ایام عید پاک
در مطالعهٔ انجیل لوقا حس مکان اهمیت دارد. در این متن، عیسی از اردن حاصلخیز تا بیابان بایر و سپس (خواه در خیال، خواه در واقعیت) تا اورشلیم میرود. این شهر و بهویژه معبد، در انجیل لوقا اهمیت زیادی دارد: روایت این انجیل در اینجا آغاز میشود و پایان میگیرد. از فصل ۹ به بعد، خدمت عیسی در سفری به اورشلیم تحقق مییابد، جایی که او باید خروجش را به انجام برساند (لوقا ۹:۳۱).
دانستن این که لحظهٔ سرنوشتساز خدمت عیسی در اورشلیم است، آنقدر اهمیت دارد که لوقا (بر خلاف متی) رویارویی با شریر در اورشلیم را در سومین و صحنهٔ اوج داستانِ سه آزمایش جای میدهد. عیسی با همان دعای پُرشور، هشیاری و جدالش در بیابان، آخرین وسوسه را که در آینده در باغ جتسیمانی با آن روبهرو خواهد شد، میبیند. توجه داشته باشید که فرشتگانی که شریر وعدهشان را داده بود، در این بحران بر عیسی ظاهر شدند، اما نه برای حفاظت او در برابر آسیب، بلکه به قصد تقویت او برای سختیهای پیش رو.
ما باید به روح اجازه دهیم تا ما را به بیابانهایمان ببرد؛ یعنی زمانها و مکانهایی آرام که در آنها میتوانیم با تمام وجود به صدای خدا توجه کنیم و با پلیدیهای درونمان روبهرو شویم. باید از آن مکانها به اورشلیم خود بنگریم؛ یعنی زمانها و مکانهایی که با بحران، فقدان، درد و مرگ روبهرو میشویم. شاید قبلاً آن مکانها را تجربه کرده باشیم، یا شاید هنوز در برابرمان ظاهر نشده باشند؛ در هر صورت، اورشلیمی در جایی از زندگی ما در انتظار است و زمانی که در بیابان میگذرانیم، ما را برای آن تجهیز میکند.