اکنون روحالقدس را میبینیم که وارد عمل میشود، همان روحی که وعده داده شده بود. منظرهٔ آتش را میبینیم و صدای باد را میشنویم، که یادآور آمدن روحالقدس بر عیسی بههنگام تعمیدش هستند، رویدادی که منظرهٔ خاص خود (کبوتر) و نیز صدای خاص خودش را داشت (ندایی از آسمان). در این آیات، قدرتی را مشاهده میکنیم که بقیهٔ کتاب اعمال را در مینوَردَد، همان «تندبادی» که پطرس و پولس و دیگران را به اقصای زمین (یعنی روم) خواهد برد و با پیمودن دنیای شناختهشدهٔ آن روزگار، زندگی مردمان را تغییر خواهد داد. این زبانههای آتش نماد سخنرانیهایی است که یکسوم حجم کتاب اعمال را تشکیل میدهند. در اینجا سخنرانی پطرس نخستین مورد آن است که خطاب به مردمانی «از همهٔ ممالک زیر آسمان» ایراد شد. با نگاه به نقشهٔ جغرافیایی نقاطی که در این آیات ذکر شده، دایرهای کامل را میبینیم که خاور نزدیک باستان را دربَر میگیرد. روحالقدس وارد عمل شده بود!
سؤالی که نمیتوانیم از طرح آن اجتناب کنیم، این است که چرا روحالقدس ظاهراً در زندگی بسیاری از ما فقط «کجدار و مریض» عمل میکند. درک این واقعیت آسان است که شروع حرکت موتور در ابتدای کتاب اعمال، نیاز به «دندهٔ یک» یا حتی «دندهٔ کمکی» دارد، و اینکه عملکرد روحالقدس لازم نیست همیشه چنین نیرومند باشد. اما باز میتوانیم بپرسیم که آیا چیزی حیاتی کم نداریم؟
شاید لازم است روح خدا را دعوت کنیم- حتی بهطور آزمایشی، و همین امروز- تا بر اتاقهای سرد و غبارگرفتهٔ زندگیمان بوَزَد و حیات پرطراوت روحالقدس را که در کتاب اعمال میبینیم، لحظهای برایمان به ارمغان بیاورد.