دیروز تولد نود سالگی پدرم را جشن گرفتم. امسال همچنین شصتمین سالگرد ازدواج وی، و مصادف با تولد نتیجۀ اوست. پدر من در روز تولدش، سخنرانی کوچکی انجام داد و گفت که چقدر به فرزندانش بهخاطر موفقیتهایی که به دست آوردهاند افتخار میکند. او با این کار خود، ما را شرمنده ساخت.
امروز در کلام میخواندم که خدا، خود را پدر قومش میخواند. آیا خدا به دستاوردها و موفقیتهای فرزندانش افتخار میکند؟ خوب، انتظارات او بالا بود. خدا انتظار داشت که قومش به محبت او، با قدردانی و سپاس پاسخ گویند. او فکر نمیکرد که آنان «برخورد نادرستی» داشته باشند یا در آرزوی پدر دیگری باشند. خدا این قوم دردمند را نجات داده بود و انتظار وفاداری داشت. این تصویر از پدری که فرزندانی سرد و بیتفاوت دارد از همان آغاز در اشعیا نشان داده شده است (اشعیا 1:2 و 4).
در انتهای این متن، ما این رابطه را از نگاه قوم خدا میبینیم. آنها خدا را بهعنوان پدر خود میشناسند و میدانند که او قادر و پر از رحمت است، اما رابطۀ میان فرزند و پدر آنطور که باید نیست. قوم با غروری غیرقابل وصف خدا را برای این موضوع مقصر میدانند، زیرا تصور میکنند او قلب ایشان را سخت ساخته تا نتوانند او را احترام بگذارند و پیروی کنند. در چنین موقعیتی، انتظار از قوم این است که با اشکهای توبه به حضور خدا «بازگردند». تعجب کردید؟ خوب، شخصاً برای خود من نیز بارها این اتفاق افتاده که ابتدا خدا را مقصر دانستهام، و سپس به تفتیش دل خود برای یافتن خطاها پرداختهام.
Today's Prayer
خدایا،
ای تو که با هدایت یک ستاره،
پسر یگانهات را بر قومهای زمین آشکار فرمودی:
از سر رحمت خود، به ما که اکنون تو را از طریق ایمان میشناسیم،
عنایت فرما تا سرانجام جلالت را رو در رو بنگریم؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اشعیا ۶۳:۷ تا آخر
محبتهای خداوند و کارهای ستودنی او را بر خواهم شمرد، یعنی تمامی آنچه را که خداوند برای ما کرده است؛ آری، احسان فراوانی را که بر حسب رحمتها و محبتهای بسیار خویش به خاندان اسرائیل نشان داده است. زیرا گفته است: «آنان بهیقین قوم من هستند، فرزندانیکه خیانت نخواهند کرد»، پس نجاتدهندۀ ایشان شده است. در تمامی رنجهای ایشان، او نیز رنج کشید، و فرشتۀ حضور وی ایشان را نجات داد. در محبت و گذشت خویش ایشان را فدیه داد، در تمامی ایام قدیمْ ایشان را برگرفته، حمل کرد. اما ایشان عِصیان ورزیدند، و روح قدوس او را محزون ساختند. پس روی گردانیده دشمن ایشان شد، و خود با ایشان جنگ کرد. اما قوم او ایام قدیم را به یاد آوردند، یعنی ایام موسی را: کجاست آن که ایشان را با شبان گلهاش از میان دریا عبور داد؟ کجاست آن که روح قدوس خود را در میان ایشان نهاد، و بازوی شکوهمندش را به دست راست موسی به حرکت درآورد؟ که آبها را پیش روی ایشان شکافت تا آوازهای جاودانی برای خویشتن کسب کند، و ایشان را از ژرفاها عبور داد؟ همچون اسب در بیابان، زمین نخوردند؛ همچون چارپایانی که به وادی فرود آیند، روح خداوند ایشان را استراحت بخشید. آری، تو اینچنین قوم خود را رهبری کردی، تا نامی شکوهمند برای خود کسب کنی. از آسمان بنگر و ببین، از عرش مقدس و شکوهمندت. غیرت و قدرت تو کجاست؟ دلسوزی و شفقت تو از ما بازداشته شده است. براستی که تو پدر مایی، اگرچه ابراهیم ما را نشناسد و اسرائیل ما را بجا نیاورد! تو ای یهوه، ’پدر‘ مایی؛ ’ولیّ ما‘ است، نام تو از ازل. ای خداوند، چرا از راههای خود گمراهمان کردی، و چرا دلهایمان را سخت ساختی تا از تو نترسیم؟ بهخاطر خادمانت بازگشت نما، بهخاطر قبیلههایی که میراث تو هستند. قوم مقدس تو کوتاهزمانی قُدس تو را در تصرف داشتند، اما اکنون دشمنان ما آن را لگدمال کردهاند. ما همچون مردمانی گشتهایم که تو هرگز بر ایشان فرمان نراندهای و به نام تو نامیده نشدهاند.
مزمور ۹۹
خداوند پادشاهی میکند، پس قومها بلرزند! خداوند در میان کَروبیان بر تخت نشسته است، پس زمین به لرزه درآید! خداوند در صَهیون بزرگ است، و بر تمامی قومها متعال. باشد که نام عظیم و مَهیب تو را بستایند! او قدوس است! پادشاه در اقتدار خویش، عدالت را دوست میدارد؛ تو مساوات را برقرار کردهای، و عدالت و انصاف را در یعقوب به عمل آوردهای. یهوه خدای ما را برافرازید، و در قدمگاه او پرستش کنید، که او قدوس است! موسی و هارون از کاهنانش بودند، و سموئیل، از خوانندگانِ نام او. خداوند را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود. در ستون ابر با ایشان سخن گفت؛ و آنان شهادات او را نگاه داشتند، و فریضهای را که بدیشان عطا فرمود. ای یهوه، خدای ما، تو ایشان را اجابت فرمودی! تو آنان را خدایی آمرزنده بودی، اما از کردار بدشان انتقام کشیدی! یهوه، خدای ما را برافرازید، و در کوه مقدسش پرستش کنید! زیرا یهوه خدای ما قدوس است!
مزمور ۱۴۷:۱-۱۲
هللویاه، زیرا خدای ما را سرائیدن نیکوست و دلپذیر و شایسته است ستایش او. خداوند اورشلیم را بنا میکند، و راندهشدگان اسرائیل را گرد میآورد. دلشکستگان را التیام میبخشد، و زخمهایشان را میبندد. شمار ستارگان را تعیین میکند، و هر یک از آنها را به نام میخواند. بزرگ است خداوندگار ما و بسیار نیرومند، درک او نامتناهی است. خداوند فروتنان را برمیافرازد، اما شریران را بر زمین میافکند. خداوند را با شکرگزاری بسرایید، با چنگ برای خدای ما بنوازید. او آسمان را به ابرها میپوشاند، و برای زمین باران مهیا میکند، و سبزه را بر کوهها میرویاند. او حیوانات را خوراک میدهد، زاغچهها را، که فریاد برمیآورند. از نیروی اسب خشنود نمیگردد، و ساقهای انسان پسندیدۀ او نیست. خشنودی خداوند در ترسندگان اوست، در آنان که به محبت او امیدوارند. ای اورشلیم، خداوند را بستا! ای صَهیون، خدای خود را ستایش کن!
اول یوحنا، فصل ۳
ببینید پدر چه محبتی به ما ارزانی داشته است تا فرزندان خدا خوانده شویم! و چنین نیز هستیم! از همین روست که دنیا ما را نمیشناسد، چرا که او را نشناخت. ای عزیزان، اینک فرزندانِ خداییم، ولی آنچه خواهیم بود هنوز آشکار نشده است. امّا میدانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود، چون او را چنانکه هست خواهیم دید. هر که چنین امیدی بر وی دارد، خود را پاک میسازد، چنانکه او پاک است. هر کس در گناه زندگی میکند برخلاف شریعت عمل میکند؛ گناه بهواقع مخالفت با شریعت است. شما میدانید که او ظهور کرد تا گناهان را از میان بردارد. در او هیچ گناهی نیست. آن که در او میماند گناه نمیکند، امّا کسی که در گناه زندگی میکند، او را نه دیده و نه شناخته است. ای فرزندان، کسی شما را گمراه نسازد. هر که پارسایانه عمل میکند، پارساست، چنانکه او پارساست. آن که در گناه زندگی میکند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان آغاز گناه کرده و میکند. از همین رو پسر خدا ظهور کرد تا کارهای ابلیس را باطل سازد. آن که از خدا مولود شده است گناه نمیکند، زیرا سرشت خدا در او میماند؛ پس او نمیتواند در گناه زندگی کند، چرا که از خدا مولود شده است. فرزندان خدا و فرزندان ابلیس اینگونه آشکار میشوند: آن که پارسایانه عمل نمیکند، از خدا نیست، و نه آن که برادر خود را محبت نمیکند. همین است پیامی که از آغاز شنیدید، که باید یکدیگر را محبت کنیم. نه چون قائن که از آنْ شریر بود و برادر خود را کشت. و چرا او را کشت؟ زیرا اعمال خودش بد بود و اعمال برادرش خوب. ای برادران، از اینکه دنیا از شما نفرت دارد، تعجب نکنید. ما میدانیم که از مرگ به زندگی منتقل شدهایم، زیرا برادران را محبت میکنیم. هر که محبت نمیکند، در قلمرو مرگ باقی میماند. کسی که از برادر خود نفرت دارد، قاتل است و شما میدانید که در هیچ قاتلی حیات جاویدان سکونت ندارد. محبت را از آنجا شناختهایم که او جان خود را در راه ما نهاد، و ما نیز باید جان خود را در راه برادران بنهیم. اگر کسی از مال دنیا برخوردار باشد و برادر خود را محتاج ببیند، امّا شفقت خود را از او دریغ کند، چگونه محبت خدا در چنین کسی ساکن است؟ ای فرزندان، بیایید محبت کنیم، نه به زبان و در گفتار، بلکه به راستی و در کردار! از این خواهیم دانست که به حق تعلق داریم، و خواهیم توانست دل خود را در حضور خدا مطمئن سازیم؛ زیرا هر گاه دلمان ما را محکوم کند، خدا بزرگتر از دلهای ما است و از همه چیز آگاه است. ای عزیزان، اگر دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اطمینان داریم و هرآنچه از او درخواست کنیم، خواهیم یافت، زیرا از احکام او اطاعت میکنیم و آنچه موجب خشنودی اوست، انجام میدهیم. و این است حکم او که به نام پسرش عیسی مسیح ایمان بیاوریم و یکدیگر را محبت کنیم، چنانکه به ما امر فرمود. هر که از احکام او اطاعت میکند، در او ساکن است و او در وی. از این جا میدانیم او در ما ساکن است که روح خود را به ما بخشیده است.