ناگهان لحن بیان تغییر میکند. خدا خشم خود را از زبان نبی آشکار فرموده بود و اکنون، خشمش فروکش کرده، دل شبانیاش بار دیگر جلوهگر میگردد. خدا نمیتواند جور دیگری عمل کند. او قوم خود را دوست دارد و نمیتواند ایشان را رها سازد، و چنین نیز نخواهد کرد. قوانین مربوط به طلاق در روزگار ارمیا مشخص بود. زن و شوهر بعد از طلاق، دیگر اجازه نداشتند به طرف هم برگردند. اما خدا مایل بود برخلاف قانون عمل کند. کافی بود ایشان راههای نادرست خود را تشخیص میدادند و بهسوی خدا باز میگشتند تا او با آغوش باز، فرزندان سرکش خود را به خانه بپذیرد. در اینجا، طنین حکایت عیسی دربارهٔ پسر گمشده احساس میشود. همچنین رابطهای که خدا با فرزندانش خواهد داشت، آنگونه که در دعای عیسی آشکار خواهد شد که میفرماید «ای پدر ما»، طنینافکن است.
و باز طنینی دیگر: «خدا در زمان مقرر، نه تنها شبانانی موافق دل خود خواهد فرستاد، بلکه خودش شخصاً خواهد آمد تا آن شبان نیکویی باشد که یکایک گوسفندان خود را به نام میشناسد و گلهٔ خود را با ملاطفت خواهد چرانید.»
امروز این خبر خوش را تا چه حد موفقیتآمیز با دیگران درمیان میگذاریم؟ این خبر خوش را که هر کاری که کرده باشیم، خدا برای همیشه خشمگین نمیماند. تنها قدمی که باید برداریم، این است که بگوییم متأسفیم و بهسوی او بازگردیم، و او با آغوشی باز به استقبال از ما خواهد دوید، ما را به میان گلهٔ خود آورده، هرگز رها نخواهد ساخت.
آیا اطرافیان ما پیام انجیل را به این شکل درک کردهاند؟ یا آیا مردم «کلیسا» را هنوز مکانی تلقی میکنند که اعضایش، و نه خدا، افراد را مورد قضاوت و محکومیت قرار میدهند؟
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق و ابدی،
تو از هیچیک از سرشتههای خود نفرت نداری،
و گناهان همهٔ توبهکاران را میبخشایی:
در ما دلی نو و پشیمان بیافرین،
تا با سوگی سزاوار برای گناهانمان،
و پذیرش فلاکت و تیرهبختی خود،
از تو، ای خدای همهٔ رحمتها، بخشایش کامل را دریافت کنیم؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
ارمیا ۳:۶-۲۲
خداوند در ایام یوشیای پادشاه، به من گفت: «آیا دیدی اسرائیلِ بیوفا چه کرده است؟ دیدی چگونه بر فراز هر تَلّ بلند و زیر هر درختِ سبز رفته و در آنجا زنا کرده است؟ من گفتم، ”پس از انجام همۀ این کارها نزد من باز خواهد گشت،“ اما بازنگشت، و خواهر خیانتکارش یهودا این را دید. آری، او دید که من اسرائیلِ بیوفا را به سبب همۀ زناکاریهایش بیرون کردم و طلاقنامهای به او دادم. و با این حال، خواهر خیانتکار او یهودا نترسید، بلکه او نیز رفته، زناکاری پیشه کرد. اسرائیل به سبب آسانگیری در زناکاریِ خود، این سرزمین را مُلَوَّث ساخت و با سنگ و چوب زنا کرد. و خداوند میگوید: با وجود این همه، خواهرِ خیانتکارِ او یهودا با تمامی دل خویش نزد من بازنگشت، بلکه تنها به ریا!» خداوند مرا گفت: «اسرائیلِ بیوفا خود را از یهودای خیانتکار پارساتر نموده است. پس برو و این سخنان را به جانب شمال ندا کرده، بگو: خداوند میفرماید، «”ای اسرائیلِ بیوفا، بازگرد! من بر تو با ناخشنودی نخواهم نگریست، زیرا که من وفادار هستم، و خشم خویش را تا به ابد نگاه نخواهم داشت؛ این است فرمودۀ خداوند. فقط به تقصیر خویش اِذعان کن، به اینکه بر یهوه خدایت عِصیان ورزیدی، و راههای خود را زیر هر درخت سبز برای بیگانگان منشعب ساختی، و آواز مرا نشنیدی؛ این است فرمودۀ خداوند. «”پس خداوند میفرماید: ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید، زیرا من شوهر شما هستم؛ و از شما یک تن از شهری و دو تن از طایفهای گرفته، به صَهیون خواهم آورد. و به شما شبانانی موافق دل خود خواهم داد که شما را به معرفت و بصیرت خواهند چرانید. و خداوند میگوید: در آن روزها، آنگاه که در این سرزمین بارور و کثیر شدید، دیگر نخواهید گفت: ’صندوق عهد خداوند‘. آن صندوق دیگر به ذهن کسی نخواهد آمد و به یاد آورده نخواهد شد. برای آن دلتنگ نخواهند شد و دوباره آن را نخواهند ساخت. زیرا در آن ایام اورشلیم ’تخت پادشاهی یهوه‘ خوانده خواهد شد، و تمامی قومها به جهت بزرگداشت نام یهوه در اورشلیم گرد خواهند آمد و دیگر سرسختانه از دلِ شریرِ خود پیروی نخواهند کرد. در آن روزها، خاندان یهودا به خاندان اسرائیل خواهد پیوست، و با هم از سرزمین شمال به سرزمینی در خواهند آمد که به پدرانتان به میراث بخشیدم. «”گفتم چه شادمانه تو را در میان پسرانم جای خواهم داد، و سرزمینی مرغوب به تو خواهم بخشید، که زیباترین میراث همۀ قومهاست. نیز گفتم که مرا پدر خواهی خواند، و دیگر از پیروی من روی بر نخواهی تافت. اما همچون زنی که به شوهر خود خیانت ورزد، تو ای خاندان اسرائیل به من خیانت ورزیدی؛ این است فرمودۀ خداوند.“» صدایی از بلندیها شنیده میشود، صدای گریه و التماس بنیاسرائیل، زیرا که راههای خویش را منحرف ساخته، و یهوه خدای خود را فراموش کردهاند. «ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید، و من بیوفایی شما را شفا خواهم داد.» «اینک نزدت میآییم زیرا تویی یهوه، خدای ما. براستی که تپهها فریبی بیش نیستند، غوغای فراز کوهها؛ براستی که نجات اسرائیل در یهوه خدای ماست. «اما بتپرستیِ شرمآورْ دسترنج پدران ما را، از گله و رَمِه و پسران و دختران، از روزگار جوانیِ ما فرو بلعیده است. بیایید تا به شرمساری خود اِذعان کنیم، بیایید تا رسواییمان را در بر بگیریم، زیرا هم ما و هم پدران ما، از جوانی تا به امروز، به یهوه خدای خویش گناه ورزیده، و آواز یهوه خدای خود را نشنیدهایم.»
مزمور ۳
خداوندا، چه بسیارند دشمنانم! بسیاری بر ضد من برمیخیزند. بسیاری دربارۀ جان من میگویند: «برای او در خدا نجاتی نیست.» سِلاه اما تو ای خداوند، سپر هستی به دورَم، جلال من و سر فرازندۀ من. خداوند را به فریاد بلند میخواندم و او از کوه مقدسش اجابتم فرمود. سِلاه من آرمیده، به خواب رفتم، و باز بیدار شدم، زیرا خداوند نگاهم میدارد. از هزاران هزار نخواهم ترسید که از هر سو بر من صف آراستهاند. خداوندا، برخیز! ای خدای من، نجاتم ده! زیرا تو بر رخسار همۀ دشمنانم میزنی و دندانهای شریران را خُرد میکنی. نجات از آن خداوند است؛ برکت تو بر قومت باد! سِلاه
مزمور ۷
ای یهوه خدای من، به تو پناه میآورم؛ مرا از همۀ تعقیبکنندگانم نجات ده و برهان، مبادا همچون شیر جان مرا بدرند، و پاره پارهام کنند و رهانندهای نباشد. ای یهوه خدای من، اگر این را کرده باشم و دستانم به ظلم آلوده باشد؛ اگر دوست خود را به بدی عوض داده باشم، یا دشمنم را بیسبب تاراج کرده باشم، بگذار دشمنْ جانم را تعقیب کند و به من برسد؛ بگذار حیاتم را بر زمین پایمال کند و جانم را در خاک ساکن سازد. سِلاه خداوندا، در خشم خویش برخیز، و در برابر غضب دشمنانم قیام کن. برای من بیدار شو، ای که عدالت را حکم کردهای. بگذار جماعت قومها بر تو گرد آیند، فوق ایشان به مقام اعلی بازگرد. خداوند بر مردمان داوری میکند. خداوندا، فراخور پارساییام مرا داد بده، فراخور صداقتی که در من است. ای خدای عادل، که دلها و ذهنها را میآزمایی، شرارت شریران را پایان بخش و پارسایان را استوار گردان. سپر من خداست، که راستدلان را نجاتدهنده است. خدا داور عادل است، خدایی که هر روزه به خشم میآید. اگر انسان توبه نکند، شمشیر خود را تیز خواهد کرد، و کمان خود را کشیده، آماده خواهد فرمود. برای او سلاحهای مرگبار مهیا کرده، تیرهای خود را آتشین خواهد ساخت. بنگر آن کس را که به شرارت آبستن شده، و به فتنه حامله گشته، دروغ میزاید. حفرهای میکَنَد و آن را گود میکُند، و در چاهی که خود کنده است، فرو میافتد. فتنۀ او بر سرش خواهد برگشت، و خشونتش بر فرق سرش فرود خواهد آمد. خداوند را به شایستگیِ عدالتش سپاس خواهم گفت، نام خداوندِ متعال را خواهم سرایید.
یوحنا ۴:۲۷-۴۲
همان دم، شاگردان عیسی از راه رسیدند و تعجب کردند که با زنی سخن میگوید. امّا هیچیک نپرسید «چه میخواهی؟» یا «چرا با او سخن میگویی؟» آنگاه زن، کوزۀ خویش بر جای گذاشت و به شهر رفت و به مردم گفت: «بیایید مردی را ببینید که هرآنچه تا کنون کرده بودم، به من بازگفت. آیا ممکن نیست او مسیح باشد؟» پس آنها از شهر بیرون آمده، نزد عیسی روان شدند. در این میان، شاگردان از او خواهش کرده، گفتند: «استاد، چیزی بخور.» امّا عیسی به آنان گفت: «من خوراکی برای خوردن دارم که شما از آن چیزی نمیدانید.» شاگردان به یکدیگر گفتند: «مگر کسی برای او خوراک آورده است؟» عیسی به ایشان گفت: «خوراک من این است که ارادۀ فرستندۀ خود را به جا آورم و کار او را به کمال رسانم. آیا این سخن را نشنیدهاید که ”چهار ماهْ بیشتر به موسم درو نمانده است“؟ امّا من به شما میگویم، چشمان خود را بگشایید و ببینید که هماکنون کشتزارها آمادۀ درو است. هماکنون، دروگر مزد خود را میستاند و محصولی برای حیات جاویدان گرد میآورد، تا کارنده و دروکننده با هم شادمان شوند. در اینجا این گفته صادق است که ”یکی میکارد و دیگری میدِروَد“. من شما را فرستادم تا محصولی را درو کنید که دسترنج خودتان نیست. دیگران محنت کشیدند و شما دسترنج آنان را برداشت میکنید.» پس در پی شهادت آن زن که گفته بود «هرآنچه تا کنون کرده بودم، به من بازگفت،» بسیاری از سامِریانِ ساکنِ آن شهر به عیسی ایمان آوردند. چون آن سامِریان نزد عیسی آمدند، از او خواستند نزدشان بماند. پس دو روز در آنجا ماند. و بسیاری دیگر به سبب شنیدن سخنانش ایمان آوردند. ایشان به آن زن میگفتند: «دیگر تنها بهخاطر سخن تو ایمان نمیآوریم، زیرا خودْ سخنان او را شنیدهایم و میدانیم که این مرد براستی نجاتدهندۀ عالَم است.»