برای اینکه مسیحی باشید، چقدر باید بدانید؟ و برای شروع خدمت چقدر باید بدانید؟ برای بسیاری از مردم، مسیحیت فعالیتی فکری است. اعمال ما براساس اموری است که به آنها ایمان داریم یا ایمان نداریم. افکاری را کشف میکنیم، به نتایجی میرسیم، و منتظر میمانیم تا پیش از آنکه وارد گود شویم، اطمینان خاطر یابیم و بدانیم دربارهٔ چه صحبت میکنیم.
پایان انجیل متی این رویکرد را به چالش میکشد. هنگامی که شاگردان عیسی را دیدند، او را پرستش کردند، اما بعضی شک کردند. متن نمیگوید که برخی پرستش و برخی شک کردند. گرچه هنوز همه از آنچه دربارهٔ عیسای برخاسته از مرگ میاندیشند، مطمئن نبودند، با وجود این او را پرستش کردند. عیسی نیز به همین شیوه شاگردان را میفرستد تا قومها را شاگرد سازند: تعمید دهند و تعلیم دهند (نه آنطور که احتمالاً ما انتظار داریم، تعلیم دهند و سپس تعمید دهند).
بهنظر میرسد این ماجرا به ما یادآوری میکند که ایمان مسیحی امری رو به رشد است: ما درحالیکه شک داریم، پرستش میکنیم. تعمید میدهیم و تعلیم میدهیم، اما مردم را مجبور نمیکنیم بنشینند و امتحان دهند تا معلوم شود که شایستهٔ تعمیدند. ایمان مسیحی نه مستلزم آن است که همهٔ پاسخها را داشته باشیم، نه میخواهد که همواره دربارهٔ تکتک آموزهها مطمئن باشیم، بلکه از ما دعوت میکند تا وارد گود شویم، پیروی کنیم و پرستش کنیم؛ و بعد، تا جایی که میتوانیم، به ایمانمان جامهٔ عمل بپوشانیم.