Today's word: اشعیا ۶۵:‏۱-‏۱۶ | Bible Study: مزمور۲مزمور ۱۴۸اول یوحنا ۵:‏۱-‏۱۲

این قطعه ‌شعر با فهرستی اندوه‌بار از دلایلی آغاز می‌شود که مشخص می‌سازند چرا خدا قوم خود را رد کرده است. ولی پس از آن، لحظۀ حیرت‌آور امید آغاز می‌گردد.
خدای ما خدایی است که آغوش خود را گشود و خویشتن را بر همگان ظاهر ساخت؛ نه فقط کسانی که در جستجوی او بودند، بلکه بر تمامی مردمان. اما یهودیانی که قرن‌ها پیش از عیسی زندگی می‌کردند، چگونه واکنش نشان دادند؟ آنها به روش‌هایی که منع شده بود، پرستش می‌کردند و این‌چنین خشم خدا را برمی‌انگیختند. آنها با ارواح مردگان ارتباط برقرار می‌کردند و بدون هیچ وسواسی از خوراک‌های نجس می‌خوردند و مدعی بودند که این کارها، ایشان را مقدس‌تر از دیگران می‌سازد.

آیا همۀ آن اعمال اشتباه، شما را به ستوه نمی‌آورد؟ نگران نباشید، زیرا بخشایش خدا بزرگتر از آن است که بتوانید تصور کنید. شما ممکن است فکر کنید که به خوشه‌ای انگور خشکیده می‌مانید که باید دور انداخته شود، اما خدا قصد دارد از آنچه به‌ظاهر به کاری نمی‌آید، استفاده کند. خدا نه تنها آن انگورها را دور نمی‌ریزد، بلکه از یکایک آنها برای تهیۀ شرابی نیکو استفاده می‌کند. این برکتی است فوق از انتظار ما!

همچون نیِ خم‌شده که خـُرد نمی‌شود، بلکه به حیات باز می‌گردد؛ همچون شمع نیم‌سوخته‌ای که خاموش نمی‌شود، بلکه شعله‌ور شده، دوباره نور می تاباند (اشعیا 42:‏3؛ متی 12:‏20). خدا با عزمی راسخ و عاشقانه، کار خود را در زندگی ما ادامه می‌دهد. هیچ‌کس برای خدا آنقدر بی‌فایده نیست که نتواند برای مقاصد خود از او استفاده نماید. او حتی در انگور خشکیده‌ای چون من، نیرویی بالقوه می‌بیند. چطور می‌توانم در برابر دعوت او مقاومت کنم که می‌فرماید: «اینک حاضرم»؟

Today's Prayer

خدایا،
ای تو که با هدایت یک ستاره،
پسر یگانه‌ات را بر قوم‌های زمین آشکار فرمودی:
از سر رحمت خود، به ما که اکنون تو را از طریق ایمان می‌شناسیم،
عنایت فرما تا سرانجام جلالت را رو در رو بنگریم؛
به‌واسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اشعیا ۶۵:‏۱-‏۱۶

اجازه دادم کسانی که مرا نطلبیده بودند، مرا بجویند، و کسانی که مرا نجسته بودند، مرا یافتند، و به قومی که نام مرا نخوانده بودند، گفتم: «اینک حاضرم؛ اینک حاضرم.» تمامی روز دستانم را دراز کردم به سوی قومی گردنکش، که در طریقهای نادرست گام برمی‌دارند، و توهمات خویش را پیروی می‌کنند؛ قومی که پیوسته پیش رویم، خشم مرا برمی‌انگیزند، و در باغها قربانی گذرانده، بر آجرها بخور می‌سوزانند؛ که در میان قبرها می‌نشینند، و تمامی شب را در مغاره‌ها سپری می‌کنند؛ که گوشت خوک می‌خورند، و خورش از گوشت مکروه در ظروفشان است؛ که می‌گویند: «دور بایست و نزد من میا، زیرا مقدس‌تر از آنم که نزدیک من آیی.» آنان دودند در بینی‌ام، و آتشی که تمامی روز مشتعل است! خداوند می‌گوید: همانا این نزد من مکتوب است که: «خاموش نخواهم ماند، بلکه بدیشان مزد خواهم داد، آری مزد آن را به آغوش ایشان خواهم پرداخت، مزد گناهان شما و گناهان پدران شما را با هم. و از آنجا که بر کوهها قربانی تقدیم کردند، و بر تپه‌ها به من بی‌حرمتی روا داشتند، مزد اعمال گذشتۀ ایشان را پیموده، به آغوششان خواهم پرداخت.» خداوند چنین می‌گوید: «مانند زمانی که شراب تازه هنوز در خوشه یافت می‌شود، و می‌گویند: ”آن را زایل مسازید، زیرا هنوز برکتی در آن هست،“ من نیز به‌خاطر خادمانم چنین عمل خواهم کرد، و آنها را به‌کل هلاک نخواهم ساخت. از یعقوب نسلی فراهم خواهم آورد، و از یهودا آنان را که کوههایم را به تصرف آورند؛ برگزیدگانم آنها را به میراث خواهند برد، و خادمانم در آنجا سکونت خواهند گزید. و برای قوم من که مرا می‌جویند، شارون چراگاه گله‌ها خواهد شد، و وادی عَخور، استراحتگاه رمه‌ها خواهد بود. «و اما شما که خداوند را ترک کردید و کوه مقدس مرا به فراموشی سپردید، که برای ’بَخت‘ سفره می‌گسترانید و برای ’تقدیر‘ شراب ممزوج می‌ریزید، شما را به جهت شمشیر مقدر خواهم کرد، و همۀ شما برای کشتار خم خواهید شد. زیرا چون خواندم، پاسخم ندادید، و چون سخن گفتم، گوش نگرفتید، بلکه آنچه را در نظرم ناپسند بود به عمل آوردید، و آنچه را که خشنودم نمی‌ساخت برگزیدید.» پس خداوند لشکرها چنین می‌فرماید: «خادمان من خواهند خورد، اما شما گرسنه خواهید ماند؛ و خادمان من خواهند نوشید، اما شما تشنه خواهید ماند؛ و خادمان من شادی خواهند کرد، اما شما سرافکنده خواهید شد؛ و خادمانم از خوشیِ دل سرود خواهند خواند، اما شما از اندوه دل فریاد بر خواهید آورد و از شکستگی روح شیون خواهید کرد. شما نام خود را به عنوان لعنت برای برگزیدگانم بر جا خواهید گذاشت، و خداوندگارْ یهوه شما را خواهد کشت، اما به خادمانش نامی دیگر خواهد داد. آن که خویشتن را در این سرزمین برکت دهد، خویشتن را به خدای حق برکت خواهد داد، و آن که در این سرزمین سوگند خورَد، به خدای حق سوگند خواهد خورد. زیرا که مشقتهای پیشین فراموش خواهد شد، و از نظر من نهان خواهد گشت.

مزمور۲

از چه سبب قومها می‌شورند و ملتها به عبث تدبیر می‌کنند؟ پادشاهان زمین به صف می‌شوند و فرمانروایان به مشورت می‌نشینند، بر ضد خداوند و بر ضد مسیح او؛ که «بیایید بندهایشان بگسلیم و زنجیرهایشان از خود بیفکنیم.» آن که در آسمانها جلوس کرده، می‌خندد؛ خداوندگار ریشخندشان می‌کند. آنگاه در خشم خویش بدیشان سخن خواهد گفت، و به غضب خویش ایشان را هراسان خواهد ساخت. خواهد گفت: «من پادشاه خود را نصب کرده‌ام، بر کوه مقدسم صَهیون». و حال، من حکم را بازمی‌گویم، خداوند مرا گفته است: «تو پسر من هستی؛ امروز من تو را مولود ساخته‌ام. از من بخواه، که ملتها را میراث تو خواهم گردانید و کرانهای زمین را مُلک تو خواهم ساخت. به عصای آهنین ایشان را خواهی شکست و همچون کوزۀ کوزه‌گر خُردشان خواهی کرد. پس حال خردمند باشید، ای شاهان، و ادب شوید، ای فرمانداران جهان. خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز به وجد آیید. پسر را ببوسید، مبادا به خشم آید، و در راه هلاک شوید، زیرا خشم او به دمی افروخته می‌شود. خوشا به حال همۀ آنان که به او پناه می‌برند.

مزمور ۱۴۸

هللویاه! خداوند را از آسمان بستایید، در عرش برین او را بستایید. ای همۀ فرشتگانش او را بستایید، ای همۀ لشکریانش، او را بستایید. ای خورشید و ماه، او را بستایید، ای همۀ ستارگان درخشان، او را بستایید. ای فلک‌الافلاک، او را بستایید، و ای آبهایی که فوق آسمانهایید. اینان همه نام خداوند را بستایند، زیرا که او امر فرمود، و آفریده شدند. و آنها را بر پا داشت، تا ابد‌الآباد، و فریضه‌ای قرار داد که از آن در نتوان گذشت. خداوند را از زمین بستایید، ای جانداران بزرگ دریایی و همۀ ژرفاها؛ ای آذرخش و تگرگ و برف و ابر، و ای بادهای توفانی که امر او را به جا می‌آورید! ای کوهها و همۀ تپه‌ها، ای درختان میوه و همۀ سروها؛ ای وحوش و همۀ چارپایان، ای خزندگان و پرندگان بالدار؛ ای شاهان زمین و تمامی قومها، ای امیران و همۀ حکام جهان؛ ای مردان جوان و دوشیزگان، ای پیران و ای جوانان. اینان همه، نام خداوند را بستایند، زیرا تنها نام او متعال است؛ شکوه او فوق زمین و آسمان است. او شاخی برای قوم خود برافراشته است، ستایش برای همۀ سرسپردگانش، برای بنی‌اسرائیل که قومی نزدیک به اویند. هللویاه!

اول یوحنا ۵:‏۱-‏۱۲

هر که ایمان دارد عیسی همان مسیح است، از خدا مولود شده است؛ هر که پدر را محبت می‌کند، فرزند او را نیز محبت می‌کند. از این‌جا می‌دانیم فرزندان خدا را محبت می‌کنیم که خدا را محبت می‌کنیم و از احکام او اطاعت می‌نماییم. محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست. زیرا هر که از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه می‌یابد و این است غلبه‌ای که دنیا را مغلوب کرده است، یعنی ایمان ما. کیست آن که بر دنیا غلبه می‌یابد جز آن که ایمان دارد عیسی پسر خداست؟ اوست آن که با آب و خون آمد، یعنی عیسی مسیح. تنها نه با آب، بلکه با آب و خون؛ و روح است که شهادت می‌دهد، چون روح، حق است. اگر ما شهادت انسان را می‌پذیریم، شهادت خدا بسی بزرگتر است، زیرا شهادتی است که خدا خود دربارۀ پسرش داده است. زیرا سه هستند که شهادت می‌دهند: روح و آب و خون؛ و این سه یک هستند. هر که به پسر خدا ایمان دارد، این شهادت را در خود دارد. امّا آن که شهادت خدا را باور نمی‌کند، او را دروغگو شمرده است، زیرا شهادتی را که خدا دربارۀ پسر خود داده، نپذیرفته است. و آن شهادت این است که خدا به ما حیات جاویدان بخشیده، و این حیات در پسر اوست. آن که پسر را دارد، حیات دارد و آن که پسر خدا را ندارد از حیات برخوردار نیست.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *