Today's word: ارمیا ۴:‏۱-‏۱۸ | Bible Study: مزمور ۷۱مزمور ۹۶یوحنا ۴:‏۴۳ تا آخر

آن آینده‌ای که توبه‌ای قلبی و آشتی‌ای اصیل را به‌همراه خواهد داشت و دیروز نگاهی اجمالی به آن انداختیم، با بازگشت به زمان حال، بار دیگر رنگ می‌بازد. اهالی یهودا باید ابتدا از مراحل سختی عبور کنند، چرا که دشمن در افق دیده می‌شود. اوضاع پیش از آنکه بهتر شود، بدتر خواهد شد و قوم خدا نمی‌توانند کسی جز خود را مسبّب و مقصر بدانند.
وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست چه آسان است که به‌دنبال کسی بگردیم تا تقصیر را به گردن او بیندازیم. اگر کسی را پیدا نکردیم، خدا را مقصر به شمار می‌آوریم. حال آنکه تقریباً همیشه باید بیاموزیم که مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیریم. هرکه خربزه بخورد، باید پای لرزش هم بنشیند. پذیرفتن مسئولیت، اعتراف‌کردن و اظهار تأسف و پشیمانی کار اشخاص بالغ است و خو گرفتن به آنها نیاز یک عمر طول می‌کشد.

در ضمن، دیگر جایی برای قضاوت بر دیگران باقی نمی‌ماند. پدر براؤن، آن کارآگاه دیوانی که جی. کِی. چسترتون، در کتاب خود، او را برای حل پرونده‌های جنایی شخصیت‌پردازی کرده، تکنیکی تکرار دارد. او به دل خودش رجوع می‌کند تا انگیزه‌های جنایت را کشف کند. او با تأسف توضیح داده، می‌گوید: «ببینید، این من بودم که همهٔ این افراد را به قتل رساندم.» در اینجا، جایی برای قضاوت‌کردن وجود نخواهد داشت. همهٔ ما قادریم اعمالی را که ارمیا توصیف کرده، به‌عمل آوریم. و یگانه راه نجات، همانا خداست و فیض او.

آن عده از میان ما که موعظه و شبانی می‌کنیم، روشی متعادل‌کننده در اختیار داریم. باید به قوم خدا کمک کنیم تا مسئولیت اعمال خودشان را بپذیرند، و بعد، در مقام شخصی که مانند آنها گناهکار است، باید عامل تحقق‌یافتن آشتی، بخشایش، فیض و آرامش خدا باشیم.

Today's Prayer

ای خدای قدوس،
زندگی ما در نظر تو آشکار و عیان است:
ما را از هرج و مرج گناه رهایی ده،
و از طریق مرگ پسرت،
ما را شفا بخش و صحّت کامل عنایت فرما،
در عیسای مسیح، خداوندگار ما

