم، به خطر بیفتد، چرا که خودشان در راس این روابط قرار داشتند. بنابراین، می‌بایست با ادعای رستاخیز عیسی و شفای آن مرد لنگ بطور قاطع برخورد می‌کردند. علاوه براین، در اینجا، پطرسی را می‌بینیم که با آن پطرسِ شکست‌خورده هیچ شباهتی نداشت، پطرسی که از مصلوب‌ شدن شانه خالی کرده بود، و بعد در کوچه‌های اورشلیم متواری شده بود تا دچار سرنوشتی مشابه نگردد. در اینجا، پطرسی مطمئن و آسوده‌خاطری را می‌بینیم که این مقامات دیندار را به جرم مصلوب‌کردن عیسی به مبارزه فرا می‌خوانـَد، همان سنگی که ایشان رد کردند، اما درعمل سنگ اصلی بنای جهانی نوین گشته است. چه چیزی چنین تفاوتی را در او پدید آورده بود؟ رستاخیز عیسی و روح‌القدس. آیا شروع کرده‌ایم به درک پیام؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *