مَثَل ده باکرۀ دانا و نادان تنها داستانی نیست که عیسی در آن، خود را داماد معرفی میکند. پیشتر در انجیل متی، زمانی که عیسی با سؤال شاگردان یحیای تعمیددهنده در مورد روزه نگرفتن شاگردانش روبهرو شد، مستقیماً هویت خود را بهعنوان داماد معرفی کرده بود (متی ۹:۱۵). ارتباط بین این مَثَل و آمدن پسر انسان در فصل قبل را بهوضوح میتوان دید. ما نیز در اینجا، بازگشت نهایی عیسی را از دریچهای متفاوت میبینیم.
پس، این مَثَل در مورد آمدن پادشاهی خدا و بازگشت عیسی است. باکرهها نماد کلیسا هستند. آنها همگی چراغ و روغن داشتند؛ همگی زمانی که آمدنِ داماد به تعویق افتاد، به خواب رفتند. تنها پنج تن از آنان، آنقدر روغن آماده کرده بودند که تا زمان بازگشت داماد کافی باشد؛ اما دیگران خود را بهقدر کافی آماده نکردند. این مَثَل ممکن است کمی گیجکننده به نظر برسد، چرا که عیسی در جاهای دیگر بارها مخاطبانش را تشویق کرده بود، نگران آینده نباشند-برای آنچه میخورند، مینوشند و میپوشند- «زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت.» (متی ۶:۳۴)
بااینحال، این تضاد واقعی نبوده و فقط ظاهری است. عیسی در فصل ۶ انجیل متی، در مورد هول و ولع برای انباشتن و وحشت از آینده صحبت میکرد که نشاندهندۀ ایمان سست افراد به قدرت خدا در تامین مایحتاج زندگی بود. اما او در اینجا، در مورد نیاز مسیحیان به «حفظ آرامش و ادامه دادن» صحبت میکرد- تا در تمام سالهای عمر خود، مصمم در ایمان، امید و اعتماد استوار بمانند؛ اهمیتی ندارد که آمدن داماد تا چه زمانی به تعویق بیفتد.