Bible Study

ارمیا ۴:‏۱-‏۱۸

«خداوند می‌گوید: ای اسرائیل، اگر بازمی‌گردی، نزد من بازگشت کن. اگر بتهای منفورِ خویش را از حضورم دور سازی، و تزلزل به خود راه ندهی، اگر به راستی و عدالت و انصاف سوگند خورده، بگویی: ”به حیات یهوه،“ آنگاه قومها خود را در او مبارک خواهند خواند و به او فخر خواهند کرد.» آری، خداوند به مردمان یهودا و اورشلیم چنین می‌فرماید: «زمینهای خود را شیار کنید، و در میان خارها کِشت مکنید. ای مردان یهودا و ساکنان اورشلیم، خویشتن را برای خداوند ختنه کنید، قُلَفَۀ دلهایتان را دور سازید، مبادا به سبب شرارتِ اعمال شما، خشم من چون آتش زبانه کشیده، بسوزانَد، و کسی نباشد که آن را خاموش سازد.» در یهودا اعلام کنید و در اورشلیم ندا در داده، بگویید: «در سرتاسر این سرزمین کَرِنا بنوازید، و به آواز بلند ندا کرده، بگویید: ”گرد آیید تا به شهرهای حصاردار داخل شویم!“ عَلَمی به سوی صَهیون برافرازید؛ پناه بگیرید! درنگ مکنید! زیرا من بلایی از جانب شمال نازل می‌کنم و هلاکتی عظیم بر شما می‌آورم. «شیری از بیشۀ خود برآمده، و هلاک‌کنندۀ قومها رهسپار شده است؛ او از مکان خویش به در آمده، تا سرزمین تو را ویران کند؛ شهرهایت خراب خواهد شد، و خالی از سکنه خواهد گشت. بدین سبب پلاس در بر کنید، بر سینۀ خود بزنید و شیون نمایید، زیرا خشمِ آتشین خداوند از ما برنگشته است!» «خداوند می‌فرماید: در آن روز دل پادشاه و صاحبمنصبان خواهد لرزید، و کاهنان مبهوت و انبیا متحیر خواهند شد.» پس گفتم: «آه، ای خداوندگارْ یهوه، براستی که این قوم و اورشلیم را به‌غایت فریفتی، آنگاه که گفتی، ”شما را صلح و سلامت خواهد بود،“ حال آنکه شمشیر به جان ایشان رسیده است!» در آن هنگام به این قوم و به اورشلیم گفته خواهد شد: «بادی سوزان از بلندیهای خشکِ بیابان به سوی قوم عزیز من می‌وزد، اما نه به جهت افشاندن و پاک کردن خرمن! بلکه بادی بس شدیدتر از آن برای من می‌وزد. حال من خودْ داوری را بر ایشان اعلام خواهم کرد!» هان او همچون ابری برمی‌آید، ارابه‌هایش همچون گردبادند! اسبانش تیزروتر از عقابند! وای بر ما، زیرا که هلاک شده‌ایم! ای اورشلیم، شرارت از دل بشوی تا نجات یابی؛ تا به کِی سودای شرارت در سر می‌پروری؟ زیرا صدایی از دان ندا در می‌دهد، و از کو‌هستانِ اِفرایِم بانگِ مصیبت می‌زند. به قومها هشدار دهید که او در راه است؛ اورشلیم را ندا در داده، بگویید: «محاصره‌کنندگان از سرزمین دوردست می‌آیند، و بر ضد شهرهای یهودا نعره برمی‌کشند؛ همچون نگهبانان مزرعۀ او را احاطه می‌کنند، زیرا بر من عِصیان ورزیده است؛ این است فرمودۀ خداوند. رفتار و کردار خودت این را بر سرت آورده است؛ این مجازات توست، وچه تلخ است! اکنون تا به دلت رسیده.»

مزمور ۷۱

در تو ای خداوند پناه جُسته‌ام؛ هرگز مگذار سرافکنده شوم! به عدالت خویش مرا برهان و خلاصی‌ام ده. گوش خود را به من مایل گردان و نجاتم بخش! مرا صخرۀ پناه باش، که پیوسته بدان روی آورم. تو به نجات من حکم فرموده‌ای، زیرا که صخره و قلعۀ من تویی. ای خدای من، مرا از دست شریران خلاصی ده، و از چنگ مردمان ظالم و بی‌رحم برهان! زیرا تو، ای خداوندگار، امید من هستی، و تو ای خداوند، اعتماد من، از روزگار جوانی. از بدو تولد، تکیه‌گاهم تو بوده‌ای؛ از شکم مادر، تو مرا به دنیا آوردی. ستایش من پیوسته معطوف به توست! بسیاری را آیتی گشته‌ام، زیرا تو پناهگاه مستحکم منی. دهان من از ستایش تو آکنده است، و از وصف کبریایی تو، تمامی روز. به وقت پیری دورَم میفکن، و چون قوّتم زایل شود، ترکم مکن! زیرا دشمنان بر ضد من سخن می‌گویند، و آنان که در کمین جان مَنَند با هم مشورت می‌کنند. می‌گویند: «خدا ترکش کرده است؛ پس تعقیبش کنید و گرفتارش سازید، زیرا رهاننده‌ای نیست!» خدایا، از من دور مباش! ای خدای من به یاری‌ام بشتاب! مُدعیانِ جانم سرافکنده و نابود گردند، و آنان که در پی زیان منند به رسوایی و بی‌آبرویی ملبس گردند! و اما من، پیوسته امیدوار خواهم بود، و تو را هر چه بیشتر خواهم ستود. دهانم از عدالت تو خبر خواهد داد، و از نجات تو، تمامی روز، هرچند شمار آنها از دانش من فراتر است. با اعمال پرقدرت خداوندگارْ یهوه خواهم آمد و عدالتِ تو را و بس اعلام خواهم کرد! خدایا، تو مرا از روزگار جوانی تعلیم داده‌ای، و من تا هم‌اکنون شگفتیهای تو را اعلام می‌دارم. پس خدایا تا به وقت پیری و سپیدمویی نیز ترکم مکن، تا آنگاه که نسل بعد را از بازوی تو خبر دهم، و آیندگان را از توانایی تو. عدالت تو، خدایا، تا به عرشِ برین می‌رسد، ای که کارهای عظیم کرده‌ای! خدایا، کیست مانند تو؟ تو که مرا از تنگیها و بلاهای بسیار گذراندی، دیگر بار، جانم را احیا خواهی کرد؛ آری، دیگر بار مرا از اعماق زمین بر خواهی آورد. بزرگی مرا افزون خواهی کرد و بار دیگر تسلی‌ام خواهی داد. من هم تو را به آوای چنگ خواهم ستود، به سبب امانت تو، ای خدای من! با نوای بربط در ستایش تو خواهم سرایید، ای قدوس اسرائیل! آنگاه که در ستایش تو بسرایم، لبهایم بانگ شادی سر خواهد داد، جان من نیز، که آن را فدیه داده‌ای. زبانم نیز تمامی روز، ذکر عدالت تو را خواهد گفت؛ زیرا آنان که در پی زیان من بودند، سرافکنده و شرمسار گردیده‌اند!

مزمور ۹۶

برای خداوند سرودی تازه بسرایید! ای تمامی زمین، برای خداوند بسرایید! برای خداوند بسرایید و نام او را متبارک خوانید! روز به روز نجات او را بشارت دهید! جلال او را در میان ملتها بازگویید، و اعمال شگفتش را در میان همۀ قومها! زیرا خداوند بزرگ است و به‌غایت شایان ستایش؛ از او می‌باید ترسید، بیش از همۀ خدایان. زیرا همۀ خدایانِ قومها، بتهای بی‌ارزشند، اما یهوه آسمانها را بساخت. فرّ و شکوه به حضور وی است و توانایی و زیبایی در قُدس وی. ای طوایف قومها، وصف خداوند را بگویید! وصف جلال و قوّت خداوند را بگویید! وصف جلال نام خداوند را بگویید! هدیه بیاورید و به صحنهای او بیایید! خداوند را در فرّ قدوسیتش بپرستید! ای تمامی زمین، از حضور او بلرزید! باشد که در میان قومها بگویید، «خداوند پادشاهی می‌کند! آری، جهان مستحکم است و جنبش نخواهد خورد؛ او ملتها را به انصاف داوری خواهد کرد.» آسمان شادی کند و زمین به وجد آید؛ دریا و هر چه آن را پر می‌سازد، غُرّش کند؛ صحرا و هرآنچه در آن است، شادمان گردد. آنگاه همۀ درختان جنگل بانگ شادی بر خواهند آورد، پیش روی خداوند، زیرا که می‌آید، آری او می‌آید تا زمین را داوری کند. او جهان را به انصاف داوری خواهد کرد، و ملتها را به امانت خویش.'

یوحنا ۴:‏۴۳ تا آخر

این دوّمین آیتی بود که عیسی هنگامی که از یهودیه به جلیل آمد، به ظهور رسانید. آنگاه پدر دریافت که این همان ساعت بود که عیسی به او گفته بود: «پسرت زنده می‌ماند.» پس خود و همۀ اهل خانه‌اش ایمان آوردند. از آنها پرسید: «از چه ساعت رو به بهبود نهاد؟» گفتند: «دیروز، در هفتمین ساعت روز تبْ او را رها کرد.» هنوز در راه بود که خدمتکارانش به استقبال او آمده، گفتند: «پسرت زنده و تندرست است.» عیسی به او گفت: «برو؛ پسرت زنده می‌ماند.» آن مرد کلام عیسی را پذیرفت و به راه افتاد. آن مرد گفت: «سرورم، پیش از آنکه فرزندم بمیرد، بیا.» عیسی به او گفت: «تا آیات و عجایب نبینید، ایمان نمی‌آورید.» چون شنید عیسی از یهودیه به جلیل آمده است، به دیدار او شتافت و تمنا کرد که فرود آید و پسر او را شفا دهد، زیرا در آستانۀ مرگ بود. سپس دیگر بار به قانای جلیل رفت، همان‌جا که آب را شراب کرده بود. در آنجا یکی از درباریان بود که پسری بیمار در کَفَرناحوم داشت. چون به جلیل رسید، جلیلیان او را به‌گرمی پذیرفتند، زیرا آنها نیز برای عید به اورشلیم رفته و آنچه را عیسی در آنجا کرده بود، دیده بودند. زیرا خود گفته بود که «نبی را در دیار خود حرمتی نیست.» پس از آن دو روز، عیسی از آنجا به جلیل رفت،

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *