Today's word: انجیل متی ۲۵‏:‏۱‏-‏۱۳ | Bible Study: مزمور ۷۰۱تسالونیکیان ۴‏:‏۱۳ تا آخرعاموس ۵‏:‏۱۸‏-‏۲۴

مَثَل ده باکرۀ دانا و نادان تنها داستانی نیست که عیسی در آن، خود را داماد معرفی می‌کند. پیش‌تر در انجیل متی، زمانی که عیسی با سؤال شاگردان یحیای تعمیددهنده در مورد روزه نگرفتن شاگردانش روبه‌رو شد، مستقیماً هویت خود را به‌عنوان داماد معرفی کرده بود (متی ۹‏:‏۱۵). ارتباط بین این مَثَل و آمدن پسر انسان در فصل قبل را به‌وضوح می‌توان دید. ما نیز در اینجا، بازگشت نهایی عیسی را از دریچه‌ای متفاوت می‌بینیم.
پس، این مَثَل در مورد آمدن پادشاهی خدا و بازگشت عیسی است. باکره‌ها نماد کلیسا هستند. آنها همگی چراغ و روغن داشتند؛ همگی زمانی که آمدنِ داماد به تعویق افتاد، به خواب رفتند. تنها پنج تن از آنان، آن‌قدر روغن آماده کرده بودند که تا زمان بازگشت داماد کافی باشد؛ اما دیگران خود را به‌قدر کافی آماده نکردند. این مَثَل ممکن است کمی گیج‌کننده به نظر برسد، چرا که عیسی در جاهای دیگر بارها مخاطبانش را تشویق کرده بود، نگران آینده نباشند-برای آنچه می‌خورند، می‌نوشند و می‌پوشند- «زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت.» (متی ۶‏:‏۳۴)

بااین‌حال، این تضاد واقعی نبوده و فقط ظاهری است. عیسی در فصل ۶ انجیل متی، در مورد هول و ولع برای انباشتن و وحشت از آینده صحبت می‌کرد که نشان‌دهندۀ ایمان سست افراد به قدرت خدا در تامین مایحتاج زندگی بود. اما او در اینجا، در مورد نیاز مسیحیان به «حفظ آرامش و ادامه دادن» صحبت می‌کرد- تا در تمام سال‌های عمر خود، مصمم در ایمان، امید و اعتماد استوار بمانند؛ اهمیتی ندارد که آمدن داماد تا چه زمانی به تعویق بیفتد.

Bible Study

انجیل متی ۲۵‏:‏۱‏-‏۱۳

«در آن روز، پادشاهی آسمان همچون ده باکره خواهد بود که چراغهای خود را برداشته، به استقبال داماد بیرون رفتند. پنج تن از آنان دانا و پنج تن دیگر نادان بودند. باکره‌های نادان چراغهای خود را برداشتند، امّا روغن با خود نبردند. ولی دانایان، با چراغهای خود ظرفهای پر از روغن نیز بردند. چون آمدن داماد به درازا کشید، چشمان همه سنگین شده، به خواب رفتند. در نیمه‌های شب، صدای بلندی به گوش رسید که می‌گفت: ”داماد می‌آید! به پیشواز او بروید!“ آنگاه همۀ باکره‌ها بیدار شدند و چراغهای خود را آماده کردند. نادانان به دانایان گفتند: ”قدری از روغن خود به ما بدهید، چون چراغهای ما رو به خاموشی است.“ امّا دانایان پاسخ دادند: ”نخواهیم داد، زیرا روغن برای همۀ ما کافی نخواهد بود. بروید و از فروشندگان برای خود بخرید.“ امّا هنگامی که آنان برای خرید روغن رفته بودند، داماد سر رسید و باکره‌هایی که آماده بودند، با او به ضیافت عروسی درآمدند و در بسته شد. پس از آن، باکره‌های دیگر نیز رسیدند و گفتند: ”سرور ما، سرور ما، در بر ما بگشا!“ امّا او به آنها گفت: ”آمین، به شما می‌گویم، من شما را نمی‌شناسم.“ پس بیدار باشید، چون از آن روز و ساعت خبر ندارید. '

مزمور ۷۰

خدایا، به رهانیدنم تعجیل کن! خداوندا، به یاری‌ام بشتاب! آنان که قصد جان من دارند، سرافکنده و شرمسار گردند؛ آنان که تیره‌روزی مرا آرزومندند، واپس نشینند و رسوا گردند؛ آنان که بر من هَه هَه می‌گویند، از سرافکندگی به عقب برگردند. اما آنان که تو را می‌جویند، همه در تو شادی کنند و به وجد آیند؛ آنان که نجات تو را دوست می‌دارند همواره بگویند: «خدا بزرگ است!» و اما من، ستمدیده و نیازمندم؛ خدایا نزد من بشتاب!'

۱تسالونیکیان ۴‏:‏۱۳ تا آخر

ای برادران، نمی‌خواهیم از حال خفتگان بی‌خبر باشید، مبادا همچون دیگر مردمان که امیدی ندارند، به ماتم بنشینید. زیرا اگر ایمان داریم که عیسی مرد و برخاست، پس به همین‌سان خدا آنان را نیز که در عیسی خفته‌اند، با وی باز خواهد آورد. این را به واسطۀ کلام خودِ خداوند به شما می‌گوییم: کسانی از ما که هنوز زنده‌اند و تا آمدن خداوند باقی می‌مانند، به‌یقین از خفتگان پیشی نخواهند گرفت. زیرا خداوند، خود با فرمانی بلندآواز و آوای رئیس فرشتگان و نفیر شیپور خدا، از آسمان فرود خواهد آمد. آنگاه نخست مردگانِ در مسیح، بر خواهند خاست. پس از آن، ما که هنوز زنده و باقی مانده‌ایم، با آنها در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا ملاقات کنیم، و بدین‌گونه همیشه با خداوند خواهیم بود. پس بدین سخنان، یکدیگر را دلداری دهید.'

عاموس ۵‏:‏۱۸‏-‏۲۴

وای بر شما که مشتاق روز خداوند هستید! روز خداوند را برای چه می‌خواهید؟ زیرا که تاریکی خواهد بود، و نه روشنایی؛ مانند کسی که از شیری بگریزد و با خرسی مواجه شود، یا به خانه داخل شده، دست بر دیوار بگذارد، و ماری او را بگزد! آیا روز خداوند به عوض روشنایی، تاریکی نخواهد بود؟ ظلمت غلیظی که در آن هیچ نوری نباشد؟ «من از جشنهای شما نفرت و کراهت دارم، و از گردهم‌آیی‌های مخصوص شما بیزارم. اگرچه قربانیهای تمام‌سوز و هدایای آردیتان را به من تقدیم کنید، نخواهم پذیرفت؛ و قربانیهای رفاقتِ پرواریهای شما را منظور نخواهم داشت. سر و صدای سرودهایتان را از من دور کنید؛ من به نوای چنگهای شما گوش نخواهم کرد. بلکه بگذارید انصاف همچون آب جاری شود، و عدالت همچون نهر دائمی. '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *