ایوب 8:1
خداوند به شیطان گفت: «آیا در بنده من ایوب تفکر کردی که مثل او در زمین نیست؟ مرد کامل و راست و خداترس که از گناه اجتناب میکند
ایوب
شیطان اصلاً انتظار نداشت که خدا دربارة ایوب با او سخن بگوید. شیطان امیدوار بود که بتواند گزارشی از همة بدبختیهایی که در خلال دوره سرگردانیاش بر روی زمین، بر سر بشر آورده ارائه نماید. او داستان خود را دربارة همه ریاکاران، دزدان و زناکاران زمین آماده کرده بود؛ همچنین درباره همة مسیحیانی که از یکدیگر نفرت دارند و به یکدیگر اعتماد ندارند. آنانی که سرودهای پارسایی میخوانند، اما کارهای بد انجام میدهند. اینها چیزهایی بودند که شیطان دوست داشت در موردشان حرف بزند. این همان چیزی بود که وی انتظارش را داشت، اما خداوند مایل بود دربارة یک چیز حرف بزند این ایوب که تا این اندازه قابل اعتماد بود. شیطان همیشه میخواهد دربارة چیزهای منفی صحبت کند. او فرزندان خدا را هم به این کار ترغیب مینماید و خیلی هم موفق میشود. خدا ما را متوجه چیزهای مثبت میکند. گرچه او گناه را محکوم مینماید و از احتیاجات بشر و جهان هستی برانگیخته میشود، اما آمرزش و آرزوهای زیادی را به مردمانی که به آینده امیدی ندارند، هدیه میکند. او خدا و نجات دهندة ماست. باید که در اثر قدمهای او راه برویم. و چنین دعا کنیم: «ای خدا مرا تفتیش کن و دل مرا بشناس. مرا بیازما و فکرهای مرا بدان و ببین که آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما» (مزمور 23:139- 24).