ما چگونه میتوانیم به بهترین شکل، از ایمان خود دفاع کنیم؟ آیا بهتر است بهیکباره تمام تمایزات ایمان خود را بازگو کنیم، یا نشان دهیم چگونه ایمان ما میتواند آرزوهای ما را برآورده کند؟
پولس در موقعیتهای مختلف هر دو کار را انجام داده بود. او در قیصریه، مقابل وکیلی خبره به نام ترتولوس قرار گرفت. ترتولوس سخنان خود را با تملق از والی آغاز و سپس، شکایت خود را از پولس بهعنوان فردی فتنهانگیز و «از سرکردگان فرقهٔ ناصری» -که پولس، نام «طریقت» بر آن نهاده بود- مطرح کرد. بنابراین، پولس تصمیم گرفت تا این حمله را با نشاندادن یک حقیقت خنثی کند: اینکه چگونه رفتار صلحجویانهٔ او، هم در پرستش و هم در موعظه، نشان میدهد که او خدای پدران قوم یهود را عبادت میکند و به هر آنچه در تورات و کتب پیامبران نوشته شده نیز اعتقاد دارد. او در بیگناهی خود، داشت این سؤال را میپرسید که آیا اشاره به رستاخیز مردگان باعث این بلوا شده بود؟ مطمئناً پاسخ منفی بود، چون این مسئله بهسادگی، تأییدی دوباره بر امیدی بود که پدران قوم یهود داشتند. این بسیار هوشمندانه بود. چیزی که او تصمیم گرفت در آن لحظه نگوید، این بود: کسی که این امید را به واقعیت تبدیل کرده، عیسی است که امکان رستاخیز نهایی مردگان بهواسطهٔ او در میانهٔ تاریخ مهیا شده است.
زمانی که ما شهادت ایمانیمان را بازگو میکنیم، گاهی آن را مستقیماً بیان میداریم و گاهی نیز در لفافه آن را توضیح میدهیم. اما همیشه این اعتقاد مستحکم را در خود خواهیم داشت که تمام تمایلات و آرزوهای نیکوی قلب انسان در مسیح برآورده شدهاند. با این اطمینان، قادر خواهیم بود تا با هر کسی صحبت کنیم.