Today's word: ارمیا ۲۲:‏۱-‏۵ و ۱۳-‏۱۹ | Bible Study: مزمور ۳۵مزمور ۱۲۳یوحنا ۱۱:‏۴۵ تا آخر

در هر خیابانی در مجاورت منزل من، خانه‌ای هست که اندازه‌اش دو برابر می‌شود. موضوع فقط افزایش اندک سایز خانه نیست، بلکه انگاری سایز آن از پهلو دو برابر شده و تمام فضای موجود را اِشغال کرده و فقط فاصله‌ای بسیار باریک میان خود و خانهٔ بعدی باقی گذاشته است. وقتی از مقابل چنین خانه‌ای می‌گذرم، از خود می‌پرسم که انگیزهٔ صاحب این خانه از این کار چه بوده است. آیا هدفش ایجاد فضایی بیشتر برای رسیدگی و مراقبت از قوم و خویشان خود بوده، یا بزرگ جلوه دادن خود؟

اگر کسی اجازه داشته باشد خانه‌ای بزرگ و زیبا بنا کند، حتماً فکر می‌کنید که این شخص کسی نخواهد بود جز پادشاه مملکت. اما در قرائت امروز، یهویاقیمِ پادشاه؛ به‌خاطر قصر پر زرق و برق و تجملاتی‌اش از سوی نبی مورد انتقاد قرار می‌گیرد. دلیلش این نیست که خدا با زیبایی و حتی با قصر مخالف است، بلکه به این دلیل که یهویاقیم پادشاه قصر خود را با بیگاری گرفتن از ملتش، «با بی‌عدالتی و… با بی‌انصافی» بنا می‌کرد و به‌جای اینکه همچون رهبری واقعی از ضعفا محافظت کند، به فکر لذت‌ها و فانتزی‌های خود برای بزرگ جلوه کردن بود. او نیاز به یادآوری داشت که بر تخت سلطنت داوود نشسته و این امر مسئولیت‌هایی در بر دارد. این مسئولیت که دل خدا برای ملتش باشد.

احساس خرسندی از ثروت به بهای نادیده گرفتن فقیران و ستمدیدگان، در آخر منتهی به این شد که مانند الاغی مُرده با او عمل کرده، او را به بیرون شهر بکشند و به زباله‌دانی بیفکنند.
اگر قرار نباشد شما، یهویاقیمِ پادشاه (و همهٔ ما) به نیاز افراد غریب، یتیمان، بیوه‌زنان و بی‌گناهان رسیدگی کنیم، پس چه کسی باید به این امر خطیر بپردازد؟

Today's Prayer

ای پدر پر از فیض،
تو از سر محبت به دنیا،
پسرت را دادی:
ما را هدایت فرما تا بر رازهای مصائب او تأمل کنیم،
تا از آرامش جاودان بهره‌مند گردیم
به‌واسطهٔ ریخته‌شدن خون نجات‌دهنده‌مان،
عیسای مسیح، خداوندگار ما.

Bible Study

ارمیا ۲۲:‏۱-‏۵ و ۱۳-‏۱۹

خداوند چنین می‌فرماید: «به خانۀ پادشاه یهودا فرود آی و این کلام را در آنجا بیان کن، و بگو: ”ای پادشاه یهودا که بر تخت داوود نشسته‌ای، تو و خادمانت و قومت که از این دروازه‌ها داخل می‌شوید، کلام خداوند را بشنوید. خداوند چنین می‌فرماید: عدل و انصاف را به جا آرید، و غارت‌شدگان را از دست ظالمان برهانید. بر غریبان و یتیمان و بیوه‌زنان جور و ستم مکنید، و خون بی‌گناهان را در این مکان مریزید. زیرا اگر براستی این کلام را به جا آرید، آنگاه پادشاهانی که بر تخت داوود می‌نشینند، سوار بر اسبان و ارابه‌ها، به همراه خادمان و قوم خویش از دروازه‌های این خانه داخل خواهند شد. اما اگر این کلام را نشنوید، به ذات خودم قسم که این خانه به ویرانه‌ای بدل خواهد شد؛“» این است فرمودۀ خداوند. «وای بر آن که خانۀ خویش با بی‌عدالتی بنا کند، و بالاخانه‌اش را با بی‌انصافی؛ وای بر آن که همنوع خویش برایگان به خدمت گیرد، و مزد او را به او نپردازد؛ که گوید: ”خانه‌ای بزرگ برای خویشتن خواهم ساخت، با بالاخانه‌های وسیع“؛ که برای آن پنجره‌ها بگشاید، و آن را به چوب سرو بپوشاند، و به رنگ سرخ بیاراید. «آیا از آن رو که در بهره‌وری از چوبِ سرو گویِ سبقت ربوده‌ای، خود را پادشاه می‌پنداری؟ آیا پدرت نمی‌خورْد و نمی‌نوشید، و عدل و انصاف را به جا نمی‌آورد؟ از همین رو سعادتمند بود. او ستمدیدگان و نیازمندان را دادرسی می‌کرد، و از همین رو سعادتمند بود. آیا شناختن من جز این است؟» این است فرمودۀ خداوند. «اما چشمان و دل تو تنها معطوف به سودِ نامشروع است، و به ریختن خون بی‌گناهان و ظلم و اخاذی.» پس خداوند دربارۀ یِهویاقیم، پسر یوشیا پادشاه یهودا، چنین می‌فرماید: «برای او به سوگ نخواهند نشست، و نخواهند گفت: ”آه ای برادرم!“ و یا ”آه ای خواهرم!“ و برایش مرثیه نخواهند خواند، که ”آه ای سرور ما!“ یا ”آه ای اعلیحضرت!“ او را کشیده، بیرون دروازه‌های اورشلیم خواهند افکند، و همچون الاغی دفن خواهد شد.

مزمور ۳۵

خداوندا، بستیز با آنان که با من می‌ستیزند، و بجنگ با آنان که با من می‌جنگند. سپر کوچک و بزرگ خویش برگیر؛ برخیز و به یاریم بیا. نیزه را به در آر و راه بر تعقیب‌کنندگانم ببند. به جان من بگو: «نجات تو مَنَم.» آنان که قصد جان من دارند شرمنده و رسوا شوند؛ آنان که بر من دسیسه می‌چینند واپس روند و سرافکنده گردند! همچون کاه در برابر باد باشند، و فرشتۀ خداوند ایشان را برانَد؛ راهشان تاریک و لغزنده شود، و فرشتۀ خداوند تعقیبشان کند. زیرا بی‌سبب دام بر سر راهم در حفره پنهان کردند که آن را بی‌جهت از بهر جانم کنده بودند. باشد که هلاکت بی‌آنکه بدانند ایشان را فرو گیرد و خود در دامی که پنهان کرده‌اند، گرفتار آیند؛ باشد که در آن فرو افتند و هلاک شوند. آنگاه جان من در خداوند شادی خواهد کرد و در نجات او شادمان خواهد شد. بند بند اعضایم خواهند گفت: «خداوندا، کیست مانند تو؟ ای که مظلوم را از دست نیرومندتر از او می‌رهانی، و مسکین و نیازمند را از دست تاراج‌کنندۀ وی.» شاهدانِ ستم‌کیش برمی‌خیزند، و دربارۀ آنچه از آن بی‌خبرم، بازخواستم می‌کنند. به سزای نیکویی، بدی بر من روا می‌دارند و مرا به روز سیاه می‌نشانند. اما آنگاه که ایشان بیمار بودند، من پلاس در بر می‌کردم، و جان خویش به روزه‌داری رنجور می‌ساختم. چون دعایم بی‌جواب بازمی‌گشت، مویه‌کنان می‌رفتم، آن سان که برای دوست یا برادرم ماتم کنم. همچون کسی که برای مادرش زاری کند از فرط اندوه سر خم می‌کردم. اما چون افتادم، شادی‌کنان گِردم جمع شدند؛ فرومایگان بر من گرد آمدند، و کسانی که نشناخته بودم، بی‌وقفه مرا دریدند. همچون افراد نَجِسی که برای نان مسخرگی می‌کنند، بر من دندانها به هم فشردند. خداوندگارا، تا چند تماشا می‌کنی؟! جان مرا از ویرانگری ایشان برهان، و زندگی مرا از دهان شیران ژیان. تو را در جماعت بزرگ سپاس خواهم گفت؛ در میان انبوه مردم، تو را خواهم ستود. مگذار دشمنان خیانت‌پیشۀ من بر من شادی کنند؛ مگذار کسانی که بی‌سبب از من نفرت دارند، چشمک زنند. زیرا صلح‌جویانه سخن نمی‌گویند بلکه بر آنان که در این سرزمین آرام گرفته‌اند، سخنان حیله‌آمیز اندیشه می‌کنند. دهان بر من می‌گشایند و می‌گویند: «هَه هَه! به چشمان خود دیدیم.» خداوندا، تو این را دیده‌ای، پس خاموش نمان! خداوندگارا، از من دور مباش! بیدار شو و به دفاع از من برخیز! ای خدا و خداوندگار من، مرا داد بده! ای یهوه خدای من، در عدل خود مرا تأیید فرما، و مگذار بر من شادی کنند. مگذار در دل خویش بگویند: «هَه، به آرزوی خود رسیدیم!» مگذار بگویند: «او را درسته فرو بلعیدیم!» هر که در مصیبت من شادی می‌کند خود شرمنده و خجل گردد؛ آنان که خویشتن را بر من برمی‌افرازند به شرم و رسوایی پوشانیده شوند. آنان که اعادۀ حق مرا خواهانند فریاد شادی برآورند و شادمان گردند؛ همواره بگویند: «چه بزرگ است خداوند، که از سلامتی بنده‌اش لذت می‌برد.» زبانم دادگری تو را بیان خواهد کرد، و ستایش تو را، همۀ روز.

مزمور ۱۲۳

به سوی تو چشمان خود را برمی‌افرازم، به سوی تو که در آسمانها بر تخت نشسته‌ای! همچون چشم دوختن غلامان به دست سرور خویش، و چشم دوختن کنیزان به دست بانوی خود، چشمان ما نیز بر یهوه، خدای ما دوخته شده است، تا ما را فیض ببخشاید. ما را فیض ببخشا، ای خداوند، ما را فیض ببخشا. زیرا تحقیرِ بسیار بر ما رفته است! جان ما بس سیر شده است از تمسخرِ آسودگان و تحقیر متکبران!

یوحنا ۱۱:‏۴۵ تا آخر

امّا سران کاهنان و فَریسیان دستور داده بودند که هر گاه کسی بداند عیسی کجاست، خبر دهد تا گرفتارش سازند. آنها در جستجوی عیسی بودند و در همان حال که در صحن معبد ایستاده بودند، به یکدیگر می‌گفتند: «چه گمان می‌برید؟ آیا هیچ به عید نخواهد آمد؟» چون عید پِسَخ یهود نزدیک شد، گروهی بسیار از نواحی مختلف به اورشلیم رفتند تا آیین تطهیرِ قبل از پِسَخ را به جا آورند. از این رو عیسی دیگر آشکارا در میان یهودیان رفت و آمد نمی‌کرد، بلکه به شهری به نام اِفرایِم در ناحیه‌ای نزدیک به بیابان رفت و با شاگردان خود در آنجا ماند. پس، از همان روز توطئۀ قتل او را چیدند. و نه تنها برای قوم، بلکه برای گرد آوردن و یگانه ساختن فرزندان خدا که پراکنده‌اند. امّا این سخن از خودش نبود، بلکه چون در آن سال کاهن اعظم بود، چنین نبوّت کرد که عیسی برای قوم خواهد مرد، و نمی‌اندیشید که صلاحتان در این است که یک تن برای قوم بمیرد، تا آنکه همۀ قوم نابود شوند.» امّا یکی از آنها، قیافا نام، که در آن سال کاهن اعظم بود، به دیگران گفت: «شما هیچ نمی‌دانید اگر بگذاریم همچنان پیش رود، همه به او ایمان خواهند آورد، و رومیان آمده، این مکان و این قوم را از دست ما خواهند ستاند.» پس سرانِ کاهنان و فَریسیان به مشورت نشسته، گفتند: «چه کنیم؟ آیاتِ بسیار از این مرد به ظهور می‌رسد. امّا برخی نزد فَریسیان رفتند و آنها را از آنچه عیسی کرده بود، آگاه ساختند. پس بسیاری از یهودیان که به دیدار مریم آمده و کار عیسی را دیده بودند، به او ایمان آوردند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *