Today's word: لوقا ۱۲:‏۴۹-‏۵۶ | Bible Study: مزمور ۸۰:‏۱-‏۲ و ۹ تا آخراشعیا ۵:‏۱-‏۷عبرانیان ۱۱:‏۲۹ تا ۱۲:‏۲

در زبان انگلیسی، ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «قلب و کانون مشکل انسان همان مشکل قلب انسان است.» اگر پیروی از مسیح به معنی تغییر در این قلب باشد و ما نیز با میل و رغبت آن را بپذیریم، طبعاً پیامدهای مهمی در پی خواهد داشت. اینها گاه‌به‌گاه ما را به‌سوی تنش با مسائل جاری اجتماع سوق خواهند داد، تنش با «هنجارهایی» که ممکن است نسلی از مردم آنها را بدیهی و مسلم بپندارند، تنش حتی با نزدیکترین و عزیزترین افراد در زندگی‌مان. عیسی فرمود که آمده تا بر زمین آتش برافروزد، آمده تا آشغال‌های دل انسان را با آتشی مشابه با آتشی که موسی به آن برخورد بسوزاند و از میان بردارد، آتشی که با حضور پرمِهر و جاودان خدا می‌غرَد و دنیا را از غرور و تکبر پاک سازد.
عیسی می‌پرسد که چرا نمی‌توانیم زمان‌های خود را تعبیر کنیم. در پاسخ، ممکن است بگوییم که امروزه افراد بسیار بی‌شماری هستند که از هر سو مسائل را تعبیر کرده، در مورد آنها نظراتی قاطع ابراز می‌دارند. آیا ایمانداران نباید از همهٔ آنها دوری کرده، سکون و آرامشی عمیق‌تر را در درون خود بیابند؟ بله، قطعاً، اما فقط با این هدف که پس از آن بتوانیم با چشم‌اندازی تازه‌تر، اندیشه‌ها و اقداماتی را تشخیص دهیم که در روزگار ما انگیزه‌های انسان را کنترل می‌کنند. همچنین روش‌هایی را تشخیص دهیم که این دست از اشخاص، به انسان‌ها آسیب وارد می‌سازند و ایشان را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند. پس از تشخیص اینها، قسمت دشوار فرا می‌رسد. ما ایمانداران اگر برای چیزی ایستادگی نکنیم، در مقابل همه چیز خواهیم افتاد. ایمانداران نیاز دارند هم‌آورخواهی خود را با صدای بلند به دنیا اعلان کنند و نیز البته به خودِ کلیسا. مسیحیان در بسیاری از اوقات، از انجام این کار بیمناک هستند، اما در هر صورت، باید این کار را انجام دهند. روحانیت مسیحی حاوی این است که آهسته بیاموزیم چگونه از جانب دیگران دربارهٔ مشکلاتشان سخن بگوییم، همچنین برای هرآنچه موجب پایین آمدن شأن و منزلت انسانی ایشان می‌گردد، با محبتی عمیق بسوزیم.

Bible Study

لوقا ۱۲:‏۴۹-‏۵۶

«من آمده‌ام تا بر زمین آتش افروزم، و ای کاش که تا کنون افروخته شده بود! امّا مرا تعمیدی باید، و چه در فشارم تا به انجام رسد. آیا گمان می‌برید آمده‌ام تا صلح به زمین آورم؟ نه، بلکه آمده‌ام تا جدایی افکنم. از این پس، میان پنج تن از اهل یک خانه جدایی خواهد افتاد؛ سه علیه دو خواهند بود و دو علیه سه. پدر علیه پسر و پسر علیه پدر، مادر علیه دختر و دختر علیه مادر، مادرشوهر علیه عروس و عروس علیه مادرشوهر.» سپس به جماعت گفت: «چون بینید ابری در مغرب پدیدار شود، بی‌درنگ می‌گویید: ”باران خواهد بارید،“ و باران می‌بارد. ای ریاکاران! شما که نیک می‌دانید چگونه سیمای زمین و آسمان را تعبیر کنید، چگونه است که از تعبیر زمان حاضر ناتوانید؟ و چون باد جنوب وزد، می‌گویید: ”هوا گرم خواهد شد،“ و چنین می‌شود.

مزمور ۸۰:‏۱-‏۲ و ۹ تا آخر

ای شبان اسرائیل، گوش فرا ده، ای که یوسف را همچون گله‌ای هدایت می‌کنی! ای که در میان کَروبیان بر تخت نشسته‌ای، تجلی فرما! پیش روی اِفرایِم، بِنیامین و مَنَسی، نیروی خویش را برانگیز، و به نجات ما بیا! کوهها را به سایۀ خود پوشانید، و سروهای تنومند را به شاخه‌هایش! زمین را پیش روی آن فراخ ساختی، پس ریشه گرفت و زمین را پر ساخت. شاخه‌های خود را تا به دریا پهن کرد، و ساقه‌هایش را تا به نهر. پس چرا دیوارهای آن را فرو ریختی تا هر رهگذری انگورهایش را برچیند؟ گرازهای جنگل ویرانش می‌کنند و جانوران صحرا در آن به چَرا مشغولند! ای خدای لشکرها، نزد ما بازگرد! از آسمان بنگر و ببین! به یاری این تاک بیا، به یاری نهالی‌که دست راست تو غرس کرد، و پسری که برای خود توانا ساختی. تاک تو را قطع کرده و به آتش سوزانده‌اند؛ باشد که از توبیخ روی تو هلاک گردند. باشد که دست تو بر مرد دست راستت قرار گیرد، بر آن پسر انسان که برای خود توانا ساختی. آنگاه از تو روی نخواهیم تافت؛ ما را زندگی بخش، تا نام تو را بخوانیم! ای یهوه خدای لشکرها، ما را بازآور؛ روی خود را تابان ساز، تا نجات یابیم.

اشعیا ۵:‏۱-‏۷

بگذارید سرود عاشقانۀ خویش را برای محبوبم بسرایم، سرودی در وصف تاکستانش: محبوب مرا تاکستانی بود بر دامن تپه‌ای حاصلخیز. او زمینِ آن را کند و آن را از سنگها زُدود، و بهترین موها را در آن غرس کرد. برجی نیز در میانش ساخت، و چَرخُشتی در آن کَند؛ آنگاه به انتظار نشست تا انگور بیاورد، اما انگورِ تلخ آورد. حال ای ساکنان اورشلیم و مردمان یهودا، میان من و تاکستانم حکم کنید. برای تاکستان من دیگر چه می‌شد کرد، که در آن نکردم؟ پس چرا چون منتظر انگور بودم، انگور تلخ آورد؟ حال به شما می‌گویم با تاکستان خود چه خواهم کرد: پرچینِ آن را بر خواهم داشت تا خورده شود، و دیوارش را فرو خواهم ریخت تا پایمال گردد. آن را ویرانه‌‌ای خواهم ساخت که نه هَرَس خواهد شد و نه علفهای هرز آن کنده خواهد گشت؛ و خار و خس در آن خواهد رویید. ابرها را نیز حکم خواهم کرد که دیگر بر آن باران نبارانند. آری، تاکستانِ خداوندِ لشکرها خاندان اسرائیل است، و مردمان یهودا نهال دلپذیر اویند. او برای انصاف انتظار کشید، و اینک خون‌ریزی بود؛ و برای عدالت، و اینک ناله و فریاد بود!

عبرانیان ۱۱:‏۲۹ تا ۱۲:‏۲

اینان همه به سبب ایمانشان به نیکویی یاد شدند. با این حال، هیچ‌یک آنچه را که بدیشان وعده داده شده بود، نیافتند. زیرا خدا از پیش چیزی بهتر برای ما در نظر داشت تا ایشان بدون ما به کمال نرسند. اینان که جهان لایقشان نبود، در بیابانها و کوهها، و غارها و شکافهای زمین، آواره بودند. زنان، مردگان خود را قیام کرده بازیافتند. امّا گروهی دیگر شکنجه شدند و رهایی را نپذیرفتند، تا به رستاخیزی نیکوتر دست یابند. بعضی استهزا شدند و تازیانه خوردند، و حتی به زنجیر کشیده شده، به زندان افکنده شدند. سنگسار گشتند، با ارّه دو پاره شدند و با شمشیر به قتل رسیدند. در جامه‌هایی محقّر از پوست گوسفند و بز در هر جا گذر کرده، تنگدست، ستمدیده و مورد آزار بودند. دیگر چه گویم؟ زیرا فرصت نیست دربارۀ جِدعون و باراق و شَمشون و یَفتاح و داوود و سموئیل و پیامبران سخن گویم، که به ایمان، ممالک را فتح کردند، عدالت را برقرار نمودند، و وعده‌ها را به چنگ آوردند؛ دهان شیران را بستند، شعله‌های سوزان آتش را بی‌اثر کردند و از دَمِ شمشیر رهایی یافتند؛ ضعفشان به قوّت بدل شد، در جنگ توانمند شدند و لشکریان بیگانه را تار‌و‌مار کردند. به ایمان بود که راحابِ فاحشه همراه با نامطیعان کشته نشد، زیرا جاسوسان را به‌سلامت پذیرا گردید. به ایمان بود که قوم از میان دریای سرخ همچون زمینی خشک گذشتند؛ امّا چون مصریان کوشیدند همان کار را انجام دهند، غرق شدند. به ایمان بود که دیوارهای اَریحا پس از اینکه قوم هفت روز دور آن گشتند، فرو ریخت.
پس چون چنین ابری عظیم از شاهدان را گرداگرد خود داریم، بیایید هر بارِ اضافی و هر گناه را که آسان به دست و پای ما می‌پیچد، از خود دور کنیم و با استقامت در مسابقه‌ای که برای ما مقرر شده است، بدویم. و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که به‌خاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *