عیسی به جلیل سفر کرده و وقتی به شهر خود، ناصره رسید، در کنیسه شروع به تعلیم دادن کرد؛ جایی که برای همه، چهرهای آشنا بود. شگفتی حضار در برابر تعالیم او، چیز عجیبی نبود، اما وضعیت در آنجا ناگهان و بهطرز بدی، تغییر کرد. چنین حکمت و قدرتی چگونه میتوانست از کسی نشأت بگیرد که او و برادران و خواهرانش را از کودکی میشناختند و دیده بودند که با صنعتگری، زیر دست پدر اموراتش را میگذراند؟ متی میگوید که احساس توهین به این افراد دست داده بود: این همان عکسالعملی بود که عیسی کمی پیشتر، مردم را از آن بر حذر داشته بود؛ یعنی زمانی که یحیای تعمیددهنده از طریق شاگردانش از او پرسیده بود که آیا همان است که میبایست بیاید و عیسی نیز با دلایل واضح، هویت خود را ثابت کرده بود (متی ۱۱:۲-۶).
لوقا در مورد این حادثه، بیشتر توضیح میدهد، اینکه چطور، این اعتراض به آشوب کشیده شد و حتی نزدیک بود به قتلی دستهجمعی توسط اوباش منجر شود. مردم شهر کودکی عیسی که به دلیل زهد ظاهریشان در کنیسه جمع شده بودند تا کلام خدا را بشنوند، قدر گنجینههای را که در میانشان بود ندانستند؛ آن مروارید بینهایت گرانبها که در دستانشان قرار داده شده بود. آنها نکتۀ اصلی مَثَلهای عیسی را اثبات کردند. با وجود آنکه کلام پادشاهی با فیضی بیتبعیض در همهجا پخش شده، اما همۀ کسانی که آن را بشنوند، آن را باور نخواهند کرد. چشمان برخی، بسته باقی خواهد ماند.
آنان که میبینند چنین حکمت و اعمال پرقدرتی از خدا میآیند، تمام توان خود را بهکار میگیرند تا نه تنها به کلام و کارهای عیسی، بلکه به خود او، یعنی نجاتدهندۀ جهان متمسک شوند؛ یعنی همان که در پسر نجار یافت شد، او که در قنداقی پیچیده و در آخور خوابانیده شده بود.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
با طلوع پادشاهیات،
ما را از تاریکی گناه به نور تقدس بگردان،
تا برای ملاقات با تو آماده شویم
در نام خداوند و نجاتدهندۀ ما، عیسای مسیح.
Bible Study
انجیل متی ۱۳:۴۴ تا آخر
«پادشاهی آسمان همچون گنجی است پنهان در دل زمین که شخصی آن را مییابد، سپس دوباره پنهانش میکند و از شادمانی میرود و آنچه دارد، میفروشد و آن زمین را میخرد. «همچنین پادشاهی آسمان مانند تاجری است جویای مرواریدهای نفیس. پس چون مروارید بسیار باارزشی مییابد، میرود و آنچه دارد، میفروشد و آن مروارید را میخرد. «و باز پادشاهی آسمان مانند توری است که به دریا افکنده میشود و همهگونه ماهی داخل آن میگردد. هنگامی که تور پر میشود، آن را به ساحل میکشند. سپس مینشینند و خوبها را در سبد جمع میکنند، امّا بدها را دور میاندازند. در پایان این عصر نیز چنین خواهد بود. فرشتگان خواهند آمد و بدکاران را از میان درستکاران بیرون خواهند کشید و آنها را در کورۀ آتش خواهند افکند، جایی که گریه و دندان به دندان ساییدن خواهد بود.» سپس پرسید: «آیا همۀ این مطالب را درک کردید؟» پاسخ دادند: «بله!» عیسی فرمود: «پس، هر عالِمِ دین که دربارۀ پادشاهی آسمان تعلیم گرفته باشد، همچون صاحبخانهای است که از خزانۀ خود چیزهای نو و کهنه بیرون میآورد.» چون عیسی این مَثَلها را به پایان رسانید، آن مکان را ترک گفت و به شهر خود رفته، در کنیسه به تعلیم مردم پرداخت. مردم در شگفت شده، میپرسیدند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمیکنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» پس به نظرشان ناپسند آمد. امّا عیسی به آنان گفت: «نبی بیحرمت نباشد جز در شهر خود و خانۀ خویش!» و در آنجا بهعلت بیایمانی ایشان، معجزات زیادی نکرد.'
مزامیر ۹
تو را، ای خداوند، به تمامی دل سپاس خواهم گفت؛ همۀ شگفتیهای تو را بیان خواهم کرد. در تو شادی و وجد خواهم نمود، نام تو را، ای متعال، خواهم سرایید. چون دشمنانم به عقب بازگردند؛ از حضور تو میلغزند و هلاک میشوند. زیرا که تو مرا به انصاف دادرسی کردهای؛ تو بر مسند خود نشسته به عدل داوری کردهای. قومها را عتاب کرده و شریران را نابود کردهای؛ نام ایشان را محو کردهای تا ابدالآباد. دشمن در ویرانههای ابدی نیست گردیده است، شهرهایشان را از بیخ و بُن برکندهای؛ حتی یادِ آنها نیز از میان رفته است. اما خداوند جاودانه جلوس فرموده؛ او تخت خویش را برای داوری استوار داشته است. او خود بر جهان به عدل حکم میراند؛ و بر قومها به انصاف داوری میکند. خداوند برای ستمدیدگان قلعۀ بلند است، قلعۀ بلند در زمانهای تنگی. آنان که نام تو را میشناسند، بر تو توکل میدارند، زیرا تو، خداوندا، هرگز جویندگان خود را وانگذاشتهای. خداوند را که در صَهیون جلوس فرموده است، بسرایید؛ کارهای او را در میان قومها بازگو کنید. زیرا او که انتقامگیرندۀ خون است، ایشان را به یاد میآورد، او فریاد ستمدیدگان را فراموش نمیکند. ای خداوند، مرا فیض عطا فرما و بر آزاری که از دست دشمنانم میبینم نظر کن، ای که برافرازندۀ من از دروازههای مرگ هستی، تا همۀ اوصاف تو را در دروازههای دختر صَهیون برشمارم و در نجات تو شادی کنم. قومها در چاهی که خود کنده بودند، فرو افتادند؛ پای ایشان در دامی که خود نهفته بودند، گرفتار شد. خداوند خود را شناسانیده و داوری را به اجرا گذاشته است؛ شریران از کارهای دست خود به دام میافتند. هِجایون. سِلاه شریران به هاویه باز خواهند گشت؛ نیز همۀ قومهایی که خدا را فراموش میکنند. زیرا نیازمندان همیشه فراموش نخواهند شد، و امید ستمدیدگان تا ابد بر باد نخواهد بود. برخیز، ای خداوند! مگذار انسان چیره شود؛ باشد که قومها در پیشگاه تو داوری شوند. خداوندا، ترس بر جانشان بیفکن، تا قومها دریابند که انسانند و بس.
اشعیا ۲۹:۱۵ تا آخر
وای بر آنان که تدبیرهای خود را زیرکانه از خداوند پنهان میسازند، که اعمالشان در تاریکی است و با خود میگویند: «کیست که ما را ببیند؟ کیست که ما را بشناسد؟» شما همه چیز را وارونه میسازید. آیا کوزهگر همچون گِل انگاشته شود؟ آیا مصنوع دربارۀ صانع خود بگوید که: «او مرا نساخته است»؟ یا کوزه دربارۀ کوزهگر بگوید که: «او را فهمی نیست»؟ آیا در اندک زمانی لبنان به بوستان بدل نخواهد شد، و بوستان، جنگل به شمار نخواهد آمد؟ در آن روز، ناشنوایان کلام طومار را خواهند شنید، و چشمان نابینایان از میان ظلمت و تاریکی خواهد دید. مسکینان بار دیگر در خداوند شادی خواهند کرد، و آدمیانِ نیازمند در قدوس اسرائیل وجد خواهند نمود. زیرا که ستمکیشان هلاک خواهند شد، تمسخرگران نابود خواهند گردید، و شرارتپیشگان منقطع خواهند گشت، آنان که انسانی را به سخنی مجرم میسازند، برای آن که در محکمه حکم میکند دام میگسترند، و به ادعای باطلْ حق بیگناه را پایمال میکنند. از این رو خداوند که ابراهیم را فدیه داده است به خاندان یعقوب چنین میگوید: «یعقوب دیگر شرمسار نخواهد شد و دیگر رنگ از رخسار نخواهد باخت. زیرا چون ایشان فرزندان خویش را در میان خود ببینند، فرزندانی را که ثمرۀ دستان منند، نام مرا تقدیس خواهند کرد، و قدوس یعقوب را تقدیس خواهند نمود، و ترس و هیبت خدای اسرائیل را به دل خواهند داشت. آنان که در روح گمراهند فهیم خواهند شد، و گلهمندان تعلیم خواهند گرفت.»'